۱۳۹۵ مهر ۲۹, پنجشنبه

کامران قادری؛ زندانی امنیتی دوتابعتی محکوم به ده سال حبس

خبرگزاری هرانا ـ کامران قادری یکی از پنج زندانی امنیتی است که دادستان تهران روز ۲۷ مهرماه ۱۳۹۵، اعلام کرد به اتهام همکاری با آمریکا، هر یک به تحمل ده سال زندان محکوم شده‌اند. همسر این زندانی دوتابعیتی ایرانی-اتریشی بعد از ۱۰ ماه سکوت با تاکید بر این‌که آقای قادری تنها یک بازرگان است و با دولت امریکا هیچ‌گونه رابطه‌ای نداشته در مورد چگونگی روند دادرسی، وضعیت همسرش در زندان و دیگر موضوعات سخن گفته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فردا،  دادستان تهران روز ۲۷ مهرماه ۱۳۹۵، اعلام کرد پنج تن به اتهام همکاری با آمریکا، هر یک به تحمل ده سال زندان محکوم شده‌اند. نام دو تن از این افراد سیامک و محمد باقر نمازی، که شهروندان ایرانی آمریکایی هستند، پیشتر اعلام شده بود. اما سه تن دیگر کامران قادری، علیرضا امیدوار و فرهاد عبدصالح، پیشتر هیچگاه نه از سوی رسانه ها و نه از سوی مقام های ایرانی مطرح نشده بود.
حال همسر یکی از این افراد، کامران قادری شهروند ۵۲ ساله ایرانی – اتریشی، سکوت خود را شکسته است. کامران قادری فعال در حوزه آی تی (‌فناوری اطلاعات) و مشاوره در این زمینه است و مدیر شرکتی به نام آوانک در وین پایتخت اتریش است.
هاریکا قادری از وین، به سئوالاتی درباره همسرش، بازداشت او و حوزه فعالیتش توضیح داده است.
همسر شما کامران قادری، ده ماه پیش در ماه ژانویه بازداشت شده است. چرا هم اکنون تصمیم گرفتید که درباره همسرتان کامران قادری، اطلاع رسانی کنید؟
وکیل ما در ایران گفته بود که بهتر است این موضوع عمومی نشود. او همواره به ما نشانه های مثبت می داد و می گفت همه چیز درست می شود و کامران گناهکار نیست. و به زودی آزاد می شود. ما هم باور کردیم و سکوت کردیم. دائم می‌گفت هفته دیگر یک خبر خوب به شما می دهم و بعد هفته بعد هم اتفاقی نمی افتاد تا آنکه ده ماه شد و دیروز یکی از دوستانم به من گفت که با اعلام حکم، اسم کامران هم منتشر شده و من تصمیم گرفتم در این زمینه صحبت کنم.
آیا شما در این مدت در ایران بودید؟
نه من اینجا در اتریش با خانواده ام بودم. کامران برای یک هفته به ایران رفته بود. او در زمینه بازرگانی فعال است و زیاد به ایران سفر می کرد.
کار او دقیقا چه بوده است. ممکن است حوزه فعالیت او را کمی بیشتر توضیح دهید؟
بله او مدیر حوزه آی تی ( فناوری اطلاعات ) است. و در حوزه فروش و پشتیبانی پروژه های آی تی فعالیت می کند. اما همه این کارهایی که انجام می داده قانونی بوده و او کار خلافی انجام نداده است. شخصیت او اینگونه است که دروغ نمی گوید، او فرد ساده و یک بازرگان خوب است.
آیا کار او در هیچ مقطعی مرتبط با دولت ایران یا اتریش بوده است؟
نه . فکر می کنم در اکتبر سال ۲۰۱۵ بود که هیاتی از اتریش به ایران رفت. سفر رییس جمهور پیشین اتریش به همراه ۲۰۰ نفر بود که بیشتر آنها بازرگان و فعال حوزه اقتصادی بودند. و همسر من هم در این هیات بود. اگر به گزارش های آن سفر نگاه کنید، عکس هایی از همسر من هم هست که در حال امضای قرارداد بین ایران و اتریش است. من فکر می کنم که انها این عکس را دیده اند و فکرهایی به سرشان زده است. این یک روند مرسوم در اتریش است. شوهر من یک فعال موفق در این حوزه بوده و خیلی طبیعی است که در این سفر همراه هیات بود. این به معنی ارتباط با یک دولت یا کار کردن با هاینز فیشر (‌رییس جمهوری پیشین اتریش) نیست. منتهی برخی مسایل را به اشکال دیگر تعبیر می کنند.
​شوهر شما ، کامران قادری، متهم به همکاری با آمریکا شده و به همین دلیل هم به تحمل ده سال زندان محکوم شده است. آیا او ارتباطی به آمریکا داشته یا به آن کشور سفر می کرده است؟
خیر. او هیچ وقت ارتباطی نداشته . من همسرم را از ۱۵ سال پیش می شناسم. او چنین فردی نیست. من باور نمی‌کنم که چگونه چنین اتهاماتی علیه او مطرح می شود.
آیا شما همسرتان را در این مدت در زندان دیده اید؟
پایان ماه فوریه (بیست هفتم یا هشتم ) از زندان با برادر همسرم تماس گرفتند. و گفتند که همسر و فرزند کامران می توانند او را ببینند. تا این زمان هیچکس او را ندیده بود و نمی دانستند او کجاست و در چه وضعیتی است. من تا این را شنیدم، بلافاصله بلیط خریدم و به ایران رفتم. تماس گرفتم و و به من وقت دادند. من به آدرسی که دادند رفتم و در آنجا دو نفر از وزارت اطلاعات بودند و یک مترجم که از آلمانی به فارسی ترجمه می کرد. سپس به مدت سه ساعت و نیم از من سوال کردند و بعد گفتند که من اجازه دیدن همسرم را ندارم و می توانم به اتریش بازگردم.
در طول این ده ماه آیا از خانواده آقای قادری کسی موفق شده او را ببیند؟
بله او در بهار در پنجم آوریل با مادرش تماس گرفت و گفت که از آن زمان هر دو هفته یکبار می تواند روز پنجشنبه مادرش را ببیند. و از آن زمان مادرش را می بیند.
درباره وضعیت او چه می گویند؟
او لاغر شده و مادرش می گوید که او به صورت عادی ارتباط برقرار می کند. او مادرش هم خیلی پیر است و فکر می کنم که اگر هم چیزی باشد، او احتمالا متوجه نمی شود. در ملاقات، بین آنها یک شیشه است . در نتیجه ارتباط کاملا مستقیم هم نیست و نمی دانم آیا او متوجه همه وضعیت می شود یا خیر. هر موقع او برای ملاقات به زندان می رود، بعد حالش خوب نیست و فشار خونش بالا می رود و وضعیت سلامتش اصلا خوب نیست.
حال که حکم صادر شده است، آیا امیدوارید که مذاکره ای برای آزادی همسرتان انجام شود؟
ما تصمیم به رسانه ای کردن این موضوع گرفتیم و من می خواهم که به همگان نشان دهم که همسرم واقعا فقط یک فعال در حوزه تجارت و بازرگانی است. اگر او کار خلافی کرده بود من چنین حکمی را قبول می کردم. اما او هیچ کار خلافی انجام نداده است. او هیچوقت علیه کسی چیزی ننوشته و هیچ وقت فعال سیاسی نبوده است. او تنها با ایران کار می کرد و این غیر قانونی نیست و همه این کار را می کنند. او در دانشگاه فنی وین درس خوانده و مدرک دکترایش را هم در همین دانشگاه با بالاترین نمره گرفته است. او در کارش بسیار خوب است، آن را می فهمد و به همین دلیل هم موفق بود. او علاقمند به ارتباط با آدمهاست و به همین دلیل هم دوستان زیادی در ایران و اتریش دارد. من واقعا نمی فهمم که یک آدمی مثل کامران چگونه به چنین اتهاماتی محکوم می شود.
حکم همسر شما به همراه چند تن دیگر از جمله دو شهروند ایرانی آمریکایی، به تحمل ده سال زندان محکوم شده است. آیا همسرتان هیچکدام از این افراد را می شناسد؟
من اسم این افراد را در اینترنت خواندم و هیچکدام را نمی شناسم و نمی توانم ارتباطی بین آنها برقرار کنم. من معمولا در دفتر کامران کار می کنم در نتیجه تقریبا کسانی که او با آنها کار می کند را می شناسم. ولی این افراد را نمی شناسم و دیروز برای اولین بار اسامی آنها را دیدم.
گفتید همسرتان به ایران سفر می کرد. آیا این مسئله تازه ای بود یا در سالهای پیش از این دولت و یا توافق اتمی هم او با ایران در ارتباط بود؟
نه این مسئله تاز ه ای نبود. او دائم به ایران می رفت. در سالهای اولی که من او را شناختم، او با یک شرکت آلمانی کار می کرد و بخش خاورمیانه آن شرکت بود و با کشورهای این منطقه در ارتباط بود. و از آن زمان او همه این شرکت های حوزه آی تی در ایران را می شناسد و بعد شرکت خود را تاسیس کرد و با ایران کار می کرد. و سفر با هیات اتریشی، اولین و آخرین باری بود که اتفاق افتاد. او با دولت اتریش کار نمی کرد. در این سفر افراد دیگری هم بودند که در هیات اتریشی به ایران رفتند و با دولت هم کار نمی کنند.
خانم قادری شما سه فرزند دارید. آیا آنها درباره وضعیت پدرشان چیزی می دانند؟ آیا در اینباره سوال می کنند؟
بله از همان روز اول. داستان اینگونه بود که فردای روزی که کامران به ایران رفت، مادرشوهرم به من زنگ زد و احوال همه ما از جمله کامران را پرسید. و من گفتم او به ایران آمده است. خلاصه خیلی نگران شدم. به فرودگاه رفتم تا اطلاعی بگیرم. او از طریق استانبول به تهران رفته بود و من دائم نگران سلامتش هستم چون پدرش سه بار سکته قلبی کرده بود و من فکر کردم کامران هم مثلا اینطور شده است. فقط نگران بودم و گریه می کردم. اما بعد از پرس و جوی فراوان فهیمیدم که از وزارت او را بازداشت کرده اند. در نتیجه بچه ها از روز اول با دیدن وضعیت من فهمیدند. من دائم به انها می گویم که سوتفاهمی شده و در نهایت می فهمند که او گناهکار نیست و آزاد خواهد شد. من هنوز هم به این موضوع باور دارم و می دانم که شوهرم صد در صد بی گناه است.


kamran ghaderi

۱۳۹۵ مهر ۲۶, دوشنبه

لیست اسامی و گزارش تصویری از تجمع خانواده های زندانیان در آستانه اعدام / تصاویر

خبرگزاری هرانا – صبح روز جاری گروهی از زندانیان که جمعیت آنان بین ۸ تا ۱۷ زندانی با اتهامات مربوط به مواد مخدر تخمین زده میشود جهت اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی زندان قرلحصار کرج منتقل شدند. خانواده این زندانیان نیز برای «ملاقات آخر» فراخوانده شده و ملاقات انجام شد. تصاویر مراجعت خانواده‌ی زندانیان جهت ملاقات آخر در زندان قزلحصار را در ادامه مشاهده نمایید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۲۶ مهرماه ۹۵ گروهی از زندانیان که جمعیت آنان بین ۸ تا ۱۷ زندانی محکوم به اعدام تخمین زده میشود جهت اجرای حکم به سلول‌های انفرادی زندان قزلحصار کرج منتقل شدند.
هویت هشت تن از این زندانیان که هرانا موفق به احراز آن شده و اکثرا از واحد دو این زندان منتقل شده‌اند عبارت است از: حمید صابر، حمید بابایی، پیمان سبلان، غلام پیرزاده، حمید نظری، عباس کرمی، گنجعلى چکه زاده گراوند و یک زندانی با نام خانوادگی زنجانی،
منابع مختلفی تعداد منتقل شدگان را بین ۸ تا ۱۷ نفر به گزارشگران هرانا اعلام کردند همچنین یکی از اعضای خانواده زندانیان در آستانه اعدام به این خبرگزاری گفت: “خانواده‌ها امروز برای ملاقات آخر فراخوانده شدند و این ملاقات انجام شد.”

edam-gorohi-jaami-ghezel


۱۳۹۵ مهر ۱۶, جمعه

بازداشت ده‌ها شهروند در شهرستان بوکان

خبرگزاری هرانا – روز گذشته نیروهای امنیتی با یورش هماهنگ به خانه تعداد زیادی از شهروندان بوکان و حومه با ضرب و شتم اقدام به بازداشت تعداد پرشماری از شهروندان نمودند. دستگیر شدگان ده‌ها نفر از جمله «جوانان و نوجوانان کم سن، بعضی از امامان مساجد و طلبه های آن‌ها» گزارش شده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بعدازظهر روز پنج شنبه هفته جاری نیروهای امنیتی با یورش به خانه شهروندان با ضرب و شتم آن‌ها اقدام به بازداشت تعداد پرشماری به صورت «دست‌بند-پابند-چشم‌بند» نموده و آنان را به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در بوکان انتقال دادند.
منابع محلی تعداد بازداشت شدگان را دهها نفر گزارش می کنند با اینحال هویت عمده بازداشت شدگان تا زمان تنظیم این گزارش احراز نشده است، “امام جمعه و جماعت مسجد روستای قازلیان شهرستان بوکان به اسم ملا حسن به همراه چندین تن از طلبه‌هایش و هم‌چنین چندین طلبه از مسجد جامع روستای کوسه بوکان” همچنین “مختار و محمد مکانیک، کمال، بهزاد و بهرام اسوار و هیوا اسوار (برادر).” از جمله معدود بازداشت شدگانی هستند که هویت آنها قابل تایید است.
به نظر عمده این شهروندان افرادی هستند که به اماکن مذهبی چون مساجد تردد داشته اند یا در امور مذهبی فعال بوده اند با اینحال نیروهای امنیتی در زمان بازداشت افراد هیچ توضیحی برای دلیل بازداشت یا حکم بازداشت ارایه نداده اند.

bazdasht-dastgiri-yoresh

۱۳۹۵ مهر ۱۴, چهارشنبه

بازداشت یک مدیر دولتی به اتهام توهین به ائمه اطهار و روحانیت در شبکه‌های اجتماعی

دادستان عمومی و انقلاب استان قزوین از شناسایی و دستگیری عامل هتاکی به ائمه اطهار و روحانیت در شبکه‌های اجتماعی خبر داد

خبرگزاری هرانا ـ عدم رسیدگی و درمان به موقع زندانی بیمار “عزیز انوریان” را در زندان مرکزی زاهدان به کام مرگ کشاند. پایین بودن سطح خدمات پزشکی و بهداشتی در زندانهای مختلف کشور همواره مورد انتقاد فعالان حقوق بشر بوده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کمپین فعالین بلوچ، عزیز انوریان زندانی بیمار زندان مرکزی زاهدان که مدت ها است از بیماری قلبی رنج می برد به علت عدم رسیدگی مسئولان زندان ۱۱ مهر ماه فوت کرد.
این زندانی ۳۲ ساله که در بند ۷ این زندان نگهداری می شد اجازه معالجه به بیرون زندان از طرف مسئولین حاصل نکرد و بهداری زندان تنها به او قرص های مسکن معده داده بود.
با حاد شدن وضعیت وی در ۱۱ مهرماه همبندی هایش او را به بهداری می برند و بهداری تنها دادن چند قرص اکتفا می کنند و در انتقال وی به مراکز درمانی خارج از زندان تعلل می کند.
گزارش ها حاکی از آن است که با تعلل زیاد وقتی به مراکز درمانی خارج از زندان منتقل می شود کمتر از یک ساعت جسد بی جان این زندانی به سردخانه منتقل می شود.

khodkoshi

۱۳۹۵ مهر ۱۳, سه‌شنبه

نامه‌ای از زندان؛ شرایط غیرقابل تحمل بند ۸ زندان اوین

خبرگزاری هرانا – آرش صادقی، امیر (علی) امیرقلی، بهنام موسیوند و وحید صیادی نصیری، چهار تن از زندانیان سیاسی بند هشت زندان اوین با نوشتن نامه‌ای اعتراضی، وضعیت غیرقابل تحمل این بند شامل عدم تفکیک جرایم، فروش و مصرف گسترده مواد مخدر و نقض متعدد قوانین مربوط به زندانیان را بازگو کرده‌اند. متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، چهار زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین در قالب نامه‌ای اعتراضی مشکلات این بند را بیان کرده و خواستار اجرای کامل قانون نسبت به تمامی زندانیان و تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان شده‌اند.
متن کامل این نامه که یک نسخه از آن در اختیار هرانا قرار گرفته را در ادامه بخوانید؛
“فعالان سیاسی و زندانیان عقیدتی زندان اوین واقع در اندرزگاه هشت در شرایطی تحمل حبس می‌کنند که در میان آن‌ها جرائمی مانند سرقت، آدم ربایی، قاتلین محکوم به پرداخت دیه، ارازل و اوباش و انواع جرائم مالی که به بهانه کارکردن در بخش‌های درودگری زندان تهران بزرگ به تبعیدگاه اوین، بند ۸ منتقل شدند.
در بین زندانیان حاضر در بند ۸ اوین تعداد زیادی از دزدان دریایی و قاچاقچیان بین‌المللی موادمخدر که از اتباع خارجی هستند تحمل حبس می‌کنند که اکثر آن‌ها محکوم به حبس ابد یا اعدام هستند. درحالی‌که از نقطه‌نظر تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان، مصوب تاریخ ۹/۹/۸۹ بازداشتگاه‌ها و یا مراکز اقدامات تامینی تربیتی کشور. از حیث جنس، سن، نوع جرم، وضعیت غذایی و وضعیت سلامتی باید مورد توجه قرار گیرند تا بتوان از هر نوع حادثه و اتفاقی که احتمال وقوع آن برای فعالین سیاسی و عقیدتی است جلوگیری به عمل آید و بار دیگر حوادثی مانند حادثه اخیر اندرزگاه ۸ که منجر به پاره‌شدن ابروی یکی از فعالان سیاسی توسط حمله افراد شهرآشوب نباشیم.
در ارتباط با بهره‌برداری از امکانات زندان براساس ماده ۷۴ می‌بایست در نامه روزانه سازمان زندان‌ها، بدون تبعیض و استثناء در مورد کلیه محکومان به طور یکسان به اجرا گذارده شود که بخشی از این برنامه‌ها شرکت در کلاس‌ها یا کارگاه‌ها می‌باشد. درحالی‌که بر خلاف ماده ذکرشده زندانیان سیاسی و عقیدتی حق استفاده از این نوع خدمات را ندارند.
۱- در ارتباط با بحث بهداشت و درمان لازم به توصیه است. بیماری‌هایی مانند هپاتیت و ایدز در میان برخی زندانیان به‌خصوص اتباع خارجی وجود دارد. بر اساس قانون می‌بایست این بخش از زندانیان که به بیماری‌های صعب‌العلاج مبتلا هستند جهت درمان و نیز عدم شیوع بیماری در بین سایر زندانیان، آزاد و مورد مداوا قرار گیرند. (ماده ۱۱۶ آیین‌نامه داخلی سازمان زندان‌ها)
۲- وجود حشرات موذی مانند ساس، شپش و غیره در اتاق‌ها و عدم رعایت بهداشت فردی برخی از مددجویان موجب انتقال شیوع بیماری‌ها در این بند شده است که طبق ماده ۱۰۵ سازمان زندان‌ها مسئولین زندان‌ها باید حداقل ماهی یک بار و در صورت لزوم چند بار گندزدایی بشود. اما بی‌توجهی مسئولان به این بند مددجویان را با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده است.
اما یکی از آسیب‌ها و تهدیدات جدی دیگر بند، فروش و مصرف مواد مخدر به مقدار زیاد در سطح تمامی سالن‌های اندرزگاه ۸ است. مواد مخدری مانند شیشه، تریاک، هروئین و قرص‌های روان‌گردان که تهیه آن برای بزه‌کاران و مصرف‌کنندگان آن از تهیه آب معدنی ساده‌تر میباشد. به‌ویژه که با سرنگ‌های آلوده و لوازم غیربهداشتی اقدام به استعمال آن می‌کنند که این امر با توجه به آگاهی مسئولین زندان و اندرزگاه در جریان است. به راستی که پاسخ‌گوی این‌همه صدمات روانی یا جانی که هر لحظه زندانیان سیاسی و عقیدتی و حتی دیگر زندانیان با جرایم گوناگون را تهدید می‌کند کیست؟! کدام مرجع قضایی باید نسبت به این مسائل پاسخ‌گو باشد؟!
اگر پایمان را از نقض حقوق فعالین سیاسی و زندانیان عقیدتی فراتر نهیم و نگاهی گذرا به امکانات شرایط زندان در این اندرزگاه کنیم، نقض‌های فراوانی را نسبت به همین آیین‌نامه خودساخته مشاهده می‌کنیم که در این‌جا تنها به مواردی از آن اشاره می‌نماییم:
۱- نبود پزشکان متخصص و عدم رسیدگی به مددجویان که نیاز به داروهای خاص دارند.
۲- مددجویان تازه‌وارد تا ماه‌ها از بدو ورودشان حتی از ابتدایی‌ترین امکانات همچون داشتن یک تختخواب و امکاناتی مناسب برای استراحت و تأمین بهداشت فردی خود محروم می‌باشند.
۳- خوراک مددجویان در طول هفته کنجاله های دامی نامرغوب است و صبحانه مختصری که پاسخ‌گوی نیازهای بدن نیست. (ضمناً طبق برخی اخبار واصله بسیاری از مواد غذایی از طریق انبارهای قاچاق کالا که می‌بایست با توجه به دغدغه بهداشتی منهدم شوند تأمین می‌گردد.)
۴- کلیه مددجویان از دریافت سبزیجات و میوه و لبنیات محروم می‌باشند.
۵- لوازم و وسایل لازم در هر اتاق مانند یخچال، تلویزیون، فرش و ظروف برای طبخ خوراک که از ابتدایی‌ترین لوازم برای هر زندگی می‌باشد، باید با قیمتی گزاف (بالاتر از قیمت بازار) از طریق فروشگاه زندان توسط خود مددجویان تهیه شود.
در این‌جا به بخشی از این آیین‌نامه سازمان زندان‌ها اشاره می‌کنیم تا تناقض‌های گسترده عملکرد مسئولین را به نحوی جامع‌تر بررسی کنیم:
امور داخلی برنامه ریزی روزانه ، تغذیه و بهداشت:
ماده ۷۱- لوازم آسایش برای هر محکوم عبارتند از تختخواب، دشک، بالش، دو تخته پتو، ملحفه برای پتو و دشک
ماده ۹۳- غذای روزانه در سه وعده به ترتیب زیر به متهمان و محکومان داده شود:
صبحانه، ناهار، شام و اغذیه لازم که دارای کالری و ویتامین‌های کافی باشد.
بر اساس برنامه‌های غذایی مصوب و متناسب با شرایط آب و هوا در هر محل با چای و آب آشامیدنی سالم در اختیار محکومان گذارده می‌شود.
ماده ۹۵- حداقل برنامه غذایی عبارتند از: نان، پنیر، چای در صبحانه. ناهار یا شام، سبزیجات تازه یا خشک، برنج، سیب‌زمینی، پیاز، حبوبات، انواع لبنیات، تخم‌مرغ و میوه فصل می‌باشد و در هر هفته حداقل سه بار به محکومان ناهار یا شام با گوشت داده شود.
گفتنی‌است تمامی اقلامی مصرفی و خوراکی قیدشده در موارد اشاره‌ شده بالا علی‌رغم نص صریح قانون مبنی بر تأمین آن‌ها توسط زندان، به وسیله خود مددجویان از فروشگاه اندرزگاه با قیمت‌های بالاتر از نرخ مصوب بازار تهیه می‌گردد که در این بین زندانیانی که از توان مالی خوبی برخوردار نباشند دچار سوءتغذیه و مشکلات عدیده‌ای می‌شوند.
اما یکی از موارد تنش‌زا و مشکل‌ساز در بند، وجود برخی زندانیان وابسته به حاکمیت است که جرمشان چپاول ثروت ملی و هر کدام به بخشی از ارگان‌های حکومتی از جمله سپاه، وزارتخانه‌ها، استانداری‌ها، شهرداری و غیره وابسته و مشغول به کار بوده‌اند.
این دسته از زندانیان با توجه به وابستگیشان به دستگاه حاکم و آبشخور فکریشان، به انحاء مختلف سعی در ایجاد مزاحمت و تنش و درگیری روزانه برای زندانیان عقیدتی – سیاسی دارند که اگر خویشتن‌داری زندانیان سیاسی-عقیدتی نبود شاهد درگیری‌های فراوان در بند بودیم. این دسته از افراد با توجه به اطمینان از حمایت مسئولین زندان از هیچ اقدامی در جهت سخت‌ترکردن محیط زیستی زندانیان سیاسی-عقیدتی دریغ نمی‌کنند.
در پایان ما جمعی از زندانیان سیاسی اندرزگاه هشت به وضعیت و شرایط موجود در این اندرزگاه که مغایر با کیان و شان انسانی و حتی آیین‌نامه خودساخته سازمان زندان‌ها می‌باشد اعتراض می‌کنیم و خواستار اجرای کامل قانون نسبت به تمامی زندانیان و تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان هستیم.
امضاءکنندگان
امیر امیرقلی – آرش صادقی – بهنام موسیوند – وحید صیادی نصیری
بند ۸ زندان اوین”


۱۳۹۵ مهر ۱۱, یکشنبه

علیزاده طباطبایی ضمن تایید اعتصاب غذای طاهری از صدور قرار منع تعقیب او خبر داد

خبرگزاری هرانا – محمود علیزاده طباطبایی از وکلای محمدعلی طاهری با اعلام صدور منع تعقیب برای موکلش گفت که به دنبال آزادی آقای طاهری هستیم. این وکیل دادگستری بصورت ضمنی اعتصاب غذای موکلش را که آقای طاهری از آن با عنوان “روزه” یاد کرده تایید کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علیزاده طباطبایی با اشاره ضمنی به اعتصاب غذای آقای طاهری گفت: “امروز به ملاقات رفتیم و ایشان حالش خوب بود. موکدا به وی گفتم این کار جواب نمی دهد و او گفت فرض کنید روزه هستم. بنده این قضیه اعتصاب غذا را جدی نگرفتم. مساله پرونده ایشان در حال حل شدن است.”
این وکیل دادگستری در مورد وضعیت پرونده محمدعلی طاهری نیز توضیح داد: “قرار منع تعقیب صادر شده و به دنبال آزادی ایشان هستیم، ایشان از اتهامات اجتماع و تبانی، ارتداد، ساب النبی منع تعقیب خورده‌اند، منع تعقیب قطعی شده است. اتهام افساد فی الارض به طور کلی منتفی شده است. و امیدواریم به زودی پرونده حل شود.”
محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان کیهانی یا حلقه در ایران است که ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۹۰ بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب به‌ اتهام “توهین به مقدسات”، “مداخله غیرقانونی در امور پزشکی و درمان بیماران”، “ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع”، “استفاده غیرمجاز از عناوین علمی دکتر و مهندس”، “ضالّه بودن کتب و آثار”، به ۵ سال حبس، پرداخت ۹۰۰ میلیون تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
افساد فی‌الارض از طریق منحرف کردن افراد، دیگر اتهام طاهری بود.
محکومیت آقای طاهری از بابت پرونده اول به پایان رسیده با این‌حال با ایجاد پرونده ای جدید و تمدید قرار بازداشت از آزادی او تاکنون جلوگیری شده است.
mohammad-ali-taheri-tahery


۱۳۹۵ مهر ۱۰, شنبه

فشار وزارت اطلاعات بر خانواده نوکیش مسیحی و فعال مدنی کُرد!

وزارت اطلاعات با فشار و تهدید بر خانواده یک فعال مدنی  کُرد خواهان بازگشت وی به ایران شده اند!
فشار بر زینب بابایی فعال مدنی و نویسنده کُرد اهل مهاباد و تهدید خانوادە ایشان از طرف نهادهای امنیتی وزارت اطلاعات ادامه دارد.
به نقل از پایگاه خبری کُردی مروفایتی؛ طی روزهای گذشته وزارت اطلاعات با تماس و فشار بر خانوادە زینب بابایی رُمان نویس کُرد و فعال مدنی، کە در پی تهدید نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ، بە اجبار ایران را ترک کرده و بە اروپا پناهندە شده است،خواستار بازگشت وی به ایران شده اند!
خانم بابایی  پیشتر به صورت آزادی مشروط از زندان آزاد شده بود اما به علت فشار نهادهای امنیتی همراه با فرزندانش از ایران خارج شده اند.
زینب بابایی نویسنده و فعال کُرد و مسئول پیشین انجمن ادبی مهاباد، در ۲۵ مرداد سال ۱۳۹۳ به اتهام “ترویج مسیحیت” و “تبلیغ عیله نظام”، از سوی دادسرای مهاباد بە ریاست قاضی “جوادی کیا”، به دوسال حبس تعزیری محکوم شد و برای گذراندن دورە محکومیت‌اش به زندان مرکزی مهاباد منتقل شد.
نامبردە هفت ماه را در زندان مرکزی مهاباد و چهار ماه را در کانون زندان زنان سپری کرد٬ وی را از حق هرگونه فعالیتی برحذر داشتند و با این شرط شامل آزادی مشروط گردید.
زینب بابایی بعد از آزادی‌ از زندان مجددا مورد تعقیب، تهدید و آزار ادارە اطلاعات مهاباد قرار گرفت و از سوی وزارت اطلاعات ممنوع الخروج شد.


خانم بابایی طی سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۳ مسئول انجمن ادبی مهاباد بودە و تاکنون سه رمان به نام‌های “نازی”، “غار گوهر” و “خط پایان” بە زبان فارسی و هم‌چنین چندین داستان کوتاه به زبان‌های فارسی و کُردی منتشر شدە است.
فشار وزارت اطلاعات بر خانواده نوکیش مسیحی و فعال مدنی کُرد!