۱۳۹۲ آبان ۷, سه‌شنبه

قانون " فرزند خوانده " ؛ مصلحت فقه و شریعت یا مصلحت کودکان ایران

جایی که بی عدالتی جایگزین قانون شود ؛ مبارزه به وظیفه ای مبرم تبدیل میگردد .
« برتولت برشت »

در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست که در سال 1388در مجلس به تصویب رسیده بود ؛ " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده ممنوع اعلام شده بود " ؛ بعدا" در بهمن 91 در تکمیل این لایحه ؛ مجلس تبصره ای بآن اضافه کرد که " اگر کسی بخواهد با فرزند خوانده اش ازدواج کند ؛ حضانت آن بچه از او گرفته میشود . این لایحه پس از تصویب در مجلس ؛ برای تصویب نهائی به شورای نگهبان رفت و شورا بخاطر ممنوعیت این لایحه با " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده " آن را مغایر با شرع تشخیص داده و برای تصحیح به مجلس برگرداند . این لایحه بعد از تصحیح و تغییراتی در مجلس ؛ بصورت زیر در 31 شهریور 1392 به تصویب رسید : ازدواج سرپرست با فرزند خوانده تنها می تواند با حکم دادگاه انجام پذیرد .
این لایحه بعد از اصلاح و تغییراتی توسط مجلس ؛ مجددا" برای تصویب نهائی به شورای نگهبان فرستاده شد که در 10 مهر این قانون با تائید شورای نگهبان ؛ به تصویب نهائی رسید . البته قانون حمایت از کودکان بی سرپرست ؛ قبلا" در 1353 در مجلس شاه با مسکوت گذاشتن موضوع ازدواج این کودکان ؛ به تصویب رسیده بود .
این لایحه با ماده 21 کنوانسیون بین المللیِ حقوق کودکان مغایرت دارد . در ماده 21 کنوانسیون آماده است : کشورهائی که سیستم " فرزند خواندگی " را مجاز میدانند ؛ باید منافع عالیه کودک را در اولویت قرار دهند . کنوانسیون در توضیح منافع عالیه نوشته است : حق حیات ؛ حق رشد ؛ امنیت ؛ بهداشت و آموزش . بعبارتی حمایت جسمی ؛ روحی ؛ امنیتی و بهداشتی کودکی که به فرزند خواندگی گرفته می شود ؛ باید در اولویت سرپرست قرار گیرد .
این لایحه که در ظاهر بر اساس مصلحت فقهِ شیعه و شریعت آخوندی ؛ توسط نمایندگان مجلس به تصویب رسیده است ؛ در واقع سرپوشی بر نیات پلید و طمع ورزیهای جنسی آخوندهای رذل و حرام لقمه می باشد که برای مخفی کردن درون مایه پلید خود ؛ از دین و شریعت مایه گذاشته اند ؛ بعدا" در این باره بیشتر توضیح خواهم داد . بررسی این قانون که امنیت روحی و روانی کودکان را به مخاطره می اندازد و کودکان یتیم و بی سرپرست را به سوژه های جنسی تبدیل می کند ؛ موضوع این مقاله است که بآن می پردازم .
اما قبل از اینکه در باره این قانون ارتجاعی و تبعات فاجعه بار آن بنویسم ؛ بهتر است به خاطره ای از زندان " اوین " در زمان شاه اشاره کنم :
از پیامدهای ضربه اپورتونیستی که در سال 54 به سازمان مجاهدین وارد شد ؛ براه افتادن جریانی به سردمداری آخوندها در زندانها بود ؛ که مجاهدین به آن " جریان راست ارتجاعی " لقب داده بودند و آن را تضاد اصلی " در درون نیروهای سیاسی " میدانستند . آخوندهای سردمدار این جریان در پاسخ به توطئه ساواک و برای رضایت و خوش آمد آنان ؛ فتوائی علیه مجاهدینِ زندانی صادر کردند که بر اساس آن مجاهدین نجس تلقی می شدند . بعد از این فتوا ؛ آخوندهای زندانی و همفکران آنها همه ارتباطات سیاسی ؛ صنفی و انسانی خود را با مجاهدین قطع کردند .
آخوندها در حالیکه خود نماد و سمبل پلیدی و نجاست ــ نجاست اعتقادی ؛ سیاسی ؛ فرهنگی و اخلاقی ــ بودند ؛ با توجیه شرع و احکام فقه " مجاهدین " را بخاطر نشست و برخاست و ارتباطات با زندانیانِ مارکسیست ــ مارکسیست ها را کافر و نجس میدانستند ــ نجس اعلام کردند و تمام ارتباطات خود را با آنها قطع نمودند . امّا واقعیت این بود که ؛ آنها از شرع و احکام فقه ؛ بعنوان سرپوشی برای بریدگی از سختی مبارزه و رهائی از زندان استفاده کردند . بعبارتی آخوندها با فاصله گرفتن و مرز بندی با نیروی رادیکال و جدی در مبارزه با شاه ؛ با زبان بی زبانی پیام بریدگی از مبارزه را به ساواک اعلام میکردند .
آن موقع ها من در بند 2 زندان اوین در کمون ــ زندگی جمعی ــ مجاهدین زندگی میکردم و بالتبع مشمول حکم صادره از سوی آخوندها و بعبارتی از سوژه های فتوایِ صادره بودم . آخوندها و افراد وابسته بآنها در حالیکه همه وسایل شخصی و صنفی زندگی خود را از بقیه افراد بند ــ مجاهدین ــ جدا و علامت گذاری کرده بودند ؛ همگی در اتاق 2 این بند جمع شده بودند و بقیه زندانیان در 4 اتاق دیگر بند ؛ زندگی میکردند .
بعد از این فتوا آنها تمام تلاش خود را بکار می بستند که خود و وسائلشان بهیچوجه با مجاهدین و وسایل شان قاطی نشده و تماس پیدا نکند تا ؛ به اعتقاد آنها به نجاست آلوده نگردد ــ عمدا" هم تلاش داشتند که این عمل بازتاب بیرونی داشته و باطلاع زندانبانها و ساواک برسد ــ . برای این منظور از جمله دمپائی های خود را از دمپائی های دیگر زندانیان جدا کرده با بستن تکه ای پارچه بآنها ؛ آنها را علامت گذاری کرده بودند تا با دمپائی مجاهدین ؛ قاطی و اشتباه نشود .
من و یکی دیگر از زندانیان وابسته به مجاهدین که مقداری جوان تر از جوانهای دیگر بوده و هنوز بازیگوشی های دوران کودکی را فراموش نکرده بودیم ؛ در اوقات استراحت و زمانیکه از مطالعه و نشست های آموزشی فارغ میشدیم ؛ هنگام قدم زدن در راهروهای بند زندان ؛ چون واکنش بعدی آخوندها را میدانستیم برای شوخی و رفع خستگی ؛ دمپائی آنها ــ یکی از دمپائی های علامت گذاری شده ــ را بپا میکردیم و بعد از یک دور در کریدور بند زندان ؛ آن را بجای اولش بر میگرداندیم .
بعد از این کار ما ؛ در هر بار آخوندِ صاحب دمپائی با شتاب و بلافاصله ــ برای اینکه واجب مبارزاتی اش به تأخیر نیافتد ــ دمپائی اش را به حمام و یا دستشوئی زندان میبرد و غسل میداد تا نجاست آن بر طرف شود . در واقع کار اصلی این جماعت در آن سالها به جای مبارزه و مقاومت در زندانهای شاه ؛ بیشتر در نگهبانی و شستشو و غسل دمپائی ؛ لباس و ظروف غذا و سایر وسایل زندگی آنها در زندان ــ ؛ سپری میشد . باین ترتیب در آن سالها و تا 
عی که التماس دعای آنها از طرف ساواک بر پذیرفته شد و مورد عفو ملوکانه قرار گرفتند و شر خود را کم کرده و از زندان آزاد شدند ؛ این بازی تلخ ؛ مسخره و چندش آور با شرع و دین ادامه داشت .
بعد از سرنگونی شاه و به حاکمیت رسیدن این جماعت ؛ سوء استفاده از دین و ایمان مذهبی مردم بصورتی سیستماتیک و گسترده همه روزه جریان داشته و دارد . و اتفاقا" رمز اصلی بقاء و دوام حکومت آخوندی هم ؛ همین عامل بوده است . یعنی با استفاده از اعتماد مذهبی مردم و انواع سوء استفاده ها از دین تا بحال دوام آورده اند و ملت و کشور ما را بخاک سیاه نشانده اند . آخرین نمونه استفاده آنها از دین ؛ تصویب قانون " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده " است .
Freedom Messenger - Ghasedane Azadi
نگاره: ‏قانون " فرزند خوانده " ؛ مصلحت فقه و شریعت یا مصلحت کودکان ایران

جایی که بی عدالتی جایگزین قانون شود ؛ مبارزه به وظیفه ای مبرم تبدیل میگردد .
« برتولت برشت »

در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست که در سال 1388در مجلس به تصویب رسیده بود ؛ " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده ممنوع اعلام شده بود " ؛ بعدا" در بهمن 91 در تکمیل این لایحه ؛ مجلس تبصره ای بآن اضافه کرد که " اگر کسی بخواهد با فرزند خوانده اش ازدواج کند ؛ حضانت آن بچه از او گرفته میشود . این لایحه پس از تصویب در مجلس ؛ برای تصویب نهائی به شورای نگهبان رفت و شورا بخاطر ممنوعیت این لایحه با " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده " آن را مغایر با شرع تشخیص داده و برای تصحیح به مجلس برگرداند . این لایحه بعد از تصحیح و تغییراتی در مجلس ؛ بصورت زیر در 31 شهریور 1392 به تصویب رسید : ازدواج سرپرست با فرزند خوانده تنها می تواند با حکم دادگاه انجام پذیرد .
این لایحه بعد از اصلاح و تغییراتی توسط مجلس ؛ مجددا" برای تصویب نهائی به شورای نگهبان فرستاده شد که در 10 مهر این قانون با تائید شورای نگهبان ؛ به تصویب نهائی رسید . البته قانون حمایت از کودکان بی سرپرست ؛ قبلا" در 1353 در مجلس شاه با مسکوت گذاشتن موضوع ازدواج این کودکان ؛ به تصویب رسیده بود .
این لایحه با ماده 21 کنوانسیون بین المللیِ حقوق کودکان مغایرت دارد . در ماده 21 کنوانسیون آماده است : کشورهائی که سیستم " فرزند خواندگی " را مجاز میدانند ؛ باید منافع عالیه کودک را در اولویت قرار دهند . کنوانسیون در توضیح منافع عالیه نوشته است : حق حیات ؛ حق رشد ؛ امنیت ؛ بهداشت و آموزش . بعبارتی حمایت جسمی ؛ روحی ؛ امنیتی و بهداشتی کودکی که به فرزند خواندگی گرفته می شود ؛ باید در اولویت سرپرست قرار گیرد .
این لایحه که در ظاهر بر اساس مصلحت فقهِ شیعه و شریعت آخوندی ؛ توسط نمایندگان مجلس به تصویب رسیده است ؛ در واقع سرپوشی بر نیات پلید و طمع ورزیهای جنسی آخوندهای رذل و حرام لقمه می باشد که برای مخفی کردن درون مایه پلید خود ؛ از دین و شریعت مایه گذاشته اند ؛ بعدا" در این باره بیشتر توضیح خواهم داد . بررسی این قانون که امنیت روحی و روانی کودکان را به مخاطره می اندازد و کودکان یتیم و بی سرپرست را به سوژه های جنسی تبدیل می کند ؛ موضوع این مقاله است که بآن می پردازم .
اما قبل از اینکه در باره این قانون ارتجاعی و تبعات فاجعه بار آن بنویسم ؛ بهتر است به خاطره ای از زندان " اوین " در زمان شاه اشاره کنم :
از پیامدهای ضربه اپورتونیستی که در سال 54 به سازمان مجاهدین وارد شد ؛ براه افتادن جریانی به سردمداری آخوندها در زندانها بود ؛ که مجاهدین به آن " جریان راست ارتجاعی " لقب داده بودند و آن را تضاد اصلی " در درون نیروهای سیاسی " میدانستند . آخوندهای سردمدار این جریان در پاسخ به توطئه ساواک و برای رضایت و خوش آمد آنان ؛ فتوائی علیه مجاهدینِ زندانی صادر کردند که بر اساس آن مجاهدین نجس تلقی می شدند . بعد از این فتوا ؛ آخوندهای زندانی و همفکران آنها همه ارتباطات سیاسی ؛ صنفی و انسانی خود را با مجاهدین قطع کردند .
آخوندها در حالیکه خود نماد و سمبل پلیدی و نجاست ــ نجاست اعتقادی ؛ سیاسی ؛ فرهنگی و اخلاقی ــ بودند ؛ با توجیه شرع و احکام فقه " مجاهدین " را بخاطر نشست و برخاست و ارتباطات با زندانیانِ مارکسیست ــ مارکسیست ها را کافر و نجس میدانستند ــ نجس اعلام کردند و تمام ارتباطات خود را با آنها قطع نمودند . امّا واقعیت این بود که ؛ آنها از شرع و احکام فقه ؛ بعنوان سرپوشی برای بریدگی از سختی مبارزه و رهائی از زندان استفاده کردند . بعبارتی آخوندها با فاصله گرفتن و مرز بندی با نیروی رادیکال و جدی در مبارزه با شاه ؛ با زبان بی زبانی پیام بریدگی از مبارزه را به ساواک اعلام میکردند .
آن موقع ها من در بند 2 زندان اوین در کمون ــ زندگی جمعی ــ مجاهدین زندگی میکردم و بالتبع مشمول حکم صادره از سوی آخوندها و بعبارتی از سوژه های فتوایِ صادره بودم . آخوندها و افراد وابسته بآنها در حالیکه همه وسایل شخصی و صنفی زندگی خود را از بقیه افراد بند ــ مجاهدین ــ جدا و علامت گذاری کرده بودند ؛ همگی در اتاق 2 این بند جمع شده بودند و بقیه زندانیان در 4 اتاق دیگر بند ؛ زندگی میکردند .
بعد از این فتوا آنها تمام تلاش خود را بکار می بستند که خود و وسائلشان بهیچوجه با مجاهدین و وسایل شان قاطی نشده و تماس پیدا نکند تا ؛ به اعتقاد آنها به نجاست آلوده نگردد ــ عمدا" هم تلاش داشتند که این عمل بازتاب بیرونی داشته و باطلاع زندانبانها و ساواک برسد ــ . برای این منظور از جمله دمپائی های خود را از دمپائی های دیگر زندانیان جدا کرده با بستن تکه ای پارچه بآنها ؛ آنها را علامت گذاری کرده بودند تا با دمپائی مجاهدین ؛ قاطی و اشتباه نشود .
من و یکی دیگر از زندانیان وابسته به مجاهدین که مقداری جوان تر از جوانهای دیگر بوده و هنوز بازیگوشی های دوران کودکی را فراموش نکرده بودیم ؛ در اوقات استراحت و زمانیکه از مطالعه و نشست های آموزشی فارغ میشدیم ؛ هنگام قدم زدن در راهروهای بند زندان ؛ چون واکنش بعدی آخوندها را میدانستیم برای شوخی و رفع خستگی ؛ دمپائی آنها ــ یکی از دمپائی های علامت گذاری شده ــ را بپا میکردیم و بعد از یک دور در کریدور بند زندان ؛ آن را بجای اولش بر میگرداندیم .
بعد از این کار ما ؛ در هر بار آخوندِ صاحب دمپائی با شتاب و بلافاصله ــ برای اینکه واجب مبارزاتی اش به تأخیر نیافتد ــ دمپائی اش را به حمام و یا دستشوئی زندان میبرد و غسل میداد تا نجاست آن بر طرف شود . در واقع کار اصلی این جماعت در آن سالها به جای مبارزه و مقاومت در زندانهای شاه ؛ بیشتر در نگهبانی و شستشو و غسل دمپائی ؛ لباس و ظروف غذا و سایر وسایل زندگی آنها در زندان ــ ؛ سپری میشد . باین ترتیب در آن سالها و تا موقعی که التماس دعای آنها از طرف ساواک بر پذیرفته شد و مورد عفو ملوکانه قرار گرفتند و شر خود را کم کرده و از زندان آزاد شدند ؛ این بازی تلخ ؛ مسخره و چندش آور با شرع و دین ادامه داشت .
بعد از سرنگونی شاه و به حاکمیت رسیدن این جماعت ؛ سوء استفاده از دین و ایمان مذهبی مردم بصورتی سیستماتیک و گسترده همه روزه جریان داشته و دارد . و اتفاقا" رمز اصلی بقاء و دوام حکومت آخوندی هم ؛ همین عامل بوده است . یعنی با استفاده از اعتماد مذهبی مردم و انواع سوء استفاده ها از دین تا بحال دوام آورده اند و ملت و کشور ما را بخاک سیاه نشانده اند . آخرین نمونه استفاده آنها از دین ؛ تصویب قانون " ازدواج سرپرست با فرزند خوانده " است .
آیت الله ممدوجی عضو مجلس خبرگان رهبری در تائید اقدام شورا میگوید : ازدواج با فرزند خوانده حکم شرع است و حتی به تصویب قانون در مجلس هم ن‏

تجمع خانواده ها و مردم بر آرامگاه جانباختگان راه آزادی در زاهدان



بنابه گزارشات رسیده به « فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» صبح روز سه شنبه خانواده های شهدای راه آزادی از زاهدان و سایر شهرهای استان و همچنین بستگانشان و مردم بر آرامگاه جانباختگان جمع شدند و آرامگاه آنها را گل باران کردند.

روز سه شنبه ۷ آبان ماه خانواده های شهدای راه آزادی مردم ایران که از زاهدان ، سروان، چابهار و سایر نقاط استان آمده بودند و همچنین تعداد زیادی از مردم و بخصوص جوانان در این مراسم شرکت داشتند. آنها حوالی ساعت ۱۱:۰۰ در محل به خاک سپردن عزیزانشان حضور یافتند. ابتدا مراسم مذهبی را به جا آوردند و سپس آرامگاه جانباختگان را گل باران کردند. جمعیت حاضر نسب به اعدام این جوانان بی گناه و به گروگان گرفته شده و انتقام جویی از آنها را محکوم کردند و خشم و انزجار خود را از این جنایت ابراز داشتند . این مراسم تا ساعت ۱۳:۰۰ ادامه داشت.

زنده یاد حبیب ملازهی پدر ناظر ملازهی از جانباخت راه آزادی مردم ایران به محض شنیدن خبر اعدام فرزندش دچار سکته قلبی شد و فوت نمود.

لازم به یاد آوری است که مامورین وزارت اطلاعات ولی فقیه تمامی جانباختگان را خود به خاک سپردند و حتی پیکر آنها را به خانواده هایشان ندادند تا مراسم مذهبی و وداع با عزیزانشان را برگزار کنند.محل دفن آنها حدادا ۵ کیلومتری زاهدان به سمت میرجاوه می باشد و در نقطه ای دور افتاده در کوه ها دفن شده اند که با قبرستان شهر به نام بهشت محمد ۳ کیلومتر فاصله دارد. رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای به اصول اولیه مذهبی پای بند نیست و تحت لوای مذهب دست به جنایتها ی ضد بشری می زند.

نیروهای سرکوبگر ولی فقیه از ترس خشم مردم جرائت نزدیگ شدن به قبرستان را نداشتند.

از طرفی دیگر علیرغم تهدیدها و فشارهای غیر انسانی علیه خانواده های جان باختگان برای ممانعت از انجام مراسم گرامیداشت.خانواده ها از روز یکشنبه مراسم گرامیداشت عزیزانشان را برگزار کردند و بطور مستمر مردم شهر و استان به این خانواده ها مراجعه می کنند و یاد و خاطره عزیزانشان را گرامی میدارند. این مراسم به مدت ۷روز ادامه خواهد یافت.

پس از اعدام انتقام جویانه جو شهرهای استان سیستان و بلوچستان ملتهب می باشد و مردم این استان انزجار خود را از این جنایت بیان می کنند.نیروهای اطلاعاتی و سرکوبگر نظامی وحشت زده در لاک خود فرو رفته اند

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۷ آبان۱۳۹۲ برابر با ۲۸ اکتبر۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
دبیر کل سازمان ملل متحد آقای بان کی مون
کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد
سازمان عفو بین الملل

مصاحبه با پدر رضا اسماعيلي زنداني سياسي كه روز شنبه چهارم آبان در زندان سلماس اعدام گرديد.

مصاحبه يكي از خبرنگار كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان و بازداشتي ها با پدر رضا اسماعيلي زنداني سياسي كه روزشنبه 4 آبان در سلماس اعدام گرديد

با ايستادگي خانواده و روستايیان هم محلي زنداني سياسي اعدامي،رضا اسماعيلي،دادستان مجبور به دادن پيكر وي به خانواده گرديد.پدر رضا در ابتدا ميگويد كه رضا در زندگي اش هيچ نداشت، اگر هم سؤال بكنيد همه ميدانند، او زندگي اش را در حادثه آتش سوزي كلا از دست داد، همسر و فرزندانش در آتش سوختند.( دوسال قبل از بازداشت در يك حادثه آتش سوزي خانواده وي در آتش سوخته بودند)

پدر رضا اسماعيلي در مصاحبه اي كه روي اينترنت گذاشته شده، گفته است كه مأموران حكومتي هيچ خبري در رابطه با اعدام فرزندمان به ما ندادند و ما از طريق دوست و آشنايانمان به ما اطلاع دادند كه او را اعدام كرده و مخفيانه در قبرستان سلماس دفن كرده اند كه سريع خودمان اقدام كرده و با اقوام و اهالي روستا به قبرستان سلماس رفتيم و با دعوا او را از قبر در آورديم و بعد كه دادستان اينها آمدند ديدند كه ديگه هيچ كاري نميتوانند بكنند، گفتيم اگر ندهيد، ما از اينجا نميرويم. رضايت دادند، گفتند برداريد ببريد روستا و ما هم با خودمان آورديم و در روستاي خودمان دفن كرديم.به ما اصلا اطلاع ندادند، از طريق دوست و آشنايانمان فهميدم، اينها ميخواستند كه گمش كنند، اگر ده دقيقه دير ميرسيديم اصلا ديگر گم شده بود و نميتوانستيم او را پيدا كنيم.

آنان رضا اسماعيلی را در روستاي محل زادگاهش بنام ” درك” در اطراف سلماس به خاك سپردند

پدر رضا ميگويد كه خودتان ميدانيد كه ما نميتوانيم كاري كنيم، تلفنهاي ما همه زير كنترل است و ما را كنترل ميكنند و ما نميتوانيم صحبتي بكنيم و چيزي بگوييم هر كاري خود شما ميتوانيد بكنيد، ما زير نظر اينها هستيم،ما را حتي در مسجد هم نگذاشتند كه بنشينيم ، الان آمده ايم در خانه نشسته ايم.

قابل ذكر است كه وقتي پدر رضا اسماعيلي همين صحبت ها را ميكرد، تلفن وي از طرف اطلاعات رژيم قطع شده و مانع صحبت هاي وي گرديدند.

4 زن بگیرید ؛ حلال بودن 4 زن در شرع اسلام !

 گروهی از دانشجویان دختر در کشور عربستان  در تویتر فراخوانی را تحت عنوان ˈحلال بودن 4 زن در شرع اسلامˈ و سنت پیامبر به راه انداختند.!
 « محبت نیوز» - به دنبال بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن تعداد بسیاری از دختران در عربستان، گروهی از دانشجویان دختر در این کشور در تویتر فراخوانی را تحت عنوان ˈحلال بودن 4 زن در شرع اسلامˈ به راه انداختند.!
به گزارش ایرنا ، دانشجویان مسلمان دختر در این صفحه از مردان می خواهند تا بیش از یک زن را به همسری انتخاب کنند، زیرا به باور آنها این امر به حل مشکل مجرد ماندن دختران کمک خواهد کرد.
سایت ˈالوئامˈ عربستان در این زمینه نوشته است: در این صفحه تصویری قرار داده شده که در آن شماری از دختران با انگشتان خود عدد چهار را نشان داده و با این اقدام به جایز بودن ازدواج مرد، با چهار زن در اسلام اشاره می کنند.
دانشجویان مذکور از مردانی که توانایی و آمادگی چند همسری را دارند درخواست کرده اند که این امر را عملی نمایند.
به نقل از وبلاگ محمد در برخی از روایت اسلامی آمده است که " محمد" پیامبر مسلمانان  تعدد زوجات را براى امتش تجويز كرد و حتى خودش به آن مقدارى كه براى امت خود تجويز نموده (چهار همسر) اكتفاء ننموده و عدد همسرانش را به نه نفر رسانيد. لازم به ذکر است که محمد پیامبر اسلام تنها 9 زن دائم داشته اند و این سیره مختص خود ایشان بوده است نه کس دیگری.

بازداشت یک روحانی که «روش باروری» یاد می‌داد

ماجرا از انتشارتصاویر ویدئویی بر شبکه‌های اجتماعی شروع شد که «روش‌های درمان نازایی» و«کمک به بارداری» به وسیله این روحانی را نشان می‌داد.
سه شنبه, 07 آبان 1392
تصویری از فیلمی که از «روش‌های بارداری» ابراهیم‌اف منتشر شده است
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از رادیو فردا، یک روحانی تاجیک به نام اسدالله ابراهیم‌اف از مدت‌ها پیش بین مردم محل به عنوان کسی که «روش‌های کمک به باروری» به مردم ارائه می دهد شناخته می‌شد. اما انتشار یک ویدئو از «روش‌هایی» که او به کار می برد باعث شد که این روحانی بازداشت شده و دستگاه قضایی کشور علیه او اعلام جرم کند.
در این ویدئو دیده می‌شود که اسدالله ابراهیم‌اف از روش‌هایی استفاده می‌کند که می‌توان از آنها با عنوان «سوءاستفاده جنسی» یا «کلاهبرداری» از مراجعان نام برد.
در جریان دادگاه که طی روزهای اخیر در شهر دوشنبه برگزار شد اسدالله ابراهیم‌اف بخشی از اتهامات علیه خود را پذیرفت. ولی مدعی شد یکی اززنانی که برای کمک به باروری به او مراجعه کرده و تصویرش در ویدئو دیده می‌شود نیز مسئول بخشی از جرائمی است که اتفاق افتاده‌اند.
به هر حال دادگاه این روحانی را به هفت سال زندان محکوم کرد.
ماجرا از انتشارتصاویر ویدئویی بر شبکه‌های اجتماعی شروع شد که «روش‌های درمان نازایی» و«کمک به بارداری» به وسیله این روحانی را نشان می‌داد. چیزی نگذشت که وزارت کشور تاجیکستان این شخص را شناسایی و برای او پرونده تشکیل داد.
در ویدئویی که منتشر شده، دیده می‌شود که اسدالله ابراهیم‌اف پس از دادن «مشاوره» به یک زن شروع می‌کند به خواندن آیه‌هایی از قران. پس از آن مردی که در ویدئو دیده می‌شود شروع به نوازش و بوسیدن آن زن کرده، لباسش را کنار زده و بدنش را لمس می‌کند.
روحانی «جادویی»
این ویدئو به سرعت به یکی از پربیننده‌ترین‌ها روی شبکه یوتیوب تبدیل شد و کاربران اسم این روحانی را گذاشتند «ملای جادویی».
وزارت کشور تاجیکستان اعلام کرده که زنی که در ویدئو دیده می شود ۲۶ ساله و ساکن محله رودکی در شهر دوشنبه است. در بیانیه وزارت کشور آمده است که این روحانی از وضعیت روحی و نیاز این زن جوان برای برقراری رابطه جنسی سوءاستفاده کرده است.
اما در جریان دادگاه، اسدالله ابراهیم‌اف ماجرا را به شکل دیگری تعریف کرده است؛ به گفته قاضی این دادگاه، آقای ابراهیم‌اف مدعی است که این زن او را «مجبور کرده» تا همه این کارها را بکند. به گفته مقام‌های قضایی در بررسی این پرونده که به شکل غیرعلنی انجام شد، سه شاهد دیگر نیز در دادگاه شهادت داده‌اند.
این دادگاه توجه افکار عمومی و رسانه‌های تاجیکستان را به خود جلب کرد ولی به دستور مقام‌های قضایی جزییات دادرسی در اختیار رسانه ها قرار نگرفته و به درخواست زنی که تصویرش در ویدئو دیده می شود نه هویت او فاش شده و نه به خبرنگاران اجازه داده شده که از رفت و آمد این زن به جلسات دادرسی فیلمبرداری کنند.
خانواده و همسر این روحانی کماکان از او دفاع کرده و مدعی‌اند که «رفتار تحریک‌آمیز» قربانی باعث انحراف این ملا شده است.
هنوز مشخص نشده که چه کسی این ویدئو را ضبط و روی شبکه یوتیوب منتشر کرده است. درست یک هفته قبل از انتشار آن نیز یک ویدئوی دیگر از لحظه‌های هم‌بستری روحانی دیگری با همسرش روی شبکه یوتیوب منتشر شده بود.
اسدالله ابراهیم‌اف از اعضای یک خانواده روحانی سرشناس و یکی از برادرانش امام جماعت یکی از مساجد بزرگ است.

۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

حکومتی که تحمل کوچکترین نقد نرم در مورد مبانی شیعه را ندارد

به دنبا.ل چاپ مقاله ای در باره غدیر خم؛ روزنامه "بهار" به اتهام مغایرت با "آموزه های شیعی" توقیف شد.
« محبت نیوز» - هیات نظارت بر مطبوعات ایران روز دوشنبه 28 اکتبر حکم به توقیف روزنامه بهار داد. این اولین روزنامه توقیفی از زمان انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری ایران است که با شعار اعتدال و میانه روی به میدان آمد.
به گزارش العربیه به نقل از خبرگزاری فارس، که وابسته به سپاه پاسداران ایران است، علت توقیف روزنامه بهار چاپ مقاله ای با عنوان "امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟" بوده که به گفته این رسانه در مغایرت با آن چیزی است که این رسانه از آن با عنوان "آموزه های شیعی" نام میبرد.
روزنامه بهار روز چهارشنبه 23 اکتبر در این مقاله "امام؛ پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟" به قلم علی اصغر غروی آورده است که بر اساس سخنان امام اول شیعیان در کتاب نهج البلاغه "خلافت، امری انتصابی از جانب خداوند نیست و جانشین سیاسی رسول خدا باید توسط مردم انتخاب شود."
این نوشته روزنامه بهار بشدت از سوی روزنامه های تندروی ایران مورد انتقاد قرار گرفته و این رسانه ها مطالب مندرج در آنرا در تضاد آشکار با آموزه های دینی جمهوری اسلامی و "حمله به ولایت ائمه اطهار" خوانده اند.
توقیف روزنامه بهار اولین حمله آشکار به آزادی بیان در جمهوری اسلامی پس از ریاست جمهوری حسن روحانی در چهار ماه پیش است.
روحانی در مبارزات انتخابی خود وعده داده بود تا آزادیهای سیاسی و مطبوعاتی را گسترش دهد.

اعدام يك زنداني سياسي در خرم آباد

رژيم آخوندي روز گذشته يكشنبه 5آبان92، پس از اعدام 18 زنداني سياسي در زندانهاي زاهدان و اروميه و سلماس در 4 آبان يك زنداني ديگر را در زندان خرم آباد به دار آويخت.

منابع رژيم آخوندي بدون ذكر مشخصات اين زنداني سياسي، وي را از ياران زندانيان سياسي اعدام شده در زاهدان معرفي كردند.
ادامه جنايت عليه بشريت واعدام زندانيان سياسي نشانه وحشت رژيم آخوندي از به هلاكت رسيدن گله اي از نظاميان اش در سراوان و تزلزل و روحيه باختگي نيروهايش است.