۱۳۹۵ شهریور ۲۸, یکشنبه

پادشاه ایران: "گناه من آن بود که حق داشتم!"

برگهائی از کتاب پاسخ به تاریخ نوشته شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی:
سیاست نفتی ایران
ارائه راه حل سازنده برای جلوگیری از نابسامانی اقتصاد جهانی
سیاست نفتی ایران، نقطه مقابل کوته بینی شرکت های بزرگ نفتی جهان بود. وزرای نفت کشورهای صادر کننده نفت در اواخر دسامبر ۱۹۷۳ به دعوت من در تهران گرد آمدند. در همین مجمع بود که به تاریخ ۲۳ دسامبر تصمیم گرفته شد نرخ یک بشکه نفت از 5/032 به 11/651 دلار افزایش داده شود. وسایل ارتباط جمعی جهان بلافاصله مرا متهم به تخریب اقتصاد غرب و بلکه دنیا کردند. برای روشن کردن رویه و دیدگاه های خود، طی یک کنفرانس مطبوعاتی که اندکی بعد در کاخ سعدآباد برپا شد، توضیح دادم که حتی قیمت جدید کافی نیست و معتدل و معقول است، چراکه فروش هایی به نرخ هر بشکه 17 دلار انجام شده و پیشنهادهایی تا معادل هر بشکه 23/60 دلار دریافت گردیده.
برای آن که بتوان تدریجا نفت را فقط بصورت ماده اولیه صنایع شیمیایی و پتروشیمی به کار برد لازم بود و هست که منابع جدیدی برای تولید نیرو فراهم شود. چون بهره برداری از انواع مختلف ذغال سنگ و منابع نیروی ناشی از آفتاب و یا مواد گداخته زیرزمینی، یا جذر و مد اقیانوس ها و دریاها. تا هنگامیکه قیمت نفت ارزان و با صرفه باشد هیچ کس به دنبال بهره برداری از این منابع گران قیمت نخواهد رفت و اگر استفاده از نفت ارزان به آهنگ کنونی ادامه یابد، دنیا در آینده نزدیک با بحران کمبود فاحش منابع نیرو و سقوط کامل اقتصادی مواجه خواهد شد. ضمن همین توضیحات بود که شش سال پیش گفتم فروش نفت به قیمت عادلانه، نهایت امر به صرفه و صلاح کشور های صنعتی خواهد بود. ولی باید نیل به قیمت عادله را متدرجا و در مراحل مختلف انجام داد تا آماده سازی منابع جایگزین، از طریق سرمایه گذاری های ضروری میسر و مقدور باشد و نیز اقتصاد جهان بتوانند یک برنامه درازمدت و سنجیده صرفه جویی در نفت را به مرحله اجرا و عمل درآورد.
عقیده من این بوده وهست که سیاست نفت ارزان سیاستی است کوته نظرانه که باتلاف منابع موجود نفت خواهد انجامید و جهان با یک فاجعه عظیم اقتصادی مواجه خواهد کرد.
لازمه سیاست قیمت عادلانه نفت آن بود و هست که مرحله به مرحله و بتدریج در قیمت فروش نفت تجدید نظر شود تا کشورهای مصرف کننده و بخصوص ممالک صنعتی بتوانند اقتصاد خود را با آن تطبیق دهند.
به همین سبب بود که پیشنهاد کردم برای اجتناب از ورود در یک دور تسلسل باطل و جهنمی، میان کشورهای صادرکننده نفت و ممالک عمده مصرف کننده از جمله اعضای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، یعنی کشورهای بزرگ صنعتی غرب، هماهنگی های لازم از طریق مذاکرات جدی و مستمر به وجود آید و قیمت نفت بر اساس توافق آنها در حدی که برای اقتصاد جهان قابل تحمل باشد، تعیین گردد.
عجب نیست اگر به اشاره و اغوای گروه های فشار بین المللی، وسایل ارتباط جمعی جهان غرب فقط به قسمت اول پیشنهادهای من یعنی افزایش قیمت نفت توجه کردند و نه به مجموع آنها!! همچنین پیشنهاد کرده بودم که میزان عوارض و مالیاتی که کشورهای صنعتی وارد کننده نفت از فروش آن در داخل سرزمین خود وصول می کنند به یک برابر قیمت خرید محدود شود، یعنی آنچه خزانه ی کشورهای مصرف کننده از محل نفت دریافت می کند، بیش از آنچه حاصل ممالک تولید کننده می شود، نباشد. اما کسی به این پیشنهاد هم توجه نکرد. زیرا بهانه تبلیغات بر اساس گرانی نفت و تورم را علیه کشورهای تولید و صادر کننده کاملا سلب میکرد.
پس از شش سال، جهان نظرات مرا تائید کرد
روزنامه لوموند، که همواره مخالف سیاست ایران و شخص من بوده است در مقاله ای که در ضمیمه دیپلماتیک خود به تاریخ مارس 1979 تحت عنوان "بحران نیرو و قیمت نفت" انتشار داد، همه این استدلالها را تائید کرد!
در این مقاله که پنج سال و سه ماه، پس از کنفرانس تهران، انتشار یافت همه آنچه من گفته بودم، مورد تائید قرار گرفته و بر ضرورت و لزوم فروش نفت به قیمتی عادلانه صحه گذاشته شده است. در این مقاله به رسوائی غیر قابل قبول اتلاف سالیانه 120 میلیارد متر مکعب گاز جهان، که بی حاصل و بی مصرف سوزانده می شود، اشاره شده و به صراحت ذکر گردیده که سهم مالیات و عوارض داخلی در قیمت نفت در کشورهای صنعتی بیش از قیمت خرید آن از ممالک صادر کننده است. سر انجام نویسنده مقاله، نزدیک شش سال بعد از من، بر ضرورت یک توافق جهانی بر سر قیمت نفت تاکید می کند.
در این مقاله دقیقا همه عقاید و پیشنهادهای من بازگو شده، بدون آنکه اشاره ای به کنفرانس مطبوعاتی کاخ سعد آباد شده باشد! در مقابل مقاله روزنامه لوموند به یک مطالعه شرکت نفت کنتینانتال در سال 1976 (دایر بر اینکه، امکان رقابت میان پنج منبع دیگر نیرو را با نفت بوجود خواهد آورد) و یک گزارش موسسه معروف راند که برای سازمان مرکزی اطلاعات امریکا تهیه شده( دایر بر اینکه افزایش قیمت نفت به سی دلار هر بشکه ذخائر نفتی قابل بهره برداری آن را دوبرابر خواهد کرد) استناد می کند. بالاخره باید گفت که در ماه اوت 1978 جیمز شلزینگر وزیر نیروی وقت ایالات متحده، امکان رسیدن قیمت نفت خام را به چهل و حتی پنجاه دلار در هر بشکه مورد توجه قرار داد.
کافی است به نامها و تاریخها توجه کنیم. سیاستی که وسایل ارتباط جمعی جهان شش سال پیش" خانمان برانداز" و "تهدید آمیز و شرم آور" میخواندند و همگان را به مبارزه با آن دعوت می کردند، امروز به عنوان تنها سیاست معقول و منطقی مورد قبول و تائید قرار گرفته!
اما کسی که آن را پیشنهاد کرد و امروز با حسن تدبیر و تعقل می توانست وسایل و موجبات اجرای آنرا فراهم آورد، از صحنه سیاست جهان فعلا کنار رفته است!
گناه من آن بود که حق داشتم!
ویراستار: "این کتاب پس از خروج شاهنشاه از ایران و در دوران نقاهت ایشان تا زمانی که چشم از جهان فروبستند نگاشته شده است. گرچه موضوعات مورد بحث مربوط به آن زمان می باشند ولی اثرات آنها تا زمان حاضر جاری و باقی است."







۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

با عدم تمدید مرخصی؛ مریم نقاش زرگران به زندان اوین بازگشت

خبرگزاری هرانا – مریم (نسیم) نقاش زرگران نوکیش مسیحی زندانی به دلیل مخالفت دادستانی با تمدید مرخصی اش علی‌رغم تمام نشدن روند درمان، ساعتی قبل به زندان اوین بازگشت. چند روز قبل دادستانی با درخواست آزادی مشروط او نیز مخالفت کرده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با عدم تمدید مرخصی استعلاجی، مریم (نسیم) نقاش زرگران ساعتی قبل به بند زنان زندان اوین بازگشت.
خانم زرگران، روز یک‌شنبه ۳۱ مردادماه به مرخصی درمانی «قابل تمدید» اعزام شده بود.
یک منبع نزدیک به خانواده زرگران با اعلام این خبر توضیح داد: “دادستانی با تمدید مرخصی مریم مخالفت کرد درحالی که هنوز روند درمان مریم تکمیل نشده بود. همینطور در تماس خانواده زرگران با دادستانی، با آزادی مشروطش هم موافقت بعمل نیامده بود.”
پیش‌تر، خانم زرگران در سه شنبه پانزدهم تیرماه برای دومین بار در سال جاری اعتصاب غذا کرده بود و پس از بیست‌وهفت روز با قول مساعد مسئولین به اعتصاب غذای خود پایان داد.
خانم زرگران در تاریخ بیستم تیرماه با انتشار نامه ای در ششمین روز از اعتصاب غذایش با عنوان «وقتش رسیده که سکوت سه ساله ام را بشکنم» از روند بازداشت‌ها و بازجویی‌های غیرقانونی‌اش سخن گفت و بر ادامه بی عدالتی در مورد پرونده‌اش و تداوم اعتصاب غذایش تاکید کرد.
مریم نقاش زرگران بار نخست پس از یازده روز اعتصاب غذا در تاریخ ۱۷ خردادماه به مرخصی اعزام شده بود. وی با این‌که تمامی خواسته‌هایش تحقق نیافته بود با درخواست خانواده و دوستان اعتصاب غذایش را شکست. پس از مدت کوتاهی علی‌رغم عدم تکمیل دوره درمان با توجه به مخالفت دادستانی جهت تمدید مرخصی و تهدید به ضبط وثیقه، مورخ ۷ تیرماه خود را به زندان اوین معرفی کرد.
نسیم زرگران به دلیل ابتلا به بیماری ASD حدودا ٩ سال قبل تحت جراحی قلب قرار گرفت و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه و مستمر پزشکی دارد. علاوه بر این او در یک سال اخیر با بی حسی دست و پا و درد مزمن در مفاصل و ستون فقرات مواجه شده است که پس از ماهها در مراجعه اولیه به پزشک متخصص تشخیص اولیه بیماری های دیسک کمر، آرتروز و پوکی استخوان بوده است و پزشک معتمد زندان دستور بستری ۵ روزه و نیاز فوری به انجام فیزیوتراپی را صادر کرده که با عدم مجوز دادستانی وی همچنان از درد بسیار رنج می برد.عدم صدور مجوز از سوی نهادهای قضائی مربوطه پروسه درمانی وی مغفول مانده است.
مریم (نسیم) نقاش رزگران نوکیش مسیحی اولین بار در اسفندماه ١٣٨٩ به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. این بازجویی ها که با تهدید و مزاحمت برای اعضای خانواده وی همراه بود، اغلب در مکان های غیر رسمی و حول پرسش از کلیسای خانگی و جامع ادامه یافت.
وی نهایتا چند روز پس از بازداشت سعید عابدینی، شهروند ایرانی-آمریکایی که برای تاسیس پرورشگاه در شمال ایران به کشور بازگشته بود، از سوی پلیس امنیت به صورت تلفنی احضار و بازداشت شد و در همین روز منزل پدری وی مورد تفتیش و کتاب ها و جزوات دینی و لوازم شخصی وی توقیف شد.
این نوکیش مسیحی پس از بازداشت جهت انگشت نگاری به زندان اوین منتقل و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی به ساختمان وزرا منتقل شد. وی به مدت ۵ شبانه روز بدون بدوی ترین امکانات بهداشتی در این مکان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. اغلب موضوع سئوالات در مورد کیفیت برگزاری مراسم در این کلیساها بود.
خانم زرگران نهایتا به زندان اوین منتقل و از سوی شعبه ٢ دادسرای شهید مقدس تفهیم اتهام شد. تنها اتهام وارده به وی تبلیغ علیه نظام بود.
مریم نقاش زرگران پس از ١٩ روز بازداشت موقت در بند نسوان اوین با قید وثیقه ٧٠ میلیونی آزاد شد. وی توسط قاضی مقیسه، ریاست شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. این در حالی‌است که چنین اتهامی هرگز به وی تفهیم نشده بود.

maryam-naghash-zargaran


۱۳۹۵ شهریور ۲۶, جمعه

دل‌نوشته نرگس محمدی، فعال حقوق بشر دربند

خبرگزاری هرانا – نرگس محمدی که اینک دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذارند، با نگارش دل‌نوشته‌ای خطاب به بهاره هدایت، آزادی او را که به‌تازگی از زندان آزاد شده است، تبریک گفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر، متن دل‌نوشته نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر خطاب به بهاره هدایت به شرح زیر است:
بهار جان آزادی‌ات مبارک. ای کاش دوستان هم بندی‌ات که سال‌ها و ماه‌ها با تو زندگی کرده بودیم و آرزوی آزادی‌ات را داشتیم و بارها لحظه زیبای رهایی‌ات از بند را در ذهن خود به تصویر کشیده بودیم، می‌توانستیم با خبر خوش آزادی‌ات در آغوش‌ات کشیم و سرود یار دبستانی بخوانیم و شادی کنیم.
روز یک‌شنبه پس از ملاقات به بند بازگشتیم. غروب بود که نامه آزادی‌ات به بند تحویل داده شد. هوا تاریک بود. بند سراپا هیجان و شادی بود. شروع کردیم دست یکدیگر را گرفتن و سرود خواندن، دست زدن و سوت زدن. مأموران، خانم‌ها را به حیاط بردند. دست در دست هم سرود ای ایران، نام جاوید وطن و یار دبستانی را خواندیم. اشک از چشمانمان سرازیر بود. با اینکه در انتظار و آرزوی آزادی‌ات بودیم اما باور نمی‌کردیم. بالاخره بهار آزاد شد. تا ساعت‌ها بند، غرق آواز و سرود و رقص و پایکوبی بود. یکی از مأموران می‌گفت در تمام سال‌های خدمتم تا این حد از آزادی کسی خوشحال نشده بودم. به بند بازگشتیم. تختی که کنار تختم خالی بود، هم مایه خوشحالی‌ام بود و هم مایه دلتنگی‌ام. به یاد آخرین شب‌هایی که با هم بودیم آهنگ «دل من و شیدایی» محسن چاوشی را گوش کردم. شنیدن واژه آزادی چه حس غریب و چند گانه‌ای ایجاد می‌کند، شادی، غم، شور و…
از تصور بودنت در کنار امین و در منزل نو، سرخوش و از نبودنت در کنارم دلگیر بودم. روز بعد با نسیم و ریحانه، تخت، لباسهایت، کتاب‌هایت و دست نوشته‌هایت را با یاد خاطره‌هایمان جمع کردیم و برایت فرستادیم. می‌گفتند پشت در زندان اوین هستی اما اجازه نمی‌دهند داخل بیایی و با هم‌بندی‌هایت خدا حافظی کنی. حالا بین ما و تو یک دیوار سنگی و بلند است، دیوار بلند زندان، همان دیواری که ۷ سال بین تو و عزیزانت جدایی انداخت و جوانی‌ات را به بند کشید. باز همان دیوار سنگی و بلند در مقابل تو است. تو آن‌سو و ما این‌سو.

narges-mohammadi

سازمان دیده بان حقوق بشر حکم حبس برای نازنین زاغری را محکوم کرد

خبرگزاری هرانا ـ  سازمان دیده بان حقوق بشر طی بیانیه ای مجازات پنج سال حبس برای نازنین زاغری راتکلیف، شهروند ایرانی – انگلیسی را محکوم کرد و اعلام داشت که وی یکی ازچند تن شهروند ایرانی دارای تابعیت دوگانه است که طی دو سال گذشته به دلیل اتهامات مبهم امنیت ملی دستگیر و محاکمه شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سازمان دیده بان حقوق بشر، سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اظهار داشت دادگاه ایرانی یک شهروند ایرانی – انگلیسی را به دلیل اتهامات امنیت ملی به ۵ سال حبس محکوم نمود. خانواده نازنین زاغری راتکلیف به سازمان دیده بان حقوق بشر گفتند شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را در روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۶ به تحمل این مجازات محکوم نمود. وی یکی ازچند تن شهروندان ایرانی دارای تابعیت دوگانه است که در عرض دو سال گذشته به دلیل اتهامات مبهم امنیت ملی دستگیر و محاکمه گردیده ‏اند.
راتکلیف برای تیم توسعه رسانه‏ها در بنیاد خیریه تامسون رویترز کار‏می کند. مقامات ایران او را که برای دیدار نوروزی از خانواده اش به ایران سفر کرده بود، در روز ۳ آوریل پس از ورود به تهران در فرودگاه دستگیر نموده و در زندان اوین در بازداشت نگاه داشتند. مقامات ایران همچنین پاسپورت دختر ۲۲ ماهه او به نام گابریلا را نیز مصادره نمودند و عملاً وی را نیز از بازگشت به بریتانیا ممنوع ساختند. محاکمه راتکلیف در روز ۱۴ اوت صورت گرفت. او فقط سه روز پیش از محاکمه، یعنی سه ما پس از اتمام بازجویی اش توسط اطلاعات سپاه کرمان، به وکیل دسترسی پیدا کرد.
سارا لی ویتسون، رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر اظهار داشت: «محکومیت و مجازات راتکلیف به دلیل اتهاماتی مبهم که هیچگونه شباهتی به یک محاکمۀ عادلانه ندارد، آن چیزی است که در دادگاه‏های بد آوازۀ انقلاب ایران، “عدالت” نامیده ‏می شود. مقامات این کشور باید فوراً راتکلیف و دیگر زندانیان دارای تابعیت دوگانه را که به هیچگونه تخلف قابل قبولی متهم نشده‏اند،آزاد نمایند.»
در روز ۷ اوت، میزان، خبرگزاری قوۀ قضائیه ایران راتکلیف را متهم نمود که یکی از «عوامل» بنیاد تامسون رویترز‏می باشد که کارهای خیریۀ او برای این سازمان، به گفتۀ میزان، نوعی پوشش ظاهری برای «فعالیت‏های جاسوسی و اطلاعاتی برای دولت‏های غربی» بوده و بخشی از یک «برنامه نفوذی»‏می باشد، و این اصطلاحی است که تندروهای شاغل در دولت مرتباً علیه افراد دو تابعیتی که دستگیر و بازداشت‏ می شوند، استفاده‏ می کنند. بنیاد تامسون رویترز تمامی این اتهامات را رد ‏می کند و مطالب فوق را «تلاشی بی شرمانه برای توجیه زندانی کردن شهروند بریتانیایی، نازنین زاغری راتکلیف ‏می نامد.»
در طی دو سال گذشته، مقامات امنیتی به ویژه واحد اطلاعات سازمان سپاه پاسداران انقلاب چندین تن از شهروندان دو ملیتی ایرانی را دستگیر کرده‏اند. در ماه اکتبر ۲۰۱۵، مقامات ایرانی، جیسون رضائیان، خبرنگار واشنگتن پست در ایران را دستگیر نموده و او را به تحمل یک دوره حبس محکوم نمودند که مدت آن را حتی به وی و کیلش نیز اطلاع ندادند. او در ژانویه ۲۰۱۶ پس از تحمل ۱۸ ماه حبس در قسمتی از زندان اوین که تحت کنترل سپاه پاسداران قرار داشت، طی بخشی از مبادله زندانیان میان ایران و ایالات متحده امریکا، آزاد گردید.
یکی از جدیدترین موارد در روز ۱۱ ژوئیه اتفاق افتاد که مقامات سپاه پاسداران در شهر گرگان در شمال ایران، رابین شاهینی، یک شهروند ایرانی امریکایی که برای دیدار از خانواده اش به ایران سفر کرده بود، را دستگیر کردند. در روز ۱۶ اوت، کمپین بین المللی حقوقق بشر در ایران گزارش داد که شاهینی رسماً به «اقدام علیه امنیت ملی»، «شرکت در تظاهرات مخالفان در سال ۲۰۰۹»، «همکاری با تلویزیون صدای امریکا»، و «توهین به مقدسات مذهبی در فیسبوک» محکوم شد، اما وکیل او اجازه نداشته است هیچیک از شواهد و مدارکی را که علیه وی مطرح شده است، ببیند.
در روز ۶ ژوئن به دنبال سه ماه بازجویی، مقامات ایران هما هودفر را که استاد انسان شناسی دانشگاه کنکوردیای مونترال کانادا‏می باشد، در تهران دستگیر کردند. عوامل اطلاعات سپاه پاسداران در اوایل ماه مارس، مدت کوتاهی پیش از آنکه وی ایران را ترک کند، به خانۀ وی حمله کرده و دارائی شخصی وی، از جمله پاسپورت، مدارک تحقیقاتی و کامپیوتر او را مصادره نمودند. خانواده هودفر در یک اطلاعیه مطبوعاتی گفتند که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب سعی داشت وکیلی که هودفر انتخاب کرده بود را معزول نمایند. در روز ۳۰ اوت خانواده هودفر اعلام کردند که وی به علت وضعیت رو به وخامت سلامتش در بیمارستان بستری شده است.
مقامات ایران در ۱۵ اکتبر ۲۰۱۵ سیامک نمازی یک شهروند ایرانی امریکایی و رئیس برنامه ریزی استراتژیک در سازمان کرسنت پترولیوم مستقر در دوبی را در حالیکه برای دیدار از خانواده اش در تهران به سر‏می برد دستگیر نمودند. در روز ۲۲ فوریه مقامات، پدر ۸۰ ساله وی به نام باقر نمازی را که نماینده سابق یونیسف در چندین کشور مختلف بود، دستگیر کردند. هر دوی این افراد به جرم اتهامات نامعلوم کماکان در زندان به سر‏می‏برند.
در سال ۲۰۱۱ مقامات ایران کمال فروغی، یک تاجر ایرانی بریتانیایی را دستگیر کرده و  به اتهام جاسوسی به هفت سال و داشتن مشروبات الکلی به یک سال حبس محکوم نمودند. پسر وی، کامران فروغی به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت که پدر ۷۷ سالۀ وی اخیراً دچار بیماری آب مروارید شده و به منظور جلوگیری از نابینایی، شدیداً نیاز به انجام عمل جراحی دارد. او دو سال پیش واجد شرایط لازم برای آزادی پیش از اتمام دورۀ زندان، تشخیص داده شد و بیش از ۵ سال است که همسر و خانوادۀ خود را ملاقات نکرده است.
جناح‏های تندرو در ایران مکرراً در باره آنچه که به اعتقاد ایشان برنامه‏های «نفوذ» غرب به ایران و ارزش‏های آن‏ می باشد، اخطار داده‏اند. در طی دو سال گذشته، مقامات ایران چندین شهروند ایرانی دو تابعیتی را به اتهام مشارکت در «پروژه نفوذ» دستگیر کرده‏اند. مقامات همچنین چندین روزنامه نگار را تحت تعقیب قانونی قرار داده و ایشان را به همکاری با «شبکه نفوذ» متهم نموده‏اند اما هنوز هیچگونه شواهد و مدارکی در اثبات اتهامات وارده به این افراد ارائه ننموده‏اند.
ویتسون گفت «به نظر‏می رسد افزایش ناگهانی در تعقیب ایرانیان دو تابعیتی نشانگر تلاش جناح تندرو دولت ایران برای منزوی نمودن این کشور از جامعه جهانی‏ می‏باشد. افراد نباید قربانی سیاست‏های داخلی یک کشور شده و غیر عادلانه زندانی شوند.»


nazanin ragheri


۱۳۹۵ شهریور ۲۵, پنجشنبه

حکم اعدام برای دو تن به اتهام سب النبی در شبکه های اجتماعی

دادگاهی در اراک برای دو تن به اتهام سب النبی در شبکه اجتماعی حکم اعدام صادر کرده است.
به گزارش «محبت نیوز»  کمپین بین‌المللی حقوق‌بشر برای ایران از صدور حکم اعدام برای دو تن به اتهام سب النبی خبر داده است.
به گفته رادیو فردا، کمپین بین المللی حقوق بشر در این‌باره به نقل از یک منبع مطلع گفته است سینا دهقان سال گذشته در ۱۹ سالگی و هنگامی که سرباز بوده، کمپینی در شبکه “لاین” به راه انداخته که به گفته این منبع «ظاهرن مطالبی خلاف دین اسلام و قرآن» در آن منتشر می شده است.
بنا بر این گزارش سینا دهقان در تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ در پادگان محل خدمتش در تهران توسط ماموران حفاظت امنیت سپاه پاسداران اراک دستگیر و پس از یک روز به زندان مرکزی اراک منتقل شد و تاکنون درآنجا به سر می‌برد.
در کنار سینا دهقان دو تن دیگر نیز در این رابطه زندانی شده‌اند.
محمد نوری که ساکن اراک است نیز در همین پرونده به اتهام سب النبی به اعدام محکوم شده است.
در پی تایید حکم اعدام این دو نفر در دادگاه تجدیدنظر، سینا دهقان و محمد نوری به دیوان عالی کشور اعتراض کرده‌اند.
همچنین سحر الیاسی در مهرماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اراک منتقل شده است. او در دادگاه به اتهام توهین به مقدسات به هفت سال زندان محکوم شد که سپس به سه سال کاهش یافت.

۱۳۹۵ شهریور ۲۴, چهارشنبه

گزارشی از آخرین وضعیت شهروندان مسیحی بازداشت شده در فیروزکوه

خبرگزاری هرانا – علی‌رغم گذشت حدود سه هفته، پنج شهروند مسیحی بازداشت شده در فیروزکوه هم‌چنان در زندان اوین به صورت بلاتکلیف نگهداری می‌شوند. از ۱۷ شهروندی که در محل دستگیری آنان (باغ شخصی) حضور داشته‌اند، دو شهروند در محل کار خود با مراجعه ماموران وزارت اطلاعات مورد تذکر قرار گرفته و یک نفر از آنان از محل کار خود اخراج شده است. هم‌چنین گزارش‌ها حاکی است از دو روز بعد از یورش ماموران امنیتی، باغ محل دستگیری این افراد که ملکی خصوصی است توقیف شده و نیروهای امنیتی با رها کردن حیوانات باغ از ورود مالک نیز ممانعت بعمل می‌آورند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رامئیل بت تمرز، امین افشارنادری، هادی عسکری، محمد دهنوی و امیرسامان دشتی، پنج مسیحی بازداشت شده روز جمعه پنجم شهریور در باغ خصوصی در فیروزکوه هم‌چنان به صورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری می شوند با اینحال مسئولان مربوطه از ارایه اطلاعات بیشتر از وضعیت این افراد به خانواده های آنان خودداری می کنند.
دست کم سه تن از بازداشت شدگان مورد اشاره تا زمان تنظیم این گزارش اجازه یافته اند با خانواده های خود تماس تلفنی بگیرند اما به غیر از خبر سلامتی و حضور خود در زندان اوین اجازه ارایه اطلاعات بیشتری به خانواده های خود نیافتند.
همچنین گزارش شده است از ۱۷ شهروند نوکیش مسیحی که در زمان دستگیری در محل یک باغ شخصی در منطقه فیروزکوه حضور داشتند، دو شهروند در محل کار خود با مراجعه ماموران وزارت اطلاعات مورد تذکر قرار گرفته اند. یکی از این شهروندان بعد از تذکر از محل کار خود توسط شرکت بیمه اخراج شده است. هم‌چنین تلفن همراه ۱۷ شهروند مورد اشاره کماکان در توقیف اداره اطلاعات است.
از سوی دیگر باغ محل بازداشت که دارای مالکیت شخصی است از دو روز بعد از یورش ماموران اطلاعات با نصب بنر توقیف شده و نیروهای امنیتی با رها کردن حیوانات باغ شامل مرغ، جوجه و چند قلاده سگ، از ورود مالک نیز ممانعت بعمل می‌آورند.
لازم به یادآوری است، روز جمعه پنجم شهریورماه، ۱۷ نوکیش مسیحی به فیروزکوه در استان تهران رفته بودند و هنگام توقف در باغ خصوصی یکی از بستگان با یورش بدون حکم ماموران اداره اطلاعات مواجه و ۷ نفر از آنان دستگیر شدند که دو تن بلافاصله آزاد و مابقی به زندان اوین منتقل شدند.

new-nou-kish-masihi-firozkoh-firouzkoh

۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

لیست شماره چهار؛ زندانیان مرد متهم به محاربه با محکومیت ۱۵ تا ۲۰ سال حبس

خبرگزاری هرانا – محکوم شدگان به اتهام محاربه براساس قانون قدیم باتوجه به تغییر قوانین مربوط به این اتهام در قانون مجازات اسلامی امکان اعاده دادرسی، تخفیف مجازات ویا آزادی را دارند. درحال حاضر ده‌ها زندانی از جمله دست‌کم سی و هفت زندانی مرد درزندان‌های ایران با اتهام محاربه ازطرق مختلف به پانزده تا بیست سال حبس محکوم شده اند، لیست پیش رو پس از لیستهای منتشر شده “زنان متهم به محاربه، متهمان مرد محکوم به ابد و متهمان مرد محکوم به بیش از ۲۰ سال حبس” بعنوان چهارمین لیست ازسری “زندانیان متهم به محاربه” به این ۳۷ زندانی مرد اختصاص یافته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حداقل سی و هفت زندانی مرد محکوم به اتهام محاربه ازطرق متفاوت در زندان‌های ایران به سر می برند که به پانزده تا بیست سال حبس محکوم شده اند. این زندانیان باتوجه به تغییر قوانین مربوط به اتهام محاربه در قانون مجازات اسلامی پس از سال ۱۳۹۲ میتوانند تقاضای اعاده دادرسی کنند. بسیاری از آنها میتوانند با تخفیف مجازات به زمان آزادی خود نزدیک شوند وبرخی نیز باتوجه به سنوات بسیار زیاد حبس در زندان‌ها، امکان آزادی برایشان فراه می‌شود.
برمبنای قانون مجازات اسلامی جدید مصوب ۱۳۹۲، تعریف اتهامات “محاربه”، “افساد فی الارض” و “بغی” مندرج در مواد ۲۷۹ تا ۲۸۸ این قانون نسبت به قانون پیشین تغییر کرده است. به استناد بند ب ماده ۱۰ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۹۲ قاضی اجرای احکام موظف است که قبل از شروع به اجرای حکم و یا در حین اجرای آن از دادگاه صادرکننده حکم قطعی، اصلاح حکم را مطابق قانون جدید تقاضا کند. همچنین بنابر این قانون محکوم می‌تواند از دادگاه صادرکننده حکم و بنابر قانون جدید، تخفیف مجازات را تقاضا نماید.
اسامی این زندانیان به همراه جزئیات احراز شده توسط هرانا به شرح زیر است:
۱- پیروز منصوری
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)
زمان بازداشت: شهریور ماه ۱۳۸۶
محکومیت: ۱۷ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر کرج
۲- ابوالقاسم (جواد) فولادوند
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)
زمان بازداشت: سال ۱۳۹۲
محکومیت: ۱۸ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر کرج
۳- حسن صادقی
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)
زمان بازداشت: سال ۱۳۹۴
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر (گوهردشت) کرج
۴- پیمان عارفی
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (انجمن پادشاهی ایران)
زمان بازداشت: ۱۳ فروردین ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگه داری: زندان رجائی شهر کرج
توضیحات: پسر دائی وی آرش رحمانی در سال ۸۸ و به اتهامی مشابه اعدام شد. همچنین مادر و همسر این زندانی نیز در ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۲ در راه بازگشت از مسجد سلیمان (محل تبعید او در آن زمان) بر اثر یک سانحه رانندگی جان خود را از دست دادند.
۵- احمد کریمی
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (انجمن پادشاهی ایران)
زمان بازداشت: اردیبهشت ماه ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر کرج
۶- محمد اکرمی پور
اتهامات: محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی
زمان بازداشت: آبان ماه ۱۳۹۲
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر کرج
۷- هادی قائمی
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)
زمان بازداشت: ۶ دی ماه ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان رجائی شهر کرج
۸- سعید سنگر
اتهامات: محاربه ازطریق همکاری با یک سازمان مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)
زمان بازداشت: سال ۱۳۷۹
محکومیت: ۱۸ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۹- محمدصابر ملک رئیسی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: دوم مهر ماه ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان اردبیل
توضیحات: وی در سن ۱۵ سالگی بازداشت شده است.
۱۰- حامد ریگی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۷
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان مسجد سلیمان
۱۱- احمد تمویی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: دوم آبان ماه ۱۳۸۶
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۱۲- مصطفی سبزی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: خرداد ماه سال ۱۳۹۳
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۱۳- علی یگانه
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۹۳
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۱۴- مصطفی سمیعی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۹۴
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۱۵- حسن رستگاری
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۹۳
محکومیت: ۱۷ سال
محل نگهداری: زندان ارومیه
۱۶- جهاندار محمدی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: اول اردیبهشت ۱۳۸۵
محکومیت: ۱۶ سال
محل نگهداری: زندان سنندج
۱۷- عمر کریم شریف
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۷۹
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان سنندج
توضیحات: وی تبعه کشور عراق است.
۱۸- محمدامین عبدالهی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: پائیز ۱۳۸۴
محکومیت: ۱۸ سال
محل نگهداری: زندان بیرجند
توضیحات: برادر وی به نام محمد عبدالهی در زندان ارومیه اعدام شد.
۱۹- خلیل فتاحی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: نامشخص
محکومیت: ۱۸ سال
محل نگهداری: زندان یزد
۲۰- سعید صلواتی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان مسجد سلیمان
۲۱- غلامرضا شورمردان
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کردستان
زمان بازداشت: ۱۰ خرداد ۱۳۸۹
محکومیت: ۱۵ سال زندان و قصاص
محل نگهداری: زندان سنندج
۲۲- محسن هاشمی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با گروه های برانداز عرب در خوزستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۹
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان اهواز
۲۳- جعفر کعبی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با گروه های برانداز عرب در خوزستان
زمان بازداشت: زمستان ۱۳۹۱
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به یزد
محل نگهداری: زندان یزد
۲۴- یوسف خرجی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با گروه های برانداز عرب در خوزستان
زمان بازداشت: زمستان ۱۳۹۱
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به شیراز
محل نگهداری: زندان شیراز
۲۵- احمد کعبی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با گروه های برانداز عرب در خوزستان
زمان بازداشت: زمستان ۱۳۹۱
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به کرمان
محل نگهداری: زندان کرمان
توضیحات: نام پدر نامبرده رحیم است.
۲۶- عباس صگوری
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: زمستان ۱۳۹۱
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به همدان
محل نگهداری: زندان همدان
۲۷- سجاد بیت الله
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: زمستان ۱۳۹۱
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به گرگان
محل نگهداری: زندان گرگان
۲۸- عادل معفراوى
اتهامات: محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی
زمان بازداشت: نامشخص
محکومیت: ۱۵ سال
محل نگهداری: زندان کلینیک اهواز
۲۹- رسول مزرعه
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۵
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید به یاسوج
محل نگهداری: زندان یاسوج
۳۰- عبدالحمید صالح زائی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: نامشخص
محکومیت: ۱۷ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان زاهدان
۳۱- عبیدالله مچکوری
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۹ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان زاهدان
توضیحات: نام پدر نامبرده کریم بخش است.
۳۲- یحیی سهراب زهی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با سازمان های برانداز
زمان بازداشت: نامشخص
محکومیت: ۱۹ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان زاهدان
۳۳- ابراهیم ریگی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان اردبیل
توضیحات: نام پدر نامبرد نظر است.
۳۴- عزیز شه بخش
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۷
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان اردبیل
۳۵- عبدالرحمان شه بخش
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۷
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان ارومیه
توضیحات: نام پدر نامبرده نوراحمد است.
۳۶- کریم شه بخش
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۷
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان اورمیه
۳۷- ابراهیم ریگی
اتهامات: محاربه از طریق همکاری با اپوزیسیون بلوچستان
زمان بازداشت: سال ۱۳۸۸
محکومیت: ۱۵ سال و تبعید
محل نگهداری: زندان همدان
توضیحات: نام پدر نامبرده سیدمحمد است.
لازم به ذکر است لیست فوق چهارمین لیست از مجموعه اسامی زندانیان محکوم به محاربه در زندان‌های ایران است. هرانا پیش از این اقدام به انتشار «لیست شماره یک؛ زندانیان زن متهم به محاربه در ایران»، «لیست شماره دو؛ زندانیان مذکر متهم به محاربه با محکومیت حبس ابد» و «لیست شماره سه؛ زندانیان مرد متهم به محاربه با محکومیت بیش از ۲۰ سال حبس» نموده و در روزهای آینده و به تدریج اسامی دیگر زندانیان را در لیست‌های جداگانه به هدف تنویر افکار عمومی و حمایت از اجرای قوانینی که به بهبود وضعیت زندانیان عقیدتی در ایران کمک می‌کند منتشر خواهد کرد.
list-moharebe-15-20