۱۳۹۴ اسفند ۲۱, جمعه

احمد شهید: سال ۲۰۱۵ بالاترین نرخ اعدام در ۱۰ سال گذشته در ایران

خبرگزاری هرانا – احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در یازدهمین گزارش خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل، اعلام کرد “حکومت جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۵ بالاترین نرخ اعدام را در ده سال گذشته داشته است.”
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران در سی و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل، اعلام کرد: ” سازمان های حقوق بشری دنبال کننده اعدام ها توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران، تعداد آن را در سال ۲۰۱۵ بین ۹۶۶ تا ۱۰۵۴ اعدام تخمین می زنند که بیشترین نرخ در یک دهه گذشته بوده است.”
آقای احمد شهید در جدیدترین گزارش خود تعداد اعدام ها در مدت زمانی ماه آوریل تا ژوئن ۲۰۱۵ را «نرخ هشدار دهنده اعدام ها» خواند و به بیانی دیگر گفت: “یعنی به طور متوسط هر روز چهار اعدام در این سه ماه اتفاق افتاده است.”
در توصیه های آقای شهید، از حکومت ایران خواسته شده است «اعدام نوجوانان را لغو کند»؛ برای احکام صادره اعدامی که شامل «جرم های بسیار جدی» بر اساس استاندارهای بین المللی نمی شود، مهلت قانونی [برای بررسی مجدد] تعیین نماید و «سنگسار و اعدام در ملاء عام» را ممنوع کند.
افزایش فشار و سرکوب بهائیان، عدم تشکل برای فعالان مدنی، دسترسی نداشتن متهمان به دادرسی عادلانه، اعتراف زیر شکنجه، نگهداری متهمان در سلول های انفرادی، بی توجهی به حقوق اقلیت ها و غیره از جمله موضوعاتی است که در بخش های دیگر این گزارش ۲۲ صفحه ای به آن تأکید شده است.
UN-Special-Rapporteur-Human-Rights-Ahmed-Shaheed

دو درویش گنابادی در سروستان بازداشت شدند

خبرگزاری هرانا – دو درویش گنابادی با نام‌های ابراهیم فضلی و محمد علی سعدی که در حادثه‌ی سال ۱۳۹۰ شهرستان کوار توسط نیروهای امنیتی مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند، بار دیگر دستگیر و به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادسرای کوار این دو درویش ساکن شهرستان سروستان را بدون ارائه‌ی حکم قضایی فراخوانده بود که پس از مراجعه‌ی این دو به دادسرای سروستان، دستور بازداشت و انتقال آنها به زندان عادل‌آباد صادر گردید.
آقایان فضلی و سعدی در جریان حادثه ای که به تحریک چهار روحانی و شماری از مردم در شهرستان کوار علیه دراویش نعمت‌اللهی گنابادی راه افتاده بود، از ناحیه‌ی پا مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. اما با وجود شکایت علیه ضاربان، خود به حبس و زندان محکوم شدند.
این دو درویش با وجود جراحت شدید و خونریزی به بازداشتگاه انفرادی منتقل شده و حتی پس از بستری در بیمارستان نیز مورد بازجویی قرار گرفته بودند.
شایان ذکر است، پس از حادثه کوار، شمار بسیاری از دراویش گنابادیِ سراسر کشور و جمعی از وکلا و فعالان حقوق آنان به حبس‌های سنگین، تبعیدهای طولانی‌مدت و محرومیت‌های اجتماعی محکوم شده‌اند.

Fazli Sadi

۱۳۹۴ اسفند ۲۰, پنجشنبه

مطلب احمدیان به مکانی نامعلوم منتقل شد

خبرگزاری هرانا – مطلب احمدیان، زندانی سیاسی، روز سه شنبه از زندان سنندج به مکان نامعلومی منتقل شده و تا امروز به این زندان بازگردانده نشده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی پس از انتقال تا کنون تماسی با خانواده یا نزدیکان خود نداشته است.
مطلب احمدیان که جهت رسیدگی به اتهام مشارکت در قتل از زندان سقز به زندان سنندج منتقل شده است، علیرغم گذشت ۵ سال از زمان بازداشت همچنان درباره این پرونده حکمی دریافت نکرده است.
قرار بود دادگاه این زندانی در چهاردهم مهرماه برگزار شود که به دلایل نامشخصی برگزار نشد و ممکن است انتقال فعلی وی به همین دلیل باشد.
مطلب احمدیان، ۳۱ ساله اهل بانه، در سیزدهم مهرماه ۱۳۸۹ بازداشت و پس از حدود ۲۳۰ روز تحمل انفرادی، به اتهام محاربه از طریق عضویت در احزاب کرد به ۳۱ سال حبس و تبعید به زندان میناب محکوم شد، وی همچنین طی پرونده جداگانه ای با اتهام مشارکت در قتل روبرو شده است که علیرغم گذشت بیش از پنج سال هنوز حکمی برای آن صادر نشده است، اتهامی که وی آن را رد کرده است.
motalleb ahmadian


۱۳۹۴ اسفند ۱۹, چهارشنبه

حال افشین سهراب‌زاده در زندان میناب وخیم است

خبرگزاری هرانا – وضعیت «افشین سهراب‌زاده»، زندانی سیاسی محبوس در زندان میناب «خطرناک» توصیف شده است. این زندانی مدت ها است با «سرطان روده، خونریزی داخلی و مشکلات کلیوی» دست و پنجه نرم می‌کند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یکی از نزدیکان افشین سهراب زاده گفت: «در یک دادگاه ۵ دقیقه‌ای در شعبه ۲ دادگاه سنندج  به اتهام محاربه از طریق عضویت در احزاب اپوزیسیون کرد به ۲۵ سال زندان همراه با تبعید به زندان میناب محکوم شده است.»
آقای سهراب زاده از سرطان روده رنج می برد. او در تابستان ۱۳۹۴ جهت رسیدگی‌های پزشکی به زندان اوین منتقل شد و در بهمن ماه سال جاری بدون رسیدگی به علت بالا بودن هزینه درمان (۱۸۵ میلیون هزینه درمان) به زندان میناب باز گزدانده شد.
افشین سهراب‌زاده، ۲۴ ساله، اهل کرمانشاه در ۱۸ خردادماه ۱۳۸۹، توسط نیروهای اداره اطلاعات شهر کامیاران بازداشت شد و بعد از اتمام بازجویی ها در اداره‌ اطلاعات شهر کامیاران ، به زندان مرکزی سنندج منتقل شد. او پس از آن در اسفندماه سال ۱۳۹۰، از «زندان مرکزی سنندج» به «زندان میناب» تبعید شد.
به گفته ی خود زندانی در طی نامه ای که به احمد شهید نوشته است:” تا جایی که به یاد دارم، قبل از بازداشتم، در سلامتی کامل به سر می‌بردم. در اداره اطلاعات به شدت مورد شکنجه قرار گرفتم و از ناحیه بینی دچار شکستگی شدم و بر اثر ضربات شدید وارده از سوی ماموران اطلاعات، فتق‌ام پاره شد.
afshin sohrabzadeh 2


گزارشی از وضعیت کارگر زندانی بهنام ابراهیم‌زاده

خبرگزاری هرانا – حکم ۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۵ روز حبس تعزیری بهنام (اسعد) ابراهیم‌زاده، کارگر زندانی زندان رجایی‌شهر هنوز کتباً ابلاغ نشده و خانواده او در تلاش برای مرخصی وی هستند.
یکی از نزدیکان این فعال کارگری زندانی در گفتگو با هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گفت: “خانواده آقای ابراهیم زاده امروز برای درخواست مرخصی به دادستانی تهران، آقای حاجی لو مراجعه کردند. به آنها نامه ای به پزشکی قانونی مرکز واقع در خیابان سمیه، جهت تأیید بیماری نیما ابراهیم زاده، پسر این فعال کارگری زندانی، داده شد. از پزشکی قانونی مرکز، آن ها را به پزشک قانونی غرب تهران و سپس به بیمارستان امام خمینی عودت می دهند. و قرار است چهارشنبه آینده جهت دریافت نتیجه، مراجعه کنند.”
این منبع مطلع در مورد وضعیت جسمانی بهنام ابراهیم زاده در زندان در ادامه خاطر نشان کرد: ” او از دیسک کمر و آرتروز گردن رنج می‌برد و پس از چند اعتصاب غذای پی در پی، دچار مشکلات شدید معده شده است. در مورد آرتروز گردن، پزشک زندان نامه جراحی داده ولی هنوز با آن موافقت نشده است.”
در تاریخ دهم مرداد ماه سال جاری، دادگاه تجدید نظر استان تهران، بهنام ابراهیم زاده را به ۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۵ روز حبس تعزیری و چهارصدوپنجاه هزار تومان جریمه محکوم کرد. اتهام او “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی” و فعالیت تبلیغی علیه نظام درج شده است. حکم دادگاه نخست نه سال و نیم زندان بود.
بنا به گفته این منبع، حکم این فعال کارگری به صورت شفاهی اعلام و هنوز کتبا اعلام نشده است. آقای ابراهیم زاده به این حکم «ناعادلانه» اعتراض کرده و به دلیل عدم اعلام کتبی، خانواده وی از طریق وکیل اقدام نکرده اند.
وی ششمین سال زندان را سپری می کند. حبس قانونی اولیه بهنام ابراهیم زاده مدت‌ها پیش به پایان رسیده و او مشغول تحمل مجازاتی است که در زندان متهم و محکوم شده است.
او در زمان متهم شدن و صدور حکم برای گذراندن حبس پنج ساله اش در زندان اوین بود.
علاوه بر آن اتهام “فک قرار بازداشت” و “استفاده از تجهیزات ماهواره و پاسور” نیز بخشی از اتهامات این کارگر زندانی بود. همه‌ی این اتهامات در زمانی وارد شده است که او در زندان به سر می برد.
یکی از مشاورین حقوقی هرانا پیش تر در این مورد گفته بود: “هرچند اینکه در زندان اتهام اقدام علیه امنیت ملی بتواند ثابت شود غیرممکن است ولی حتی مطابق قانون جدید مجازات اسلامی که در هنگام صدور این حکم لازم الاجرا بوده، برای مجموع این اتهامات در صورت اثبات هم نباید بیش از ۵ سال حبس صادر می شد و این حکم خلاف قانون است.”
بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری متولد ۱۳۵۶ اولین بار سال ۱۳۸۷ به اتهام شعارنویسی و فعالیت تبلیغی در شهر اشنویه بازداشت شد.
آقای ابراهیم زاده دومین بار یازدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ و همزمان با روز جهانی کارگر، همراه با جمعی از فعالان کارگری و مدنی در پارک لاله تهران بازداشت و بعد از یک ماه به قید وثیقه آزاد شد.
این کارگر زندانی سومین بار بیست و دوم خردادماه ۱۳۸۹ بازداشت شد. او پس از بازداشت مدت ۴ ماه در سلول های انفرادی زندان اوین تحت فشار و بازجویی بود و پس از ان به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی در دادگاهی کوتاه و بدون حضور وکیل، بهنام ابراهیم زاده را به بیست سال حبس تعزیری محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۵ سال کاهش یافت.
بهنام ابراهیم زاده در جریان حمله ی گارد زندان اوین به بند ۳۵۰ موسوم به “پنجشنبه سیاه” مورد ضرب و شتم واقع شد و ۱۵برای روز نیز به انفرادی های بند ۲۴۰ منتقل شد.
او در اردیبهشت ماه سال گذشته به سلول های انفرادی بند ۲۰۹ منتقل شد و پس از مدتی به طور غیرقانونی به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
پسرش نیما به سرطان مبتلا شده و خانواده اش گفته اند که به دلیل بیماری نیما، سختی رفت و آمد و محدودیت های مالی امکان ملاقات هفتگی با او را ندارند.
آقای ابراهیم زاده در زندان رجایی شهر نیز بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفت و از بندی به بند دیگر منتقل شد و هم اینک در بند ده زندانی رجایی شهر مشغول تحمل حبس است.

Behnam-V-tecken

۱۳۹۴ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

زوج‌های بهایی که در زندان‌ به استقبال بهار می‌روند

خبرگزاری هرانا ـ در روزهای پایان سال که خانواده‌های ایرانی در حال آماده شدن برای استقبال از سال نو هستند، یک زوج بهایی به نام‌های پیمان کوشک‌باغی و آزیتا رفیع‌زاده، دستگیر و برای اجرای احکام محکومیت‌های طولانی راهی زندان شدند.
به گزارش خبرکزاری هرانا به نقل از زمانه، در بین زندانیان سیاسی- عقیدتی، چهار زوج هستند که از پیروان آیین بهایی‌‌اند. این گزارش به معرفی ایشان می‌پردازد که این روز‌ها در زندان‌های ایران، دور از همدیگر و فرزندان‌شان به پیشواز سال جدید می‌روند.
پیمان کوشک‌باغی، شهروند بهایی، روز یک‌شنبه نهم اسفند ماه هنگامی که همراه فرزند شش ساله‌اش، بشیر، برای ملاقات همسرش آزیتا رفیع‌زاده به زندان اوین رفته بود، پیش از ورود به سالن ملاقات به وسیله سه فرد لباس شخصی بازداشت و برای اجرای حکم پنج سال حبس تعزیری به زندان منتقل شد.
در همین رابطه یکی از نزدیکان او می‌گوید: «بازداشت پیمان بدون احضار قبلی بود. به او حتی اجازه خداحافظی با همسرش را هم ندادند و او را بدون داشتن لباس مناسب زندان از فرزندش جدا و به مکانی نامعلوم بردند. پیمان پس از به زندان رفتن آزیتا در آبان ماه سال جاری چندین مرتبه به معاون دادستان (حاجیلو) و رئیس اداره اجرای احکام (نصیرپور) مراجعه کرده و از ایشان درخواست کرده بود به دلیل شرایط روحی و کم سن و سال بودن فرزندش و نداشتن سرپرست، او {خودش} را با احضار و اطلاع قبلی روانه زندان کنند تا بتواند بشیر را آماده کند که حاجیلو به او گفته بود برو، فعلا با تو کاری نداریم. اما یک‌شنبه روزی به طور خیلی غیرمترقبه‌ و پیش از ورود به سالن ملاقات، پیمان را در حضور فرزندش، بازداشت کردند.»
پیمان کوشک‌باغی و همسرش، آزیتا رفیع‌زاده در خرداد ماه سال ۹۰ هجری خورشیدی به اتهام همکاری با دانشگاه مجازی بهاییان ایران موسوم به موسسه علمی آزاد، دستگیر شدند. این زوج بهایی که در همین دانشگاه تحصیل کرده‌اند پس از فارغ‌التحصیل شدن در رشته مهندسی کامپیو‌تر، به تدریس آن‌لاین برای دانشجویان بهایی محروم از تحصیل پرداختند.
آزیتا رفیع‌زاده برای تکمیل تحصیلاتش به هند رفت و با مدرک فوق لیسانس در رشته کامپیو‌تر به ایران بازگشت. یک فرد مطلع در رابطه با دادگاه و حکم این دو شهروند بهایی به رادیو زمانه می‌گوید: «پیمان و آزیتا در اسفند ماه سال ۹۱ به دادسرای انقلاب تهران احضار و در آنجا از ایشان خواسته شد تا تعهد دهند با دانشگاه بهایی همکاری نکنند که در صورت امضای تعهد مزبور، پرونده بسته خواهد شد. عدم پذیرش تعهد توسط ایشان موجب شد که آزیتا در خرداد ۹۳ و پیمان در اردیبهشت ۹۴ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، محاکمه و هر کدام به ترتیب به چهار و پنج سال حبس تعزیری محکوم شوند.»
اتهام این زوج بهایی، عضویت در تشکیلات غیر قانونی و گروهک ضاله بهاییت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت در موسسه آموزشی بهایی بود و آزیتا رفیع‌زاده، پس از دریافت احضاریه در دوم آبان ماه سال جاری برای گذراندن محکومیت چهار سال حبس، خود را به زندان اوین معرفی کرد.
یکی دیگر از این زوج‌های بهایی زندانی در ایران، عادل نعیمی و الهام فراهانی هستند که نعیمی به ۱۱ سال حبس و همسرش به چهار سال حبس محکوم شده است.
این دو زندانیان بهایی زندان رجایی‌شهر و بند عقیدتی-‌سیاسی زنان زندان اوین هستند.
عادل بیش از سه سال و الهام بیش از دو سال است که در زندان است و شمیم نعیمی، فرزند این زوج بهایی هم در کنار پدر در حال گذراندن حکم سه سال حبس تعزیری است.
ایمان رشیدی و شبنم متحد و فریبرز باغی و ناطقه نعیمی، زوج‌های بهایی دیگری هستند که در زندان یزد پشت میله‌ها به سر می‌برند.
این دو زوج بهایی در رابطه با پرونده محکومیت ۲۰ شهروند بهایی در یزد، بازداشت و زندانی شده‌اند.
۲۰ شهروند بهایی در دهم مرداد ماه سال ۹۱ به‌طور هم‌زمان در شهرهای یزد، اصفهان، کرمان و اراک بازداشت و پس از سه هفته به قید وثیقه آزاد شدند. در شهریور ماه سال ۹۲، دادگاه انقلاب اسلامی یزد این شهروندان بهایی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی با راه‌اندازی و عضویت در تشکیلات مخفی (بهایی) به حبس‌های یک تا چهار سال محکوم کرد.
محکومان از بهمن ماه سال ۹۳ یک‌یک به زندان احضار شدند که این دو زوج بهایی از جمله ایشان هستند.
روز ۲۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۳ هم ایمان رشیدی و همسرش، شبنم متحد جهت اجرای حکم به زندان یزد فراخوانده شدند.
آغاز محکومیت این زوج بهایی که مصادف با روزهای پرالتهاب و شلوغ پایان سال و نزدیکی عید نوروز بود در هیچ رسانه بازتاب نداشت.
این دو شهروند بهایی، بیش از یازده ماه است که در زندان یزد محبوس هستند. ایمان به سه سال و شبنم به دو سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند. این زوج جوان بهایی دارای فرزند نیستند.
فریبرز باغی، یکی دیگر از محکومان بهایی دادگاه انقلاب یزد است که در ۱۶ اسفند ماه ۹۳ راهی زندان شد. او و همسرش، ناطقه نعیمی به دو سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی محکوم هستند.
او در نامه سرگشاده‌ای که پیش از زندان خطاب به قضات دادگاه انقلاب منتشر کرد، حکم دادگاه را در حق خود و همسرش ناعادلانه دانست و خواستار رفع حکم شد: «… به هنگام پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، نوجوانی ۱۴ ساله بودم و با توجه به ممتاز بودن در مدرسه، قصد ادامه تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی را داشتم و حتی در آزمون ورودی “دبیرستان-‌دانشگاه شیراز” پذیرفته شدم و قرار بود بعد از اخذ دیپلم بدون کنکور وارد دانشگاه شوم. ولی بعد از انقلاب ۵۷ با شروع موجی از خشونت‌ها و تبعیض‌ها علیه بهاییان، حتی از اخذ دیپلم محروم شدم تا چه رسد به ورود به دانشگاه. اموال پدری‌ام مصادره شد. شوهر خواهرم دستگیر و به اعدام محکوم شد و تمام وقایع مدهشه‌ای که اجدادم قرن‌ها با آن دست به گریبان بودند، سراغ من و خانواده‌ام آمد. در‌‌‌‌ همان اوان با این‌که فرصتی عالی برای ادامه تحصیل در کانادا برایم فراهم شد، ولی پایبندی به عقاید مذهبی‌ام و عشق به ایران و ایرانیان مانع از این سفر گردید و محرومیت و تحقیر و تهمت و توهین را بر فرصت‌های پیشرفت و کسب افتخار و رفاه مالی ترجیح دادم و به شغل آزاد مشغول شدم.»
این زندانی بهایی به یکی از اتهاماتش یعنی راه‌اندازی تشکیلات مخفی و اقدام علیه امنیت ملی هم پرداخته و نوشته است: «عبارت تشکیلات مخفی از لحاظ امنیتی بار معنایی منفی و خطرناکی را به ذهن متبادر می‌سازد که باعث نگرانی است ولی وقتی به ماهیت عملکرد این تشکیلات از لحاظ مذهبی نگاه کنیم فعالیت‌هایی مثل رسیدگی به نیازمندان، حل و فصل اختلافات زناشویی و مالی و حتی تعلیم و تربیت کودکان بهایی و …، حتی اگر مخفی و سازماندهی شده هم باشد تهدیدی برای امنیت یک کشور نمی‌تواند باشد.»
فریبرز باغی در پایان نامه‌ خود قاضیان پرونده‌اش را خطاب قرار داده است: «قضات محترم در حال حاضر من فردی ۵۰ ساله‌ام با آرزوهایی که هنوز حسرت دست نیافتن به آن‌ها در دلم زنده است. با وجود این هیچگاه ولو برای لحظه‌ای فکر خیانت به وطن عزیزم یا هرگونه اقدامی شبیه به آن به ذهنم خطور ننموده است.»
انتشار این نامه در فضای مجازی اما نه تنها تاثیری در حکم این زوج بهایی نداشت، بلکه موجب تشدید مجازات فریبرز باغی هم شد و دادگاه انقلاب یزد در زمانی که وادر زندان بود، به اتهام تشویش اذهان عمومی دو سال حبس به محکومیت او اضافه کرد.
اما ناطقه نعیمی، همسر فریبر باغی هم پس از احضار در ۱۴ مهر ماه به همراه یک شهروند بهایی دیگر به نام اعظم مطهری، برای گذراندن محکومیت دو سال حبس، خودش را به زندان یزد معرفی کرد.
این زوج یک پسر و یک دختر دارند. لوا، دختر این زوج بهایی، اوایل سال جاری و بدون حضور پدر ازدواج کرد چون مسئولان زندان یزد از دادن مرخصی چند ساعته به پدر برای شرکت در مراسم عقد دخترش خودداری کردند


۱۳۹۴ اسفند ۱۷, دوشنبه

بی‌ بی‌ سی‌: «محمد خاتمی برای رفتن به مراسم عروسی نرگس موسوی آماده شده بود که ماموران امنیتی اجازه خروج از خانه را به او ندادند!»

در حالی‌ که خبر«اسيد پاشی به دودختر جوان در سمنان یک روز بعد از انتصابات!» با بی‌ اعتنایی اصلاح طلبان مواجه شده، اما اکنون از اینکه خاتمی فریبکار نمی‌تواند در یک عروسی‌ شرکت کند، طرفداران حکومت اسلامی با ناراحتی‌ یقه درانی میکنند!
همان خاتمی که حق حرف زدن نداشت و ممنوع التصویر و... بود ناگهان سه روزقبل از خیمه شب بازی انتخابات ویدیویی ( که با بهترین کیفیت وامکانات پیشرفته فیلمبرداری شده بود) از او منتشر میشود و تاکید می‌کند به هر دو لیست رای دهید! شرکت در انتخابات میتواند همه نقشه‌های دشمنان بیرونی و درونی‌ کشور، «انقلاب» و مردم ما را بر آب کند! "
اگر سخنان خاتمی به ضرر حاکمیت مذهبی‌ می‌بود، چرا همان ماموران امنیتی که اکنون ادعا میشود از حضور خاتمی در مراسم عروسی‌ ممانعت به عمل آورده‌اند، از ضبط و انتشار ویدئویی با امکانات تصویری پیشرفته جلوگیری به عمل نیاوردند؟ آیا مردم ایران هیچگاه از خود سوال کرده اند چرا روشنفکرانی که در قتل‌های زنجیره‌ ای قربانی شدند کسانی‌ بودند که حاضر به پذیرش حیله‌های خاتمی و رفسنجانی‌ نبودند؟؟؟
یکی‌ از هم میهنان به نام پویا در کامنتی نوشته است: «مطمئناً اگه خاتمی براشون خطرناک بود اینقدر اخبارشو جار نمی‌زدن! میخوان برای مردم عزیزتر بشه که با یک فتوایش بریزن پای صندوق‌های رای! خاتمی همیشه به خاطر حفظ منافع حکومت پیش مردم ریش گرو گذاشته! مردک رفیق دزد و شریک قافله است!»