۱۳۹۳ مهر ۱۱, جمعه

برگزاری جلسه دادگاه سه کشیش زندانی

خبرگزاری هرانا – جلسه رسیدگی به اتهامات سه کشیش زندانی کلیسای ایران به‌نامهای بهنام ایرانی، سید علیرضا علی‌حق‌نژاد و رضا ربانی روز سه‌شنبه برگزار شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۸ مهر ماه جلسه رسیدگی به اتهامات سه کشیش زندانی به‌نامهای بهنام ایرانی، سید علیرضا علی‌حق‌نژاد و رضا ربانی در شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج برگزار شد.
این سه کشیش که در مراحل بازپرسی به «محاربه و افساد فی الارض» متهم بودند در دادگاه روز سه‌شنبه با برداشته شدن اتهامات قبلی به «اقدام علیه امنیت کشور و تشکیل گروه به قصد براندازی نظام» متهم شدند.
این دادگاه در شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف الحسینی برگزار شد و ادامه آن به جلسات بعد موکول شد.
این سه کشیش زندانی کلیسای ایران هرسه از نوکیشان مسیحی بوده و در زندان ندامتگاه مرکزی کرج نگهداری می‌شوند.
در حال حاضر عبدالرضا علی حق‌نژاد، بازداشت شده ۲۷ مرداد ۹۰ و رضا ربانی، بازداشت شده آذرماه ۹۲ در ندامتگاه مرکزی کرج نگهداری می‌شوند و همینطور آقای بهنام ایرانی با محکومیت یکسال حبس تعزیری و اجرایی شدن ۵ سال حبس تعلیقی خود نیز در این زندان بسر می‌برد.

عکس: ‏برگزاری جلسه دادگاه سه کشیش زندانی

خبرگزاری هرانا – جلسه رسیدگی به اتهامات سه کشیش زندانی کلیسای ایران به‌نامهای بهنام ایرانی، سید علیرضا علی‌حق‌نژاد و رضا ربانی روز سه‌شنبه برگزار شد.

ادامه مطلب »»»

https://hra-news.org/fa/religious-minorities/b-121‏

انتقاد گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی به اظهارات روحانی

خبرگزاری هرانا – یک صد و سی و پنج نفر روزنامه‌نگار و فعال مطبوعات ایرانی، طی نامه‌ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در واکنش به سخنان وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سی ان ان» تصریح کردند: ما روزنامه‌نگاران امضاکننده این نامه، انکار وجود روزنامه‌نگاران زندانی را به لحاظ حرفه‌ای و از نظر اخلاقی، توجیه‌پذیر نمی‌دانیم؛ روزنامه‌نگارانی که به‌دلیل ایفای وظایف حرفه‌ای خود در حوزه اطلاع‌رسانی، گردش آزاد اخبار، انتقال اطلاعات و افکار در ایران، با دخالت نهادهای امنیتی و به شکلی غیرقانونی، زندانی شده و از حقوق قانونی، حرفه‌ای و انسانی خود محروم شده‌اند.
به گزارش هرانا به نقل از رادیو کوچه؛ رییس جمهوری ایران، روز جمعه چهارم مهرماه، طی مصاحبه‌ای گفته بود که فکر نمی‌کند که افراد به خاطر فعالیت‌های روزنامه نگاری در ایران بازداشت شده باشند.
در متن نامه روزنامه نگاران خطاب به روحانی آمده است: «برعهده شماست که به‌عنوان مجری و ناظر بر قانون اساسی و براساس وعده‌های خود، تغییر موثری در وضع فعلی روزنامه‌نگاران زندانی و رسانه‌های کشور ایجاد کنید و از انکار واقعیت و پاک کردن صورت مساله بپرهیزید؛ آن‌هم در شرایطی که بر تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در دوران ریاست جمهوری شما افزوده شده است. کمترین انتظار ما از شما، اصلاح این گفته‌ نادرست و تلاش در جهت تحقق وعده‌هایی است که در مورد رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران مطرح کرده‌اید.»
متن کامل این نامه و اسامی امضا کنندگان به شرح زیر است:
جناب آقای حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
جنابعالی تنها سه روز پس از پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری و در اولین نشست مطبوعاتیتان وعده بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران را مطرح کردید. در اسفند ماه سال ۱۳۹۲ وعده‌هایتان را تکرار کردید و گفتید که به دنبال محیطی امن‌تر برای اصحاب رسانه‌اید و توقیف نباید قدم اول در برخورد با مطبوعات باشد. بر همین اساس انتظار می‌رفت که گام‌های موثری در جهت تحقق این وعده‌ها بردارید.
با گذشت بیش از یک سال از دوران ریاست جمهوریتان نه تنها مطالبات اساسی روزنامه‌نگاران برآورده نشده، بلکه اکنون شاهد هستیم که در گفت‌وگو با کریستین امانپور، خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان، واقعیت وجود روزنامه‌نگاران زندانی در ایران را نیز انکار کرده‌اید. اظهارنظر شما یادآور روحیه و رویه‌ای است که خود منتقد آن بودید: تحریف و انکار واقعیت!
ما روزنامه‌نگاران امضاکننده این نامه، انکار وجود روزنامه‌نگاران زندانی را به لحاظ حرفه‌ای و از نظر اخلاقی، توجیه‌پذیر نمی‌دانیم؛ روزنامه‌نگارانی که به‌دلیل ایفای وظایف حرفه‌ای خود در حوزه اطلاع‌رسانی، گردش آزاد اخبار، انتقال اطلاعات و افکار در ایران، با دخالت نهادهای امنیتی و به شکلی غیرقانونی، زندانی شده و از حقوق قانونی، حرفه‌ای و انسانی خود محروم شده‌اند. برعهده شماست که به‌عنوان مجری و ناظر بر قانون اساسی و براساس وعده‌های خود، تغییر موثری در وضع فعلی روزنامه‌نگاران زندانی و رسانه‌های کشور ایجاد کنید و از انکار واقعیت و پاک کردن صورت مساله بپرهیزید؛ آن‌هم در شرایطی که بر تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در دوران ریاست جمهوری شما افزوده شده است.
کمترین انتظار ما از شما، اصلاح این گفته‌ نادرست و تلاش در جهت تحقق وعده‌هایی است که در مورد رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران مطرح کرده‌اید.
رونوشت به:
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران
انجمن دفاع از ازادی مطبوعات
انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران IFJ
امضاکنندگان:
۱- احسان مهرابی
۲- احمد رافت
۳- ارشاد علیجانی
۴- امید منتظری
۵- امیرحسین مصلی
۶- آرش بهمنی
۷- آرش عاشوری‌نیا
۸- آرش عزیزی
۹- آیدا قجر
۱۰- بهداد بردبار
۱۱- بهروز صمدبیگی
۱۲- ﺑﻴﮋﻥ ﻓﺮﻫﻮﺩی
۱۳- پروانه وحیدمنش
۱۴- پناه فرهاد بهمن
۱۵- پوریا سوری
۱۶- تارا بنیاد
۱۷- ترانه بنی یعقوب
۱۸- توکا نیستانی
۱۹- جواد حیدریان
۲۰- حسین علوی
۲۱- حمید اسلامی
۲۲- حمیدرضا ابراهیم‌زاده
۲۳- حنیف مزروعی
۲۴- خاطره وطن خواه
۲۵- داریوش معمار
۲۶- دلبر توکلی
۲۷- رضا انصاری راد
۲۸- رضا حقیقت‌نژاد
۲۹- رضا رفیعی
۳۰- رضا شکراللهی
۳۱- روزبه میرابراهیمی
۳۲- رویا ملکی
۳۳- ریحانه مظاهری
۳۴- سارا دماوندان
۳۵- ساقی لقایی
۳۶- سام محمودی سرابی
۳۷- ساناز قاضی‌زاده
۳۸- سپیده بهکام
۳۹- سحر بیاتى
۴۰- سروش فرهادیان
۴۱- سعید شمس
۴۲- سعیده امین
۴۳- سولماز ایکدر
۴۴- سیامک قادری
۴۵- سید مجتبی واحدی
۴۶- سینا شاه‌بابا
۴۷- شبنم شعبانی
۴۸- شهرام رفیع‌زاده
۴۹- شهرزاد همتی
۵۰- شهره عاصمی
۵۱- شیرزاد عبداللهی
۵۲- شیرین فامیلی
۵۳- شیما شهرابی
۵۴- صبا شعردوست
۵۵- صدرا محقق
۵۶- طاهره رحیمی
۵۷- عالیه مطلب‌زاده
۵۸- علی اصغر رمضانپور
۵۹- علی شیرازی
۶۰- علی مزروعی
۶۱- علیرضا لطیفیان
۶۲- عیسی سحرخیز
۶۳- فاطمه جمال‌پور
۶۴- فرشاد قربانپور
۶۵- فرشته قاضی
۶۶- فرشید فاریابی
۶۷- فره‌مند علیپور
۶۸- فریبرز سروش
۶۹- فرید حائری‌نژاد
۷۰- فریده غائب
۷۱- فیروزه رمضان‌زاده
۷۲- کامیار بهرنگ
۷۳- کاوه قریشی
۷۴- لادن سلامى
۷۵- لیدا ایاز
۷۶- لیدا حسینى‌نژاد
۷۷- لیلا سعادتی
۷۸- لیلی نیکونظر
۷۹- مازیار بهاری
۸۰- مازیار خسروی
۸۱- مانا نیستانی
۸۲- مانی تهرانی
۸۳- ماهرخ غلامحسین‌پور
۸۴- مجتبی نجفی
۸۵- مجید سعیدی
۸۶- محمد آقازاده
۸۷- محمد تنگستانی
۸۸- محمد حسین نجاتی
۸۹- محمد رهبر
۹۰- محمد قدمعلی
۹۱- محمد کسایی‌زاده
۹۲- محمدرضا نسب عبداللهی
۹۳- محمود فرجامی
۹۴- مرتضی کاظمیان
۹۵- مرجان طباطبائی
۹۶- مریم امیری
۹۷- مریم جعفری
۹۸- مریم شاهسمندی
۹۹- مریم مجد
۱۰۰- مزدک علی نظری
۱۰۱- مسعود بهنود
۱۰۲- مسعود سفیری
۱۰۳- مسعود کاظمی
۱۰۴- مسعود لواسانی
۱۰۵- مصطفی خلجی
۱۰۶- ملیحه محمدی
۱۰۷- منصوره فراهانی
۱۰۸- مهدی تاجیک
۱۰۹- مهدی جامی
۱۱۰- مهدی قدیمی
۱۱۱- مهدی محمودیان
۱۱۲- مهدی وزیربانی
۱۱۳- مهدى محسنى
۱۱۴- مهران فرجی
۱۱۵- مهراوه خوارزمی
۱۱۶- مهرداد ابوالقاسمی
۱۱۷- مهرداد حجتی
۱۱۸- مهرداد مشایخی
۱۱۹- میترا خلعتبری
۱۲۰- میثم یوسفی
۱۲۱- میلاد بهشتی
۱۲۲- مینو مومنی
۱۲۳- الناز محمدی
۱۲۴- نازنین کاظمی
۱۲۵- نازنین متین نیا
۱۲۶- نسرین ظهیری
۱۲۷- نعیمه دوستدار
۱۲۸- نگین بهکام
۱۲۹- نوشابه امیری
۱۳۰- نوشین پیروز
۱۳۱- نیک آهنگ کوثر
۱۳۲- نیما دهقانی
۱۳۳- نیوشا صارمی
۱۳۴- همایون خیری
۱۳۵- یوسف عزیزى بنى طرف
عکس: ‏انتقاد گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی به اظهارات روحانی

خبرگزاری هرانا – یک صد و سی و پنج نفر روزنامه‌نگار و فعال مطبوعات ایرانی، طی نامه‌ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران در واکنش به سخنان وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سی ان ان» تصریح کردند: ما روزنامه‌نگاران امضاکننده این نامه، انکار وجود روزنامه‌نگاران زندانی را به لحاظ حرفه‌ای و از نظر اخلاقی، توجیه‌پذیر نمی‌دانیم؛ روزنامه‌نگارانی که به‌دلیل ایفای وظایف حرفه‌ای خود در حوزه اطلاع‌رسانی، گردش آزاد اخبار، انتقال اطلاعات و افکار در ایران، با دخالت نهادهای امنیتی و به شکلی غیرقانونی، زندانی شده و از حقوق قانونی، حرفه‌ای و انسانی خود محروم شده‌اند.

ادامه مطلب »»»

https://hra-news.org/fa/thought-and-expression/irani-3‏

۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

مرگ یک شهروند در عملیات جمع‌آوری ماهواره ناجا

خبرگزاری هرانا – یک شهروند تهرانی در پی حضور بدون مجوز نیروهای انتظامی برای جمع‌آوری ماهواره و درگیری به وجود آمده، دچار ایست قلبی شده و سپس هنگام افتادن، بر اثر برخورد سرش با زمین جان خود را از دست داده است. بنا به گفته شاهدان عینی، واکنش ماموران نیروی انتظامی حاضر در محل، ابتدا خندیدن و سپس ترک محل بوده است. خانواده متوفی هم ابتدا برای رسانه‌ای نکردن موضوع و عدم پیگیری قضایی تحت فشار قرار داشتند اما در ‌‌نهایت شکایت خانواده این سرهنگ بازنشسته ارتش به ثبت رسید.
به گزارش هرانا به نقل از روز آنلاین، علی محمد خویی، سرهنگ بازنشسته ارتش، روز یکشنبه، ششم مهر ماه حین مشاجره با ماموران کلانتری گاندی تهران، جان خود را از دست داد. ماموران نیروی انتظامی در اجرای طرح جمع‌آوری دیش‌های ماهواره به خیابان شاه نظری در بلوار میرداماد رفته بودند که حضور بدون مجوز آن‌ها و اصرار برای ورود به پشت بام یکی از خانه‌ها، منجر به بروز درگیری شد. ماموران نیروی انتظامی که با دو خودروی ون در محل حضور داشتند پس از حضور در چند خانه و جمع‌آوری دیش‌های کوچه چهارم، به مجتمع پلاک شماره ۵ ‌رسیدند. در این حین برق قطع شد و امکان زنگ زدن و باز کردن در از طریق آیفون وجود ندارد، سرایدار که متوجه حضور ماموران شده بود، سرهنگ خویی، مدیریت ساختمان را باخبر کرد تا جلو در حاضر شود.
خویی از آن‌ها خواهش کردکه از ورود به مجتمع خودداری کنند تا خودش شخصا به موضوع رسیدگی کند، اما با پاسخ تند و پرخاشگرانه ماموران مواجه شد. مدیر ساختمان سپس از آن‌ها خواست که برای ورود مجوز ارائه کنند و با نشان دادن کارت شناسایی‌اش خود را معرفی کرد. او همچنین از چندین سال حضور در جبهه و عملیات‌های مهم گفت و اینکه تضمین می‌کند در صورت دادن فرصت کوتاهی به ساکنان آپارتمان، خودشان شخصا دیش‌های ماهواره را جمع‌آوری کنند. پاسخ نیروهای کلانتری اما پرخاش بود و تهدید به اینکه او را با دستبند خواهند برد، پس بهتر است مانع ورود ماموران نشود.
به گفته یکی از شاهدان عینی، مدیر ساختمان همچنان قصد ادامه صحبت و منصرف کردن ماموران را داشت که یکی از ماموران با توهین و پرخاش، چندین بار او را هل داد و مشاجره بالا گرفت.
سرهنگ بازنشسته ۶۵ ساله و جانباز جنگ ایران و عراق در این حین، دچار درد در ناحیه قفسه سینه می‌شود و به روی زمین می‌افتد وبرخورد سرش با گوشه جدول باعث مرگ آنی او می‌شود. بنا به گفته شاهدان حادثه، واکنش ماموران نیروی انتظامی حاضر در محل، ابتدا خندیدن و سپس ترک محل بوده است.
علی محمد خویی که به همراه همسر و دختر کوچکش ساکن یکی از واحدهای این آپارتمان بود و وظیفه مدیریت ساختمان را برعهده داشت، روز دوشنبه به خاک سپرده شد و خانواده‌اش برای ثبت شکایت به کلانتری گاندی مراجعه کردند. در ابتدا ماموران کلانتری خانواده خویی را تحت فشار گذاشتند تا از رسانه‌ای کردن موضوع و پیگیری قضایی خودداری کنند و به طور تلویحی آنان را تهدید کردند. اما پس از ارائه مدارکی از سوابق نظامی و حضور در جبهه این سرهنگ بازنشسته، رفتارشان تغییر پیدا کرد و حاضر به ثبت شکایت ‌شدند.
جمع‌آوری ماهواره و حریم خصوصی
در ماه‌های اخیر رسانه‌ای شدن بدرفتاری‌های ماموران شهرداری تهران با شهروندان که در یک مورد منجر به مرگ یک کارگر حمل آهن‌آلات ساختمانی شد، جنجال بسیار بپا کرد اما در ‌‌نهایت شهرداری در این مورد قبول مسوولیت نکرد و پیگیری قضایی شکایت‌های ثبت شده شهروندان هم هنوز منجر به نتیجه نشده است. در یکی از موارد برملا شده از این بدرفتاری‌ها، معصومه آباد، رییس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران از ضرب و شتم شدید یک کارمند بازنشسته نیروی انتظامی توسط پرسنل شهرداری خبر داد.
او عنوان کرد: «وقتی رئیس کلانتری اینقدر از شهرداری کتک بخورد، حساب بقیه مردم روشن است.»
اما بدرفتاری‌های ماموران نیروی انتظامی شانس کمتری برای رسانه‌ای شدن و پیگرد قضایی دارند. از جمله مهم‌ترین برخورد‌ها و درگیری‌هاصورت گرفته میان شهروندان و پلیس، ورود بدون مجوز نیروی انتظامی به حوزه شخصی است.
سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده ناجا در خرداد ماه امسال عنوان کرده بود که «پلیس در حوزه خصوصی مردم، خانه آن‌ها و غیره وارد نشده و حق ورود ندارد.» حسن روحانی هم در جریان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود که «حریم خصوصی بسیار مهم است. من تعجب می‌کنم، نیروی انتظامی شنیدم در یک رسانه‌ای گفته بود که با راه‌پله می‌توانیم روی پشت بام برویم، چون خصوصی نیست و مجموعه ۱۰ آپارتمان است. من واقعا دچار حیرت شدم، زیرا اگر پشت بام فضای مشاع است، برای صاحبان آپارتمان است نه بین آن‌ها. کسانی که تحقیق کرده‌اند، گفته‌اند که جمع‌آوری دیش‌های ماهواره هیچ نتیجه‌ای نداشته است. آمار‌ها نشان می‌دهد که ۵۰ درصد مردم از رسانه‌های خارجی استفاده می‌کنند، بنابراین ورود به حریم خصوصی ممنوع است.»
حسن روحانی وقتی برای نخستین بار به عنوان رییس جمهوری اسلامی به آمریکا رفت و و در برابر سئوالی در مورد ممنوعیت ماهواره قرار گرفت، مدعی شد: «در ایران همه به راحتی به شبکه‌های ماهواره دسترسی دارند حتی روی پشت بام‌های هر روستایی آنتن ماهواره می‌بینید.»
اما طرح جمع‌آوری ماهواره از سوی نیروی انتظامی هیچ‌گاه متوقف نشده و در دوران دولت جدید هم پیگیری می‌شود. معاون اجتماعی نیروی انتظامی در این باره چنین توضیح داده: «استفاده از ماهواره، همچنان در کشور ممنوع است. قانون استفاده از ماهواره تاکنون تغییری نکرده البته ممکن است برخورد‌ها متفاوت یا تعدیل شده باشد. اما به طور کلی ناجا موظف به اجرای برنامه‌ای است که به آن ابلاغ شده است.»

طبرزدی: دروغ‌های روسای جمهوری اسلامی را به حساب وظیفهٔ اسلامی آنها برای دفاع از نظام مقدس اسلامی بگذارید.

یادم هست سال ۷۸ به دلیل سردبیری و ادارهٔ نشریهٔ هویت خویش و درج بیانیهٔ «ساختار سیاسی آینده ایران» که خواهان جمهوری سکولار و دموکراتیک شده بودیم، به زندان افتادم. البته کمتر از یک ماه پس از این بازداشت، حملههٔ وحشیانه به کوی دانشگاه تهران و خلق جنبش ۱۸ تیر ۷۸ توسط دانشجویان اتفاق افتاد. در همان زمان آقای خاتمی در جریان سفر به نیویورک و در پاسخ به یک خبرنگار، ادعا کرد؛ ما روزنامه‌نگار زندانی نداریم.

در آن زمان همبندی آقای مهندس امیرانتظام، مهندس میر سعیدی، و دوستان دیگری چون صادق سیستانی و حسن کریمی بودم. آنها با برخوردی طنزآمیز از من پرسیدند؛ پس تو چه کاره هستی!؟

آن دوران گذشت تا محمود احمدی‌نژاد کشتی بان پست در نظام مقدس اسلامی شد. من همچنان زندانی بودم و او در سفر نیویورک، در پاسخ به خبرنگار مدعی شد؛ ما در ایران هیچ زندانی سیاسی نداریم. در دوره ایشان البته به اندازه‌ای زندانیان سیاسی افزایش یافته بودند که سالن ۱۲ زندان رجایی شهر همگی از هم پرسیدند پس ما را به چه دلیل زندانی کرده‌اند؟

این دوره ی ۸ ساله نیز بگذشت تا نوبت به آقای حسن روحانی رسید تا جانشین روسای پیشین شود تا همچنان پاسدار نظام مقدس اسلامی باشد. اخیرا شنیدم گویا ایشان نیز مدعی شده‌اند کسی را به دلیل انجام وظیفه‌ی روزنامه‌نگاری بازداشت نکرده یا نمی‌کشند!

چند روزی است زندانیان سیاسی سالن ۱۲ رجایی شهر از من می‌پرسند بالاخره تو روزنامه‌نگار هستی یا نه؟

برای آگاهی خوانندگان عزیز توضیح می‌دهم که اگر لایحه ی دفاعیه‌ی من در مورد پرونده ی سال ۸۸ که منجر به ۸ سال حبس قطعی برایم شده است را بخوانید، متوجه خواهید شد که دلیل اصلی محکومیتم، مطالبی است که در وبلاگ «پیام دانشجو» درج گردیده است.

من صاحب امتیاز و مدیر مسوول هفته نامه‌ی پیام دانشجو، سردبیر هویت خویش و سردبیر روزنامه‌ی گزارش روز بوده‌ام. ۲۰ سال گذشته هر نوع محرومیت اجتماعی (به مدت ۱۰ سال)، زندان و شکنجه (به مدت ۱۵ سال) توقیف و انحلال (توقیف سه نشریه‌ی مذکور و نیز توقیف ندای دانشجو و انحلال مجوز اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان) متحمل شده‌ام، مربوط به کار نویسندگی، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری بوده است. دروغ‌های روسای جمهوری اسلامی را به حساب وظیفه‌ی اسلامی آنها برای دفاع از نظام مقدس اسلامی بگذارید.

حشمت اله طبرزدی
هفتم مهر ماه ۱۳۹۳ خورشیدی
سالن ۱۲ زندان رجایی شهر

https://khodnevis.org/article/60774#.VC0mHkvaEat

عکس: ‏طبرزدی: دروغ‌های روسای جمهوری اسلامی را به حساب وظیفهٔ اسلامی آنها برای دفاع از نظام مقدس اسلامی بگذارید.

یادم هست سال ۷۸ به دلیل سردبیری و ادارهٔ نشریهٔ هویت خویش و درج بیانیهٔ «ساختار سیاسی آینده ایران» که خواهان جمهوری سکولار و دموکراتیک شده بودیم، به زندان افتادم. البته کمتر از یک ماه پس از این بازداشت، حملههٔ وحشیانه به کوی دانشگاه تهران و خلق جنبش ۱۸ تیر ۷۸ توسط دانشجویان اتفاق افتاد. در همان زمان آقای خاتمی در جریان سفر به نیویورک و در پاسخ به یک خبرنگار، ادعا کرد؛ ما روزنامه‌نگار زندانی نداریم. 

در آن زمان همبندی آقای مهندس امیرانتظام، مهندس میر سعیدی، و دوستان دیگری چون صادق سیستانی و حسن کریمی بودم. آنها با برخوردی طنزآمیز از من پرسیدند؛ پس تو چه کاره هستی!؟

آن دوران گذشت تا محمود احمدی‌نژاد کشتی بان پست در نظام مقدس اسلامی شد. من همچنان زندانی بودم و او در سفر نیویورک، در پاسخ به خبرنگار مدعی شد؛ ما در ایران هیچ زندانی سیاسی نداریم. در دوره ایشان البته به اندازه‌ای زندانیان سیاسی افزایش یافته بودند که سالن ۱۲ زندان رجایی شهر همگی از هم پرسیدند پس ما را به چه دلیل زندانی کرده‌اند؟

این دوره ی ۸ ساله نیز بگذشت تا نوبت به آقای حسن روحانی رسید تا جانشین روسای پیشین شود تا همچنان پاسدار نظام مقدس اسلامی باشد. اخیرا شنیدم گویا ایشان نیز مدعی شده‌اند کسی را به دلیل انجام وظیفه‌ی روزنامه‌نگاری بازداشت نکرده یا نمی‌کشند!

چند روزی است زندانیان سیاسی سالن ۱۲ رجایی شهر از من می‌پرسند بالاخره تو روزنامه‌نگار هستی یا نه؟

برای آگاهی خوانندگان عزیز توضیح می‌دهم که اگر لایحه ی دفاعیه‌ی من در مورد پرونده ی سال ۸۸ که منجر به ۸ سال حبس قطعی برایم شده است را بخوانید، متوجه خواهید شد که دلیل اصلی محکومیتم، مطالبی است که در وبلاگ «پیام دانشجو» درج گردیده است.

من صاحب امتیاز و مدیر مسوول هفته نامه‌ی پیام دانشجو، سردبیر هویت خویش و سردبیر روزنامه‌ی گزارش روز بوده‌ام. ۲۰ سال گذشته هر نوع محرومیت اجتماعی (به مدت ۱۰ سال)، زندان و شکنجه (به مدت ۱۵ سال) توقیف و انحلال (توقیف سه نشریه‌ی مذکور و نیز توقیف ندای دانشجو و انحلال مجوز اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان) متحمل شده‌ام، مربوط به کار نویسندگی، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری بوده است. دروغ‌های روسای جمهوری اسلامی را به حساب وظیفه‌ی اسلامی آنها برای دفاع از نظام مقدس اسلامی بگذارید.

حشمت اله طبرزدی
هفتم مهر ماه ۱۳۹۳ خورشیدی
سالن ۱۲ زندان رجایی شهر

https://khodnevis.org/article/60774#.VC0mHkvaEat‏

۱۳۹۳ مهر ۹, چهارشنبه

سازمان دیدبان حقوق بشر خواستار توقف اعدام ریحانه جباری شد

خبرگزاری هرانا – سازمان دیده‌بان حقوق بشر امروز گفت دستگاه قضایی ایران باید حکم اعدام ریحانه جباری را ملغی ساخته، اطمینان حاصل کند که وی از شرایط محاکمه عادلانه برخوردار خواهد بود. ریحانه جباری با ادعای دفاع از ناموس خویش به قتل نفس مردی مسن‌تر از خود متهم است. در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۴ مسئولین زندان بدون هیچ گونه توضیحی جباری را به زندانی دیگر واقع درغرب تهران منتقل کردند. در حالی که این امر هراس از اعدام قریب الوقوع وی را بر انگیخت، مسئولین در‌‌ همان شب وی را به سلولش در زندان سابق برگرداندند.
به گزارش هرانا به نقل از سازمان دیده‌بان حقوق بشر؛ جباری در سال ۲۰۰۷ دستگیر و در سال ۲۰۰۹ توسط یک شعبه دادگاه کیفری در تهران به اتهام قتل مرتضی عبدالعلی سربندی، پزشک و کارمند سابق وزارت اطلاعات، محکوم به اعدام شد. بعدا در‌‌ همان سال یک شعبه دادگاه تجدید نظر این حکم را تایید کرد. جباری زدن ضربه چاقو به سربندی در ناحیه گردن را پذیرفت اما مدعی است که مقتول قصد تجاوز به وی را داشته است. وی همچنین امکان مرگ سربندی توسط شخص ثالثی در اتاق را مطرح کرد. وکلای جباری معتقدند که دستگاه قضایی به نحو شایسته در خصوص علت قتل تحقیق نکرده و موکلشان از محاکمه عادلانه محروم بوده است. پرونده جباری در دفتر دادستانی تهران تحت بررسی بوده است.
جو استورک معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان دیده­بان حقوق بشر گفت: «در پرتو پرسش­های اساسی و جدی که در خصوص مراحل دادرسی جباری همچنان باقی است و نیز با توجه به این حقیقت که پرونده همچنان تحت بررسی است این خطر وجود دارد که در صورت اعدام جباری مقامات موجب زیانی جبران ناپذیر و غیر قابل بازگشت شوند. دستگاه قضایی ایران باید فورا اعدام جباری را متوقف کرده، شرایط محاکمه مجدد و عادلانه را فراهم سازد.»
شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری، به سازمان دیده­بان حقوق بشر گفت که در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۴ مسئولین زندان به او و وکیل جباری اجازه ملاقات با وی را دادند. ملاقات در زندان قرچک در ورامین، واقع در ۵۵ کیلومتری جنوب تهران، که به نام زندان شهر ری نیز معروف است انجام پذیرفت. پاکروان گفت که یک روز بعد وی دریافت که مسئولین زندان دخترش را به زندان رجایی شهر در کرج منتقل کردند. همچنین وی مطلع شد که برای اعدام دخترش در سحرگاه ۳۰ سپتامبر برنامه ریزی شده است. پاکروان گفت که منابع داخل هر دو زندان از جمله کارکنان آن‌ها به وی از اعدام قریب الوقوع دخترش خبر دادند.
پاکروان به سازمان دیده‌بان حقوق بشر گفت که پرونده دخترش تحت بررسی توسط دفتر دادستانی تهران بوده است. وی ادامه داد که مقامات او یا وکیل جباری را از برنامه ریزی برای اعدام جباری مطلع نکرده بودند. قانون ایران مقامات قضایی را ملزم می‌دارد که وکلا و اعضای خانوادهٔ محکوم را پیش از اعدام مطلع سازند.
پاکروان همچنین اظهار داشت که جهت حصول اطلاع دقیق‌تر از وضعیت و موقعیت جباری وی و سایرین به زندان رجایی شهر رفتند. اما خبرگزاری­های رسمی و نیمه رسمی از انکار انتقال جباری به زندان رجایی شهر و نیز انکار برنامه ریزی مقامات برای اعدام وی توسط «منابع قضایی مطلع» خبر دادند. این خبرگزاری­‌ها نام منابع قضایی مزبور را ذکر نکردند.
یک منبع مطلع آشنا با پرونده صبح روز ۳۰ سپتامبر به سازمان دیده­بان حقوق بشر گفت که چند ساعت پیش‌تر در‌‌ همان روز جباری از زندان قرچک با مادرش تماس گرفته تا وی را از سلامتی خود مطلع کند و از توقف برنامه اعدام در زمان فعلی نیز خبر دهد. منبع مطلع دیگر گفت که مسئولین مدارک حاکی از انتقال جباری به زندان قرچک در ۲۹ سپتامبر را به خانواده وی ارائه کردند.
پاکروان گفت که هیچ مقام رسمی وی یا خانواده‌اش را از توقف حکم اعدام مطلع نکرده و او معتقد است که زندگی دخترش هنوز در خطر اعدام قریب الوقوع است. مقامات قضایی ایران قبلا اعدام جباری را در آپریل ۲۰۱۴ متوقف ساختند تا جریان دادرسی، محاکمه و حکم صادره برای وی را مورد بررسی مجدد قرار دهند.
محمدعلی جداری فروغی که تا همین اواخر مسئولیت وکالت جباری را به عهده داشت به سازمان دیده­بان حقوق بشر گفت که در طول مدت ۶ ماهی که وی وکیل پرونده بود مسئولین زندان تنها ۲ مرتبه به وی اجازه ملاقات با موکلش را دادند. بعلاوه وی اظهار داشت که مقامات قضایی از مرور پرونده جباری توسط او ممانعت به عمل آوردند و این در حالی بود که بررسی این پرونده توسط دفتر دادستانی تهران صورت می‌‏گرفت بدون آنکه ابهامات بسیار و پرسشهای موجود در خصوص مرگ سربندی مطمح نظر قرار گیرد. طبق گزارشات دیگر مقامات جباری را پس از دستگیری فورا به سلول انفرادی منتقل کردند و وی را از دسترسی به وکیل یا ملاقات با خانواده بازداشتند. بازداشت جباری در این سلول به مدت ۲ ماه به طول انجامید.
تحت قوانین ایران در پرونده­های قتل این حق برای بازماندگان قربانی محفوظ است که تقاضای قصاص کنند، مدعی علیه را عفو کنند یا از حق قصاص در گذرند و در عوض دیه بپذیرند. خانواده سربندی تا کنون به عفو جباری رضایت نداده‌اند. طبق آمارهای گروه­های حقوق بشری در سال ۲۰۱۴ دستگاه قضایی ایران حداقل ۵۰۰ زندانی را اعدام کرده است که بسیاری از آن‌ها به اتهام قتل متهم و محاکمه شده بودند.
به دلیل نگرانی­های جدی در مورد نقض اساسی قوانین مربوط به تشریفات حقوقی در مراحل دادرسی کیفری که منجر به صدور و اجرای حکم اعدام در کشور می‌شود، سازمان دیده­بان حقوق بشر دستگاه قضایی ایران را به تعلیق اجرای کلیه احکام اعدام فراخواند. سازمان دیده­بان حقوق بشر در همه شرایط با مجازات اعدام مخالف است زیرا اعدام اساسا مجازاتی برگشت ناپذیر و غیر انسانی است.
استورک گفت: «خلاف وجدان انسانی است که والدین جباری علاوه بر تحمل درد انتظار دخترشان در صف اعدام در عین حال مجبور به مواجهه با دستگاه قضایی‌ای شوند که از رعایت قوانین حاکم نیز در گریز است و اطلاعات کافی و واضح را در مورد شرایط فرزندشان در اختیار آن­‌ها قرار نمی‌­دهد.»

انتقال هفت زندانی بند ۳۵۰ اوین به زندان رجایی شهر

خبرگزاری هرانا – هفت تن از زندانیان عقیدتی و سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان رجایی شهر در کرج منتقل شدند.
به گزارش هرانا به نقل از کلمه، صبح روز چهارشنبه مسئولان زندان اوین با فراخوانی هفت نفر از زندانیان عقیدتی و سیاسی بند ۳۵۰ اوین به نام‌های رسول عبداللهی، علیرضا سیدیان، ابراهیم فیروزی (نوکیشان مسیحی)، سهیل بابادی، علی کاظم‌زاده، علی لویمی و آرش مقدم که هیچ کدام از آن‌ها محل اقامتشان در استان البرز نیست، برخلاف قانون و به اجبار به زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند.
بر اساس این گزارش، این اقدام در راستای پروژه امنیتی انحلال بند ۳۵۰ است که طی چند ماهه گذشته و پس از تهاجم خونین ۲۸ فروردین شروع شده است.
تعداد زندانیان سیاسی حاضر در بند ۳۵۰ اوین پس از این انتقال به ۴۷ نفر رسیده است.

سه شنبه های اعتراضی مقابل سفارت ننگین جمهوری اسلامی استکهلم 2014.09.30