۱۳۹۵ اردیبهشت ۴, شنبه

بیش از ۲۰۰هزار زندانی در کشور وجود دارد

خبرگزاری هرانا ـ نایب رئیس کمیسیون قضایی وحقوقی مجلس با انتقاد از افزایش جمعیت زندانیان کشور، از همکاری نکردن دستگاه ها برای به سرانجام رسیدن لایحه قضازدایی با هدف کاهش عناوین مجرمانه انتقاد کرد.
به گزارش خیرگزاری هرانا به نقل از خانه ملت، حمیدرضا طباطبایی نائینی در توضیح وضعیت حمایت از خانواده زندانیان، گفت: “در آیین‌نامه سازمان زندان‌ها برای حمایت از خانواده زندانیان موادی پیش‌بینی شده به طوریکه انجمن حمایت از خانواده زندانیان در شهرهایی که زندان دارد با عضویت فرماندار، دادستان، امنای شهر و رئیس زندان در راستای حمایت از خانواده زندانیان تشکیل شده است”.
لزوم تشکیل سازمان حمایت از خانواده زندانیان با هدف کاهش آسیب
نماینده مردم نائین در مجلس شورای اسلامی افزود: “انجمن حمایت از زندانیان با برنامه‌ریزی در دفعات مختلف کمک‌های نقدی و مالی به خانواده‌های زندانیان داشته و برای خانواده‌ها و زندگی پس از آزادی زندانیان نیز برنامه‌ریزی کرده است”.
وی با بیان اینکه طرح جدی برای حمایت از خانواده زندانیان در کمیسیون قضایی وحقوقی مطرح نشده است، گفت: “انجمن حمایت از زندانیان با کمیته امداد امام خمینی همکاری بسیار خوبی دارد اما متاسفانه جمعیت زندانیان در کشور به بیش از ۲۰۰ هزار زندانی می‌رسد که برای حمایت جدی و با برنامه نیازمند تشکیل “سازمان حمایت از خانواده زندانیان” هستیم”.
طباطبایی نائینی با یادآوری اینکه دولت به تنهایی با منابع اندک توانایی حمایت از خانواده زندانیان را ندارد، تصریح کرد: “کمیته امداد امام و سایر نهادهای حمایتی تا حدودی از این افراد حمایت می‌کنند اما باید توجه داشت که خانواده‌های زندانیان به خصوص خانواده معدومان و زندانیان محکوم به حبس بلند‌مدت در معرض بزرگترین آسیب‌های کشور هستند”.
این نماینده مردم در مجلس نهم با بیان اینکه خانواده بسیاری از زندانیان در معرض انجام اقدامات مجرمانه هستند، گفت: “زیرا شرایط و بستر برای این افراد فراهم است، البته نبود برنامه‌ریزی مناسب برای این افراد نیز در سال‌های اخیر بی تاثیر نیست”.
بازداشت‌ها در کشور قاعده‌مند نیست؛ مخالفت سازمان‌های دولتی علت به سرانجام نرسیدن لایحه قضازدایی
وی تاکید کرد: “قوه قضاییه با همکاری دولت باید برای خانوده زندانیان برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام دهد؛ هرچند مهم‌ترین گام‌ها باید در راستای کاهش جمعیت زندانیان برداشته شود، متاسفانه کشور ما از نظر میزان بازداشت‌ها قاعده‌مند نیست؛ در چنین شرایطی احتمال کاهش آسیب با افزایش نهادهای حمایتی هم بسیار کم است”.
طباطبایی نائینی یادآور شد: “لایحه قضازدایی برای کاهش عناوین مجرمانه نیز در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس مطرح شد اما مخالفت بسیاری از سازمان‌های متولی در دولت سبب شد تا این لایحه به سرانجام نرسد، در حقیقت کشور ما در رسیدگی به جرایم مشکل فرهنگی دارد چراکه از مرحله نخست برخورد با تخلف جرم‌انگاری شده در حالی که در کشورهای پیشرفته سازمان‌های اجرایی اختیاراتی برای برخورد با متخلفان دارند”.
۶۰درصد زندانیان وابسته به مواد مخدر هستند
این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه از رژیم گذشته در کشور دائما جرم‌انگاری صورت گرفته، گفت: “نتیجه افزایش جرم‌انگاری در کشور تراکم زندانیان است، متاسفانه در حال حاضر ۶۰ درصد زندانیان مجرمان وابسته به مواد مخدر هستند که اعدام‌های مکرر و حبس‌های طولانی تنها آسیب‌های اجتماعی به جا گذاشته و قاچاقچیان را مسلحانه‌تر کرده است”.
نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نهم ضمن بیان اینکه با اعدام نتیجه مورد نظر حاصل نشده است، گفت: “قوه قضاییه به تنهایی نمی‌تواند اقدام به کاهش تراکم زندانیان و عناوین مجرمانه کند، این کارها نیازمند برنامه‌ریزی کلان است تا با کاهش تراکم زندانیان، امکان حمایت مناسب‌تر از خانواده زندانیان نیز فراهم شود”.

zendani

۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه

دست دادن در «ایران» جرم سیاسی و مشکل ناموسی است

حکومت‌های توتالیتر و آدم‌های دگم مذهبی یا متعصب‌های غیرمذهبی از موانع آزادی هستند.
«محبت‌نیوز»  –  دست دادن زنان و مردان با یکدیگر در بین بخش اعظمی از مردم ایران موضوعی جا افتاده و عادی است، اما هستند کسانیکه به واسطه دیدگاه‌های مذهبی خود از این کار امتناع می‌کنند.
از آغاز انقلاب اسلامی تا کنون این عرف مذهبی در سیاست هم تاثیرگذاشت و تا امروز کمتر سیاستمداری پیدا شده که حداقل در مقابل چشم رسانه‌ها و یا دیگر همکاران خود دست مرد یا زن نامحرمی را به رسم دیپلماتیک بفشارد. اما طی سال‌های اخیر معدود افرادی در بین سیاستمداران و هنرمندان بودند که فارغ از این چارچوب‌ها سنت شکنی‌کردند.
رادیو زمانه در گزارشی به قلم «فاطمه اختصاری» در گزارشی با عنوان «ایران؛ کشوری که دست دادن در آن جرم سیاسی و مشکل ناموسی است» به این موضوع پرداخته است.
به اعتقاد این نویسنده بخشی از دلایل غیراخلاقی بودن دست دادن زنان ومردان این است که از این حالت به عنوان ابزار قدرت حکومت برای سرکوب مخالفانش استفاده می‌کند.
او در تشریح این ادعا می‌گوید: «حکومت‌های توتالیتر مثل حکومت ایران به گزینه‌های مشخصی نیاز دارند که در جامعه خریدار داشته باشد و جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.»
عامل دیگر این است که با طرح اینگونه مسائل حساسیت‌های عمومی را بیشتر تحریک می‌کنند. به نوشت او یکی از روش‌های سرکوب فعالان سیاسی نیز متهم کردن آنها به فساد اخلاقی است که از ابتدای جمهوری اسلامی هم سابقه داشته است.
او با طرح این پرسش که «چرا این اهرم فشار برای زنان در سطح وسیع‌تری به‌کار گرفته می‌شود؟» پاسخ داده […] زنان در جامعه ایران با تابوهای اخلاقی بیشتری روبه‌رو هستند و مردم خیلی سریع‌تر نسبت به این قضیه تحریک می‌شوند.
زیرا حتی مردمی را که حکومتی و مذهبی نیستند می‌شود با زدن انگ‌ اخلاقی به یک زن، تحریک کرد.
قشر عام جامعه قابلیت این را دارد که این اتّهام‌ها را سریع «باور» کند، در گسترش و «انتقال» این شایعه فعّال باشد و به آن «واکنش تهاجمی» نشان دهد.
او آدم‌های دگم مذهبی یا متعصب‌های غیرمذهبی را هم عاملی دیگر دانسته که گاهی کاسه داغ‌تر از آشِ حکومت می‌شوند و حاضر نیستند در مقابل مسائل کوچکی مثل دست دادن کوتاه بیایند.
به اعتقاد نویسنده علت سیاسی شدن امور شخصی مثل دست دادن و روبوسی و… هر کدام از مواردی که برشمردیم باشد، تنها چاره‌اش تغییر نگاه مردم به مالکیت زن بر تن و جسم خود است.

mohabatnews23234

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه

خارج کردن کلیه امید کوکبی به علت ابتلا به سرطان در زندان

خبرگزاری هرانا ـ پزشکان کلیه راست امید کوکبی فیزیکدان زندانی ایرانی را، به علت عارضه تومور بدخیم سرطانی، به طور کامل از بدنش خارج کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، به گزارش یک منبع آگاه، آقای کوکبی امروز چهارشنبه اول اردیبهشت در بیمارستان سینای تهران مورد عمل جراحی قرار گرفته است. این منبع از قول پزشک معالج امیدکوکبی گفت که با توجه به وضعیت بیماری وی، در صورت ادامه حبس، جان این زندانی در خطر خواهد بود.
آقای کوکبی، دانشجوی دکترای فیزیک با تخصص لیزر در دانشگاه آستین تگزاس، بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت و بعد از چند ماه به اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” و “کسب مال نامشروع” به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
حکم ۱۰ سال حبس امید کوکبی در دی ماه ۱۳۹۳ مجددا تایید شد. به گفته آقای کوکبی حکم دادگاه بر اساس اعترافات اجباری خلاف واقع صادر شده است.
او از ۵ سال و ۳ ماه پیش بدون مرخصی در زندان به سر می برد. امید کوکبی در این مدت، چندین بار با دفع سنگ کلیه و خونریزی داخلی ناشی از آن دست و پنجه نرم کرده است.
پیشتر، سعید خلیلی وکیل این زندانی به ایلنا گفته بود: “اگرچه دیوان عالی کشور در رای صادره خود در تاریخ ۱۹/۷/۱۳۹۳ جرم انتسابی را فاقد مستندات کافی دانسته بود، اما در هر صورت این حکم در شعبه هم‌عرض (شعبه ۵۴) بدون التفات به مفاد رای دیوان، ابرام شد.”
۱۸ برنده جایزه نوبل فیزیک اواخر سال ۲۰۱۴ در نامه‌ای به رهبر ایران خواهان آزادی او شدند. آنها در نامه خود نوشتند آقای کوکبی “تنها به خاطر امتناع از همکاری با مراکز تحقیقات نظامی جمهوری اسلامی ایران” زندانی شده است.
سعید خلیلی به ایلنا گفته است:‌ “صرف‌نظر از کفایت ادله و مستندات ارائه شده در لوایح دفاعیه و نیز رای دیوان در اثبات بی‌گناهی او، اکنون علاوه بر اینکه طبق قانون بیش از دو سال است که شرایط و استحقاق برخورداری از آزادی مشروط را دارد و آقای جواد لاریجانی هم در اسفند۱۳۹۳ در گفتگویی با شبکه دوم تلویزیون جمهوری اسلامی وعده عفو و آزادی وی را داده بود، با کمال تعجب نمی‌دانیم چه دست‌هایی تاکنون مانع تحقق این همه راه‌ها برای آزادی ایشان شده‌اند.”
این وکیل افزوده است که براساس قوانین کشور امکان تعویق مجازات آقای کوکبی به دلیل بیماری وجود دارد. به گفته او: “در عین حال هم علاوه بر آزادی مشروط اکنون ایشان بر اساس ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری شرایط توقف اجرای حکم و آزادی را دارد.”
این ماده قانونی تصریح دارد: “هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می‌اندازد.”
آقای کوکبی سال پیش در نامه ای از زندان نوشت که دانشمندان نباید در فعالیت هایی که ممکن است خطراتی برای بشر داشته باشد شرکت کنند.


omid kokabi

روزشمار ۹ سال حبس احمد تمویی

خبرگزاری هرانا – احمد تمویی زندانی سیاسی زندان ارومیه است که از سال ۸۶ در زندان های مختلف نگهداری شده، او شکنجه های متعددی از قبیل «شلاق خوردن»، «آویزان شدن»، «ضرب و شتم» و «سوزاندان بدن با سیگار» را تجربه کرده است. وی هم‌ اکنون در بند ۱۲ زندان ارومیه در نهمین سال حبس مشغول گذراندن حکم ۱۵ سال حبس تعزیری خود است. گزارش پیش رو روزشمار هرانا از ۹ سال حبس این زندانی سیاسی است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احمد تموئی در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۶ در مهاباد در کنار «غار تاریخی سهولان» در حالی که روی موتور سیلکت شخصی اش نشسته بود توسط نیروهای سپاه پاسداران دستگیر و به سپاه ارومیه منتقل شد.
در مدت بیست روز نخست در بازداشتگاه بی نام و نشانی نگهداری می شد که به ندرت زندانیان سیاسی را به آن‌جا منتقل می کنند. در این بازداشتگاه تحت انواع مختلف شکنجه ها از قبیل «شلاق زدن» و «آویزان کردن»، «ضرب و شتم» و «سوزاندان بدن با سیگار» قرار گرفت.
بعد از بیست روز، وی به بازداشتگاه دیگری به نام «۲۱ رمضان» منتقل و شدت شکنجه ها کاهش یافت و در حد ضرب و شتم و توهین و تحقیر بوده و به مدت یک‌ماه در این بازداشتگاه نگهداری شد.
سپس وی را به زندان مهاباد منتقل کردند. این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۰ دی‌ماه سال ۸۶ در شعبه یک دادگاه انقلاب به اتهام «محاربه از طریق عضویت در پژاک» محاکمه شد.
در مدت محاکمه، وکیل این زندانی تحت فشار قرار گرفت و قادر نشد است به طور شایسته از وی دفاع کند. حتی در زندان مهاباد حفاظت زندان دوبار احمد تمویی را احضار و به وی می گویند «وکیلت خوب نیست و کلاهبردار است و سعی کن وکالت این وکیل را لغو کنی.» اما با تمامی این فشارها وکیل وی کار خودش را انجام داد هر چند شاید به طوری که می بایست، نتوانست از وی دفاع کند.
احمد تمویی در یک جلسه ۷ الی ۸ دقیقه ای بدون اجازه دفاع شفاهی محاکمه می شود و تنها وکیل وی لایحه دفاعی نوشت که به دلیل فشارها بسیار محافظه‌کارانه بود.
بعد از ۱۰ الی ۱۸ روز حکم وی صادر و به اتهام محاربه به ۱۵ سال حبس و تبعید در زندان ارومیه محکوم و در اردیبهشت‌ماه ۸۷، حکم وی در شعبه ۱۰ دادگاه تجدید نظر استان عینا تایید شد.
این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۸ شهریور ۸۷، از زندان مهاباد به زندان ارومیه تبعید شد.
در تاریخ ۱۱ دی‌ماه سال ۸۹، زمانی که «حسین خضری» دیگر زندانی سیاسی را برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده بودند، وی را نیز به همراه چند تن از زندانیان سیاسی هم‌چون حبیب‌الله گلپری‌پور، حسین میرزایی و علی‌احمد سلیمان به سلول انفرادی منتقل کردند. وی در سلول انفرادی شماره ۷ زندان ارومیه نگهداری می شد و در شب ۱۵ دی‌ماه ۸۹ وقتی حسین خضری را از انفرادی شماره یک برای اجرام حکم اعدام بردند، وی شاهد بود که ماموران اجرای حکم این زندانی سیاسی را «به طرز فجیعی» منتقل کردند.
از صبح ۱۵ دی‌ماه ۸۹ این زندانی سیاسی به همراه حبیب‌الله گلپری‌پور تا تاریخ ۲ بهمن ۸۹ دست به اعتصاب غذا زدند و در این تاریخ به داخل بند منتقل شدند.
وی بعد از چند روز در تاریخ ۲۵ بهمن ۸۹ از زندان ارومیه به انفرادی اداره اطلاعات منتقل شد و از بدو ورود مورد ضرب و شتم و توهین تحقیر قرار گرفت.
بعد از دو روز او را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با رسانه های بیگانه» تفهیم اتهام و مورد بازجویی قرار دادند.
این زندانی سیاسی حدودا به مدت یک‌ماه در این بازداشتگاه با ضرب و شتم و توهین و تحقیر مورد بازجویی قرار گرفت.
نهایتا، در تاریخ ۲۷ بهمن ۸۹، به دلیل این‌که هیچ مدرکی در مورد این اتهامات وجود نداشت، پرونده وی به دادگاه ارسال نشد و دوباره آقای تموئی را به زندان ارومیه منتقل کردند.
در تاریخ آذرماه سال ۹۰، این زندانی را همراه علی‌احمد سلیمان، یوسف کاکه‌ممی، جهانگیر بادوزاده و حبیب‌الله گلپری‌پور به سلول انفرادی منتقل کردند. دلیل این کار توسط مسئولین زندان این‌گونه عنوان شده بود که شما قصد دارید در روزهای تاسوعا و عاشورا بی احترامی کنید. اما زندانیان در خصوص این انتقال باور داشتند چون نهاد اطلاعات در داخل زندان ارومیه دفتری تاسیس کرده و زندانیان را احضار و مورد تحقیر و ضرب و شتم قرار می داد و این زندانیان هیچگاه حاضر نشده بودند به احضارهایشان پاسخ داده و به این دفتر مراجعه کنند به انفرادی تنبیهی منتقل شدند.
احمد تمویی در شرایط بسیار نامناسبی در سلول شماره ۴ این زندان در فصل زمستان این شهر سردسیر بدون هیچ‌گونه سیستم گرمایشی و یا حتی پتو و لباس گرم به مدت حدود ۲۱ روز نگهداری و سپس به همراه دیگر زندانیان به داخل بند منتقل شد.
به دلیل سرمای زیاد آن مدت انفرادی، کلیه های احمد تموئی عفونی شده و تاکنون نیز کلیه هایش به دلیل عدم درمان دچار مشکل هستند.
در تاریخ ۲۴ بهمن ۹۰ تا ۲۶ بهمن نیز این زندانی سیاسی را به اداره اطلاعات منتقل کرده و بدون هیچ سئوال توضیحی در سلول انفرادی نگهداری کردند. در این مدت حبیب‌الله گلپری‌پور احضار می شود و از او وصیت نامه خواسته و گفته بودند اجرای حکم اعدامت آمده است.
در تاریخ ۲۰ مهر ۹۱، باردیگر احمد تموئی به همراه جهانگیر بادو زاده، یوسف کاکه‌ممی، علی احمد سلیمان و مصطفی علی احمد به سلول های انفرادی اداره اطلاعات منتقل شدند. دوباره به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با رسانه های بیگانه»، «جاسوسی به نفع اجانب» و اتهامات دیگری برای این زندانیان سیاسی پرونده تشکیل شد. دلیل این اقدام صحبت با «احمد شهید» گزارشگر ویژه سازمان ملل عنوان شده بود.
این بار احمد تموئی به مدت دوماه در سلول انفرادی مورد شکنجه های شدید روحی و روانی قرار گرفت و بازجویی شد. ده روز آخر این دوره سلول انفرادی تنها صحبت و تهدید بود و شکنجه و بازجویی متوقف شده بود و از وی درخواست کردند تا مصاحبه ای [تلویزیونی] انجام دهد. حتی با اینکه این زندانی تهدید شده بود که حکمش به اعدام تبدیل خواهد شد، با این حال احمد تمویی درخواست مصاحبه را رد کرد. این بار نیز پرونده وی به دلیل نبود مدرک به دادگاه ارسال نشد و در۲۰ آذر ۹۱ این زندانی را با چشم‌بند مخصوص زندانیان اعدامی به صورت دستبند از پشت و پابند به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل و تبعید کردند. در بین راه ماموران به وی توهین می کردند که با اعتراض احمد تموئی وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند، به طوری که صورت وی کبود شده بود.
زندان رجایی‌شهر، این زندانی را به دلیل انتقال غیرقانونی نمی پذیرفت و در نهایت در تاریخ ۲۲ آذر ماه وی را به دادسرای امنیت زندان اوین بردند. در اجرای احکام عنوان شد که تبعید ایشان غیرقانونی است. چراکه حکم وی تبعید در زندان ارومیه است. مجوز موقتی برای نگهداری وی در زندان رجایی‌شهر صادر شد و عنوان شد این زندانی بایستی به زندان ارومیه بازگردد.
آقای تموئی به مدت ۷ ماه در اندرزگاه ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری و تنها اجازه تماس تلفنی داشت.
۲۶ تیرماه ۹۰ دوباره این زندانی سیاسی به زندان ارومیه منتقل شد. در این انتقال نیز آقای تموئی توسط مسئولین قضایی و زندان ارومیه تحویل گرفته نمیشد و به ماموران تهران عنوان میشد که این زندانی برای تنبیه به زندان رجایی شهر تبعید شده است. ولی نهایتا بعد از یک‌روز کشمکش و گرداندن در تمامی دادگاهّای این شهر، زندان ارومیه وی را پذیرفت و به بند ۱۲ این زندان منتقل شد.
بعد از این انتقال، در تاریخ اول شهریور ماه، دفتر نهاد اطلاعات زندان ارومیه احمد تمویی را احضار کرد ولی این زندانی با عنوان این‌که این احضار غیرقانونی است از مراجعه خودداری نمود. با مراجعه ماموران «گارد» زندان دستان وی را از پشت دستبند زده و به دفتر مذکور منتقل کردند و از بدو ورود مورد ضرب و شتم شدید و توهین و تحقیر قرار گرفت و دوباره به سلول انفرادی منتقل و بعد از حدودا یک‌ هفته به بند ۳۴ که مخصوص زندانیان با جرائم خطرناک است منتقل و در شرایطی نامناسب به صورت «کف خواب» نگهداری شد.
در تاریخ ۱۴ آذر ۹۱ قرار بود به مناسبت چهلم حبیب‌الله گلپری‌پور اعتصابی توسط ندانیان صورت بگیرد احتمالا به همین خاطر احمد تمویی در تاریخ ۱۳ آذر ماه بار دیگر به همراه ۴ الی ۵ زندانی دیگر به بازداشتگاه انفرادی اداره اطلاعات منتقل شد.
این زندانیان از بدو ورود دست به اعتصاب غذا زدند و درخواست مسئولین اداره اطلاعات مبنی بر شکستن اعتصاب را رد کردند. روز دوم احمد تمویی برای بازجویی منتقل شده و در ضمن بازجویی با چشم‌بند به مدت سه الی چهار ساعت به هر سئوالی که پاسخ می داد، مورد ضرب و شتم قرار می گرفت و سرانجام با توهین تحقیر دوباره به انفرادی منتقل شد. بعد از پنج روز احمد تمویی به همراه دیگر زندانیان سیاسی به بند عمومی زندان منتقل شد.
در اسفند ماه سال ۹۲ این زندانی سیاسی تهدید کرد که در صورت عدم انتقال به بند زندانیان سیاسی در اعتراض به شرایط نامساعد نگهداریش در بین زندانیان خطرناک دست به اعتصاب غذا خواهد زد که مسئولین زندان پیش از اعتصاب غذا، با درخواست وی موافقت کردند.
وی در سال ۹۳ نیز همراه تعدادی زندانی سیاسی دیگر به اعتصاب غذای ۳۳ روزه ای مبادرت کرد.
احمد تمویی هم‌اینک در بند ۱۲ زندان ارومیه همراه دیگر زندانیان سیاسی مشغول تحمل حبس است و هیچ‌گاه به مرخصی اعزام نشده است. او محکوم به ۱۵ سال حبس تعزیری است.

ahmad-tamoyi

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه

شکستن تنها پای زندانی جانباز جنگ توسط مسئول حفاظت زندان مرکزی زابل

خبرگزاری هرانا – تنها پای «حسن نجفی» زندانی جانباز جنگ و مجروح شیمیایی به دلیل عدم انجام حرکات ورزش صبحگاهی توسط آقای احمدی مسئول حفاظت این زندان شکسته شده و به استخوان لگنش نیز صدمه وارد شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن نجفی ۵۰ ساله، جانباز شیمیایی است که یک پایش را نیز در جنگ از دست داده و به خاطر مسائل مالی در زندان مرکزی زابل نگهداری می شود. تنها پای این زندانی به دلیل عدم انجام حرکات ورزش صبحگاهی توسط مسئول حفاظت این زندان شکسته و هم‌اینک در بیمارستان بستری است.
یک منبع مطلع در تماس با هرانا با اعلام این خبر گفت: “روز دوشنبه ۳۰ فرودین در ورزش صبحگاهی در زندان مرکزی زابل، آقای نجفی در صف ایستاده بوده و حرکتی انجام نمی داده و ورزش نمی کرده چون پایی ندارد که ورزش کند.”
این منبع در ادامه افزود: “آقای رضایی مسئول حفاظت اطلاعات زندان زابل وی را در این حالت می بیند و می گوید چرا ورزش نمی کنی و وی در پاسخ می گوید من مجروح جنگی هستم. آقای رضایی با لگد میزند زیر تنها پای سالم این جانباز و ایشان به زمین می افتد و تنها پایش می شکند و به استخوان لگنش نیز صدمه وارد می شود و در حال حاضر در بیمارستانی خارج از زندان است.”
این منبع نزدیک به آقای نجفی در پایان خاطرنشان کرد: “آقای نجفی پدرش را نیز در جنگ از دست داده است. او اهل استان های شمالی کشور است و در این شهر غریب است. آیا این انصاف است که یک مسئول دولتی در حق وی چنین ظلمی بکند؟
zendan adel abad shiraz


۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر ایران در فروردین۹۵

خبرگزاری هرانا – آنچه در پی می‌آید گزارش اجمالی و ماهیانه وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی فروردین‌ماه ۹۵ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه‌شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروه‌های مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمی‌تواند بازتاب‌دهنده کامل وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.
لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل به‌صورت سالانه گزارش مفصل‌تر خود را به اشکال آماری و تحلیلی از وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر می‌کند.
گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در فروردین‌ماه ۱۳۹۵
در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۵ نقض سامانمند حقوق بشر در ایران همچنان مانند گذشته ادامه داشت و در این ماه با اجرای اعدام ۲۳ نفر در استان‌های گیلان، خراسان جنوبی، رضوی و همچنین البرز، روند اعدام ها از سر گرفته شد.
اعدام
یکی از موردتوجه‌ترین و بحث‌برانگیزترین گزارش‌ها در این زمینه اعدام رشید کوهی، متهم جرایم مواد مخدر بدون حق تجدید نظر بود.
در فروردین‌ماه ۹۵سال در کنار تمام اعدام‌های صورت گرفته، شاهد بخشش و نجات  محکومین به قصاص بودیم کهنجات یک محکوم به اعدام پس از ۱۰ سال و آزادی ۸ زندانی محکوم به اعدام در استان گلستان ازجمله آنها بود.
حقوق اقلیت‌ها
در رابطه با نقص حقوق شهروندان بهایی شاهد تبعیض و آزار و اذیت کمتری بودیم.
درزمینهٔ حقوق شهروندان اهل سنت نیز گزارش‌هایی منتشر گردید. گزارش‌های اعمال محدودیت انتخاب پیش نماز و برگزاری کلاس قرآن در کردستان و بازداشت روحانی اهل سنت در میرجاوه بخاطر انتشار عکس تخریب خانه های مردم ازجمله آنها بود.
حقوق کودکان
درزمینهٔ نقض حقوق کودکان نیز گزارش‌هایی منتشر گردید که برجسته‌ترین آن‌ها عبارت بودند ازمجروح شدن شش دانش آموز در میدان تیر بجنورد، ازدواج دختری چهارده ساله و همچنین وجود ۳۱۲۶ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در همدان  .
یکی از موردتوجه‌ترین و بحث‌برانگیزترین گزارش‌ها در این زمینه تجاوز و قتل فجیع دختر شش ساله افغانستانی در ورامین بود.
حقوق زنان
درزمینهٔ حقوق اولیه زنان در ایران همچنان در ماهی که گذشت قدم جدی برای تحقق شعار برابری جنسی از سوی دستگاه حاکمه برداشته نشد و زنان ایرانی همچنان شاهد نقض متعدد حقوق خود بودند. از پراهمیت‌ترین گزارش‌ها نقض حقوق بشر در حوزه حقوق زنان به فوت ۵ نفر از زنان معتاد جمع‌آوری شده، شانس زنان در کاریابی، نصف مردان ، اسید پاشی بر روی  یک دختر جوان در در تهران، ممنوعیت ایجاد رستوران در نزدیکی دبیرستان دخترانه و آرایشگاه زنانه و همچنین زن‌کُشی به‌خاطر فعالیت در فضای مجازی اشاره کرد.
کارگری
رویدادها و اخبار کارگری در فروردین‌ماه ۹۵  پرشمار بود ازجمله آنها می توان به سومین جلسه محاکمه کارگران سنگ آهن بافق ، اخراج ۱۵۰ کارگر معدن جو در طبس ، بازداشت تعدادی از کارگران مجتمع مس میدوک ، اخراج  سی کارگر رسمی چاپخانه مجاب اشاره کرد.
همچنین در این ماه ۱۳ مورد مربوط به مرگ کارگران در محل کار گزارش شده است.
اصناف
در حوزه اصناف و حقوق صنفی هم این ماه خالی از حوادث نبود. چنانکه: پلمپ شدن  ترنجستان سروش و پلمپ آژانس هواپیمایی به دلیل تبلیغ کنسرت از برجسته‌ترین‌های این بخش بودند.
بهداشت و محیط زیست
درزمینه ی بهداشت و محیط ‌زیست در این ماه گزارش‌های متعددی منتشر شد که غالب آن‌ها با موضوع آلودگی هوا ، محیط‌زیست و کمبود آب در کشور بود که ازجمله مهم‌ترین آن می توان به هفت مرکز استان در معرض بحران کمبود آب هستند، دریاچه نمک «حوض سلطان» خطر بالقوه زیست‌محیطی برای تهران، گرد و خاک در هوای اهوازودریای خزر قربانی فاضلاب وآلودگی نفتی اشاره کرد.
گزارش‌های مورد توجه
در این بخش سعی شده به گزارش‌هایی از نقض حقوق بشر در فروردین‌ماه  که با حساسیت و توجه بیش‌تری از سوی افکار عمومی مواجه شدند، اشاره شود. بدیهی ست که این توجه بیش‌تر، الزاماً به معنی شاخص بودن این دسته از گزارش‌های به لحاظ حجم نقض حقوق بشر نیست.
همچنین تجاوز و قتل فجیع دختر شش ساله افغانستانی در ورامین  را نیز باید در زمره پر توجه ترین گزارش‌های فروردین‌ماه دانست.
گزارش‌های حقوق بشری، در سایه‌ی کم توجهی
در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارش‌های حقوق بشری اساساً با کم توجهی و بعضاً بی‌توجهی رسانه‌ها و افراد فعال در شبکه‌های اجتماعی که به هر ترتیب تشکیل‌دهنده‌ی قسمتی از افکار عمومی هستند؛ روبه‌رو شدند. گفتنی است این نوع کم توجهی‌های بعضا غیر تعمدی یا بعضا تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم می‌آورد.
برای انتخاب مورد اول در این دسته باید به گزارش دست‌کم هفت زندانی در زندان رجایی‌شهر اعدام شدند اشاره کرد که علیرغم اهمیت بالا، با واکنش و حساسیت زیادی در افکار عمومی روبرو نشد. همچنین  قطع شبانه درختان باغ ۵۰۰۰ متری دروس، زخم‌هایی که با روزنامه پانسمان می‌شوند؛ ترک تحصیل کودکان پروانه‌ای، خرج درمان هزاران کودک سرطانی یک شبه غیب شده‌ است، صدور حکم قصاص در پی یک قتل ناموسی، سه زندانی در رشت اعدام شدند، صدور چهار حکم اعدام در خراسان شمالی و همچنین ترور مقابل مسجد اهل سنت خاش نیز از دیگر گزارش‌هایی بود که در سایه کم توجهی از سوی افکار عمومی قرار گرفتند.

Monthly-Report-hra2

مجری شبکه “سیمای رهایی” در تهران بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – صبری حسن پور سخنگوی یک سازمان سیاسی و مجری کانال ماهواره ای سیمای رهایی که برای دیدار با خانواده خود به ایران عزیمت کرده بود دستگیر شد.
به گزارش هرانا یک منبع آگاه با اعلام این خبر به جهان نیوز، گفت: وی برای دیدار با خانواده خود به ایران عزیمت کرده بود و در مدت حضور در کشور به شهرهای تهران، اهواز، اصفهان و کرج سفر کرده است.
جهان نیوز، تردد آقای حسن پور به شهرهای مختلف ایران را در راستای انسجام بخشی به فعالیت های سیاسی گروههای مختلف مخالف حکومت دانست.
نهادهای ذیصلاح در خصوص جزئیات بازداشت آقای حس پور که سخنگویی نهادی سیاسی به نام “کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران” را نیز بعهده داشت و همچنین جزئیات سفر ایشان به ایران تاکنون اطلاع رسانی نکرده اند.

sabri hasanpour