۱۳۹۳ مرداد ۱۵, چهارشنبه

چهار شهروند بهایی در شیراز بازداشت شدند

خبرگزاری هرانا – چهار شهروند بهایی اهل شیراز توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز ۱۴ مردادماه نیروهای امنیتی شهر شیراز به دلایل نامعلومی اقدام به بازداشت چهار شهروند بهایی ساکن این شهر به نامهای آقایان ادیب حق پژوه، سعید عابدی، وحید دانا و خانم بهیه معنوی‌پور نمودند؛ نیروهای مورد اشاره شهروندان بازداشت شده را به نقطه نامعلومی منتقل کردند.
گفتنی است پیش از این آقای ادیب حق پژوه سابقه بازداشت توسط نیروهای امنیتی در دی ماه ۱۳۸۹ را داشته است.

گزارش ویژه: کشف پیکر بی‌جان سید جمال حسینی، سردبیر خبرگزاری هرانا در ترکیه

خبرگزاری هرانا – صبح امروز پلیس ترکیه، پیکر «سید جمال حسینی» (اسفندیار بهارمس) سردبیر خبرگزاری هرانا و از مسئولان ارشد مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (HRA) را پشت میز کارش و در حالی یافت که ساعاتی پیش جان داده بود.
بر اساس اطلاعاتی که تاکنون به دست ما رسیده است، صبح سه‌شنبه، چهاردهم مرداد ماه (پنجم آگوست) پلیس ترکیه پیکر بی‌جان سید جمال حسینی (اسفندیار بهارمس) از مسولان ارشد این تشکل را در منزل وی، در پشت میز کارش و در حالی که قطراتی از خون بر صورت و برخی نقاط منزل وی دیده می‌شد، یافت. بر اساس گزارش‌های دریافتی، هنوز از علت مرگ ناگهانی این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر اطلاعی در دست نیست اما پلیس ترکیه تحقیقات خود را درباره این موضوع آغاز کرده است که به محض دریافت اطلاعات تکمیلی، شرح ماوقع به استحضار هموطنان گرامی خواهد رسید.
جمال حسینی ۳۴سال داشت و از بنیانگذاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و نیز مسئول هماهنگی این تشکل بود. وی نقش بسیار برجسته‌ای در پیدایش، رشد و تداوم فعالیت این تشکل در تمامی سالهای فعالیت آن برعهده داشت.
جمال حسینی که سال‌ها از عوارض شرایط تحمیلی بعنوان یک پناهنده سیاسی و کمبود رسیدگی و امکانات پزشکی در رنج بود هیچگاه اجازه نداد مشکلات یادشده مانعی در مسیر فعالیت‌های انسان دوستانه و آرمانهای والای او شود و در آخر نیز درحال نوشتن آخرین گزارش‌های خود و در حین کار جان خود را از دست داد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در راه پر فراز و نشیبی که طی کرده و به ویژه در روزهای دشوار کنونی همواره آقای حسینی را چونان نیرویی صادق، پاکباز و در ‌‌‌‌نهایت از خودگذشتگی در کنار خود داشت و از حضور ارزشمند وی بهره‌مند بود. وی در پی گیری حقوق از دست رفته هم میهنمانمان روز از شب نمی‌شناخت و به این دلیل نیز همواره آماج تهدید‌ها و تخریب‌های دستگاه امنیتی بود.
این تشکل مدافع حقوق بشر فقدان این سرمایه ارزشمند را به مردم ایران، فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران و به ویژه زندانیانی که در تمامی این سال‌ها، وی صدای رسای آن‌ها و نزدیکانشان بود، تسلیت می‌گوید و برای بازماندگان و خانواده آن مرحوم تقاضای صبر و شکیبایی دارد.
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
پنجم آگوست ۲۰۱۴ برابر با ۱۴ مردادماه ۱۳۹۳

۱۳۹۳ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

وزارت اطلاعات: بازداشت گردانندگان و تعطیلی تعدادی از دفاترشبکه های ماهواره ای

وزارت اطلاعات اعلام کرده است این دفاتر تولید، تعدادی از شبکه های ماهواره ای بودند که در "راستای ایجاد اختلافات مذهبی و تشدید تفرقه در جهان اسلام و تخریب وجهه تشیع" فعالیت می کردند.
به گزارش « محبت نیوز»  ماموران وزارت اطلاعات ، دفاتر تولید تعدادی از شبکه های ماهواره ای را که به طور مخفیانه و غیر قانونی فعالیت می کردند شناسایی و با حکم قضایی این دفاتر را تعطیل و عوامل آنها را بازداشت کردند.
به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات، این دفاتر تولید تعدادی از شبکه های ماهواره ای که در چهار استان کشور بودند، در "راستای ایجاد اختلافات مذهبی و تشدید تفرقه در جهان اسلام و تخریب وجهه تشیع" فعالیت می کردند.
این پایگاه خبری افزود، برخی از این شبکه های ماهواره ای که مرکز پخش آنها در انگلیس و آمریکا است توسط این دفاتر و عوامل آن در استانهای قم، اصفهان، تهران و خراسان رضوی، به پشتیبانی از برنامه های اختلاف افکنانه در جهان اسلام مبادرت می کردند.
بر اساس گزارش وزارت اطلاعات، این شبکه ها در راستای اهداف برخی سرویس های اطلاعاتی بیگانه و تامین اهداف استکبار جهانی فعالیت کرده و در جهت مخدوش کردن وحدت و مصالح جهان اسلام در پوشش برنامه های مذهبی و شعائر اسلامی فعالیت می کردند.


اتهام این دفاتر، اختلاف افکنی بین پیروان مذاهب اسلامی از طریق توهین و افترا به مقدسات آنها، اهانت به علمای جهان اسلام، اعلام هفته برائت در مقابل هفته وحدت، تبلیغ و ترویج سبک های غلط ، خرافی و خشن عزاداری، محور و رویکرد اصلی برنامه های تولیدی این دفاتر بوده است.

.

سه شنبه های اعتراضی مقابل سفارت ننگین جمهوری اسلامی استکهلم 05-08-2014















اعدامم کردید اما جرمم را به ملتم بگوید

نام و شهرت : احمد بهرامزهی ( ایوب بهرامزهی(
محل سکونت : سرباز علی آباد
دلیل بازداشت: نامعلوم
مدت بازداشت : بیش از ۹ماه و زندان انفرادی
جرم اثبات شده : نامعلوم
مدت زندانی : بیش از چهار سال
تاریخ اعدام : تاریخ دقیق نامعلوم
محل اعدام : زندان همدان
محل دفن : نامعلوم

احمد بهرامزهی جوانی نیک خصال که در یک خانواده روستای در منطقه سرباز چشم به جهان گشود کودکی هایش را در روستایش علی آباد گذراند و موفق با اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان روستایش گردید، وی در میان خانواده اش و روستایش به نام ایوب معروف بود و دو بار دستگیر و در بازداشتگاه های مخوف وزارت اطلاعات زندانی بوده است.
وی در تاریخ ۳۱فروردین ماه ۸۹برای بار دوم بازداشت و روانه بازداشتگاه اداره اطلاعات زاهدان گردید.
ایوب از جوانان نیک خصال علی آباد و جزو اولین کسانی بود که از دبیرستان روستای علی آباد موفق به کسب دیپلم گردیده.و بعد از کسب مدرک تحصیلی راه کسب علم و معرفت الهی را در پیش گرفت و به حوزه علمیه کوه ون سرباز یادگار مجاهد نستوه حضرت مولانا محمد عمر سربازی رهسپار گردید.
جوانی ساده و روستایی همچون دیگر جوانان روستا نه فعال سیاسی بود و نه دنباله روی حزب و گروهی و نه اخلالگر اقتصادی و .... بلکه طلبه ای جوان بود که بی خبر از قیل و قال دنیا در خط سیر معرفت الهی در حال سفر بود. طبق گفته یکی از نزدیکانش ایوب برای بار اول که دستگیر شد بعد از مدتی با تلاش خانواده و با گذاشتن وثیقه آزاد و به روستا برگشت اما هرگز خانواده اش دلیل دستگیری و زندانی شدنش را علرغم مراجعات فراوان به دادگاه نفهمیدند.
و بعد از آزادی با قید وثیقه ایوب چندین بار به دادگاه انقلاب زاهدان فراخوانده شد و بعد آخرین مراجعت به دادگاه انقلاب زاهدان و پس از برگشت به روستا در مورخه ۳۱فروردین ماه سال ۸۹دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلات در زاهدان انتقال و به مدت ۹ماه در زندان انفرادی زندانی بوده و سپس به زندان وزارت اطلاعات در همدان انتقال داده می شود.
خانوده اش پس از دستگیری به سراغ مسولین رفتند و جویایی بازداشت و دلیل بازداشت شدن این جوان روستایی شدند اما هیچ کدام از مسولین پاسخگوی دلیل بازداشت وی نشدند. ابتدا همچون دیگر بازداشت شدگان منکر دستگیری ایوب می شوند ولی با مراجعات متعدد خانواده اش دستگیر شدن ایوب توسط وزارت اطلاعات تایید میگردد و اینبار مسولین امر با بهانه های غیر منطقی خانواده زجر دیده ایوب را آواره این شهر و آن شهر میکنند تا بحز مصیبت زندانی شدن بدون دلیل فرزندشان عذاب سرگردانی را نیز بر آنان تحمیل کرده باشند.بی اطلاعی یک خانواده از وضعیت فرزندی که در زندان آن هم زندان وزارت اطلاعات محبوس و اسیر شده است کمتر از زجری که آن جوان در زیر شکنجه های بازجویان میکشید نیست.
طبق قوانین ملی کشور هیچ مرجع نظامی انتظامی و امنیتی حق بازداشت بدون دلیل فرد یا افرادی را نداشته و باید بعد از 24 ساعت از بازداشت دلیل بازداشت و محل بازداشت را به خانواده بازداشت شده و یا وکیل قانونی وی اطلاع دهند اما در کشور ما قانون فقط خورده فرمایشاتی است که به یادگاری نوشته شده است و هر کس و شخصی میتواند به اختیار قانون را طبق سلیقه شخصی خود تغییر دهد.و قانون فقط برای خطوط به ناحق نوشته در پرونده یک جوان زندانی قابل اجرا است.در کشور ما قاضی بدون در نظر گرفتن قانون و فقط به تفکر خودش اعتماد میکند و انسانیت در میان این تفکر یک چراغ خاموش است که هرگز روشن نمی شود.
آنچه در خصوص بازداشت شدگان توسط وزارت اطلاعات قابل تامل و برحسته شده اینکه بیش از ۷۰درصد بازداشت شدگان هرگز دلیل و محل بازداشت آنان اعلام نگشته و این یکی از مصادیق بارز زیر پا قرار دادن مفاد انسانی حقوق بشر و قوانین ملی و بین المللی است.
ایوب همچون صاحب اسمش صابر بود و صبر اختیار کرد به شهادت آنان که با وی در زندان بوده اند ایوب در طول ایام زندانی شدنش سه کار را به صورت پیوسته انجام میداد. یا مشغول کمک و خدمت به دیگر زندانیان بود و یا در حال ذکر و نماز بود و یا در حال قرائت و حفظ قران مجید ، این جوان صابر در طول مدت زندانی شدنش موفق به حفظ کامل قران کریم میگردد و سینه اش مالامال از انوار الهی و در قلبش قران مجید را نگهداری میکند.
طبق یکی از بندهای قانون مجازات اسلامی اگر زندانی سیاسی و امنیتی یا جنایی و ... در طول مدت زندانی شدندش موفق به حفظ کامل قران مجید گردد و این عمل به تایید مسولین قرار گیرد با چندیدن درجه تخفیف در حکمش مواجه خواهد شد. یعنی اگر حکمش اعدام باشد حکمش به حبس ابد یا به ۲۰سال زندانی ارتقا می یابد.
اما این بخش از قانون همانند دیگر بندهای قوانین مجازات هرگز برای زندانیان اهل سنت اجرا نخواهد شد و انگار در زندانها جو خشونت و ضدیت علیه اهل سنت بیشتر از بیرون زندانها و در جامعه میباشد.
ایوب صبر پیشه در شامگاهی نامعلوم و زمانی که در خواب بوده بدون اطلاع قبلی به محوطه زندان برده میشود و دقایقی بعد پیکر نحیفش بر سر دار ندای مظلومیتش را فریاد میزد.
احمد بهرامزهی معروف به ایوب در شامگاهی نامعلوم بدون اطلاع خانواده اش اعدام و پیکرش در نقطه ای نامعلوم یا به خاک سپرده و یا معدوم و از بین برده میشود و تا کنون هیچ خبری از وضعیت جنازه ایوب صبر پیشه ایوب بهرامزهی جوان بلوچ روستایی در دست نیست.
بعد از مدتی یکی از اقوامشان در صفحات اینترنتی خبری میخواند مربوط به اعدام چند زندانی در زندانهای ایران که نامی آشنا مو بر تنش راست میکند و زبانش بند می آید خبر را به خانواده ایوب میرساند و خانواده ایوب سراسیمه خود را به زاهدان و دادگستری زاهدان میرسانند.
ابتدا دادستان زاهدان خبر را تکذیب و میگوید ما هیچ خبری از وضعیت ایوب نداریم و باید به همدان مراجعه کنید.
اما خانواده اسرار و التماس میکنند که حقیقت را بگویید و دادستانی زاهدان ظهر همان روز خبر را تایید میکند و میگوید احمد بهرامزهی معروف به ایوب در زندان همدان اعدام شده است ...
این خبر چون پتکی بر سر خانواده اش صدا میکند و داد شیون از داغ فرزند دلبندشان فضا را غمگین میکند.
با اعلان این خبر از سوی دادستانی مسولین به جای دلداری به یک خانواده داغدیده شروع به تهدید میکنند و تهدیدها آغاز میشود ، جسدی در کار نیست مقبره و قبری در کار نیست ، حق مصاحبه و گفتگو با هیچ شبکه ای و خبرگزاری را ندارید و ....
احمد بهرامزهی معروف به ایوب بعد از سپری نمودن چهار سال زجر و شکنجه و چهار سال دوری از خانواده و چهار سال بلاتکلیفی و چهار سال حق نداشتن وکیل و بدون برگزاری حتی یک جلسه دادگاه و بدون اطلاع خانواده اش مظللومانه به دار کشیده شد.و روحش از جسدی نحیف و زجر کشیده به ملکوت الهی پر کشید.تا در کنار دیگر زندانیانی که اینگونه به مسلخ کشیده شده اند آرام گیرد.
خانواده ایوب به روستا برگشتند اما اینبار نا امید از دیدار مجدد فرزندشان نا امید از اینکه روزی در روستایشان هلهله ای برپا شود که ایوب شان برگشته و آزاد شده است نا امید از دیدار مجدد فرزندشان.
خداند روحشان را قرین رحمت خویش قرار دهد و خانواده اش را صبری همچون ایوب عنایت فرماید

عکس: ‏اعدامم کردید اما جرمم را به ملتم بگوید

نام و شهرت : احمد بهرامزهی ( ایوب بهرامزهی(
محل سکونت : سرباز علی آباد
دلیل بازداشت: نامعلوم
مدت بازداشت : بیش از ۹ماه و زندان انفرادی
جرم اثبات شده : نامعلوم
مدت زندانی : بیش از چهار سال
تاریخ اعدام : تاریخ دقیق نامعلوم
محل اعدام : زندان همدان
محل دفن : نامعلوم

احمد بهرامزهی جوانی نیک خصال که در یک خانواده روستای در منطقه سرباز چشم به جهان گشود کودکی هایش را در روستایش علی آباد گذراند و موفق با اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان روستایش گردید، وی در میان خانواده اش و روستایش به نام ایوب معروف بود و دو بار دستگیر و در بازداشتگاه های مخوف وزارت اطلاعات زندانی بوده است.
وی در تاریخ ۳۱فروردین ماه ۸۹برای بار دوم بازداشت و روانه بازداشتگاه اداره اطلاعات زاهدان گردید.
ایوب از جوانان نیک خصال علی آباد و جزو اولین کسانی بود که از دبیرستان روستای علی آباد موفق به کسب دیپلم گردیده.و بعد از کسب مدرک تحصیلی راه کسب علم و معرفت الهی را در پیش گرفت و به حوزه علمیه کوه ون سرباز یادگار مجاهد نستوه حضرت مولانا محمد عمر سربازی رهسپار گردید.
جوانی ساده و روستایی همچون دیگر جوانان روستا نه فعال سیاسی بود و نه دنباله روی حزب و گروهی و نه اخلالگر اقتصادی و .... بلکه طلبه ای جوان بود که بی خبر از قیل و قال دنیا در خط سیر معرفت الهی در حال سفر بود. طبق گفته یکی از نزدیکانش ایوب برای بار اول که دستگیر شد بعد از مدتی با تلاش خانواده و با گذاشتن وثیقه آزاد و به روستا برگشت اما هرگز خانواده اش دلیل دستگیری و زندانی شدنش را علرغم مراجعات فراوان به دادگاه نفهمیدند.
و بعد از آزادی با قید وثیقه ایوب چندین بار به دادگاه انقلاب زاهدان فراخوانده شد و بعد آخرین مراجعت به دادگاه انقلاب زاهدان و پس از برگشت به روستا در مورخه ۳۱فروردین ماه سال ۸۹دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلات در زاهدان انتقال و به مدت ۹ماه در زندان انفرادی زندانی بوده و سپس به زندان وزارت اطلاعات در همدان انتقال داده می شود.
خانوده اش پس از دستگیری به سراغ مسولین رفتند و جویایی بازداشت و دلیل بازداشت شدن این جوان روستایی شدند اما هیچ کدام از مسولین پاسخگوی دلیل بازداشت وی نشدند. ابتدا همچون دیگر بازداشت شدگان منکر دستگیری ایوب می شوند ولی با مراجعات متعدد خانواده اش دستگیر شدن ایوب توسط وزارت اطلاعات تایید میگردد و اینبار مسولین امر با بهانه های غیر منطقی خانواده زجر دیده ایوب را آواره این شهر و آن شهر میکنند تا بحز مصیبت زندانی شدن بدون دلیل فرزندشان عذاب سرگردانی را نیز بر آنان تحمیل کرده باشند.بی اطلاعی یک خانواده از وضعیت فرزندی که در زندان آن هم زندان وزارت اطلاعات محبوس و اسیر شده است کمتر از زجری که آن جوان در زیر شکنجه های بازجویان میکشید نیست.
طبق قوانین ملی کشور هیچ مرجع نظامی انتظامی و امنیتی حق بازداشت بدون دلیل فرد یا افرادی را نداشته و باید بعد از 24 ساعت از بازداشت دلیل بازداشت و محل بازداشت را به خانواده بازداشت شده و یا وکیل قانونی وی اطلاع دهند اما در کشور ما قانون فقط خورده فرمایشاتی است که به یادگاری نوشته شده است و هر کس و شخصی میتواند به اختیار قانون را طبق سلیقه شخصی خود تغییر دهد.و قانون فقط برای خطوط به ناحق نوشته در پرونده یک جوان زندانی قابل اجرا است.در کشور ما قاضی بدون در نظر گرفتن قانون و فقط به تفکر خودش اعتماد میکند و انسانیت در میان این تفکر یک چراغ خاموش است که هرگز روشن نمی شود.
آنچه در خصوص بازداشت شدگان توسط وزارت اطلاعات قابل تامل و برحسته شده اینکه بیش از ۷۰درصد بازداشت شدگان هرگز دلیل و محل بازداشت آنان اعلام نگشته و این یکی از مصادیق بارز زیر پا قرار دادن مفاد انسانی حقوق بشر و قوانین ملی و بین المللی است.
ایوب همچون صاحب اسمش صابر بود و صبر اختیار کرد به شهادت آنان که با وی در زندان بوده اند ایوب در طول ایام زندانی شدنش سه کار را به صورت پیوسته انجام میداد. یا مشغول کمک و خدمت به دیگر زندانیان بود و یا در حال ذکر و نماز بود و یا در حال قرائت و حفظ قران مجید ، این جوان صابر در طول مدت زندانی شدنش موفق به حفظ کامل قران کریم میگردد و سینه اش مالامال از انوار الهی و در قلبش قران مجید را نگهداری میکند.
طبق یکی از بندهای قانون مجازات اسلامی اگر زندانی سیاسی و امنیتی یا جنایی و ... در طول مدت زندانی شدندش موفق به حفظ کامل قران مجید گردد و این عمل به تایید مسولین قرار گیرد با چندیدن درجه تخفیف در حکمش مواجه خواهد شد. یعنی اگر حکمش اعدام باشد حکمش به حبس ابد یا به ۲۰سال زندانی ارتقا می یابد.
اما این بخش از قانون همانند دیگر بندهای قوانین مجازات هرگز برای زندانیان اهل سنت اجرا نخواهد شد و انگار در زندانها جو خشونت و ضدیت علیه اهل سنت بیشتر از بیرون زندانها و در جامعه میباشد.
ایوب صبر پیشه در شامگاهی نامعلوم و زمانی که در خواب بوده بدون اطلاع قبلی به محوطه زندان برده میشود و دقایقی بعد پیکر نحیفش بر سر دار ندای مظلومیتش را فریاد میزد.
احمد بهرامزهی معروف به ایوب در شامگاهی نامعلوم بدون اطلاع خانواده اش اعدام و پیکرش در نقطه ای نامعلوم یا به خاک سپرده و یا معدوم و از بین برده میشود و تا کنون هیچ خبری از وضعیت جنازه ایوب صبر پیشه ایوب بهرامزهی جوان بلوچ روستایی در دست نیست.
بعد از مدتی یکی از اقوامشان در صفحات اینترنتی خبری میخواند مربوط به اعدام چند زندانی در زندانهای ایران که نامی آشنا مو بر تنش راست میکند و زبانش بند می آید خبر را به خانواده ایوب میرساند و خانواده ایوب سراسیمه خود را به زاهدان و دادگستری زاهدان میرسانند.
ابتدا دادستان زاهدان خبر را تکذیب و میگوید ما هیچ خبری از وضعیت ایوب نداریم و باید به همدان مراجعه کنید.
اما خانواده اسرار و التماس میکنند که حقیقت را بگویید و دادستانی زاهدان ظهر همان روز خبر را تایید میکند و میگوید احمد بهرامزهی معروف به ایوب در زندان همدان اعدام شده است ...
این خبر چون پتکی بر سر خانواده اش صدا میکند و داد شیون از داغ فرزند دلبندشان فضا را غمگین میکند.
با اعلان این خبر از سوی دادستانی مسولین به جای دلداری به یک خانواده داغدیده شروع به تهدید میکنند و تهدیدها آغاز میشود ، جسدی در کار نیست مقبره و قبری در کار نیست ، حق مصاحبه و گفتگو با هیچ شبکه ای و خبرگزاری را ندارید و ....
احمد بهرامزهی معروف به ایوب بعد از سپری نمودن چهار سال زجر و شکنجه و چهار سال دوری از خانواده و چهار سال بلاتکلیفی و چهار سال حق نداشتن وکیل و بدون برگزاری حتی یک جلسه دادگاه و بدون اطلاع خانواده اش مظللومانه به دار کشیده شد.و روحش از جسدی نحیف و زجر کشیده به ملکوت الهی پر کشید.تا در کنار دیگر زندانیانی که اینگونه به مسلخ کشیده شده اند آرام گیرد.
خانواده ایوب به روستا برگشتند اما اینبار نا امید از دیدار مجدد فرزندشان نا امید از اینکه روزی در روستایشان هلهله ای برپا شود که ایوب شان برگشته و آزاد شده است نا امید از دیدار مجدد فرزندشان.
خداند روحشان را قرین رحمت خویش قرار دهد و خانواده اش را صبری همچون ایوب عنایت فرماید‏

متفرق کردن نوکیشان مسیحی محبوس در زندان ندامتگاه مرکزی کرج

بهنام ایرانی، حسین ساکتی (استیفان)، رضا ربانی (سیلاس) و عبدالرضا علی حق نژاد (ماتیاس)، چهار شهروند مسیحی که هم اکنون در حال گذراندن محکومیت خود در ندامتگاه مرکزی کرج هستند.
عبدالرضا علی حق نژآد حدود یک هفته پیش به زندان ندامتگاه منتقل شد و از آنجاییکه قرار بود به سالن 7 و در کنار دیگر نوکیشان مسیحی نگهداری شود، به یکباره و از بدو ورود به سالن 10 منتقل شد.
امروز 11 مرداد با حکم حراست رضا ربانی از سالن 7 به سالن 8 منتقل شد.
حراست زندان ندامتگاه با این اقدامات سعی دارد نوکیشان مسیحی را از هم دور نگه دارد تا کمترین تماس را باهم داشته باشند، همانطور که در پرینت وضعیت قضایی بهنام ایرانی آمده است که " این متهم از دیگران زندانیان دور نگه داشته شود".
میترا پورشجری
2 آگوست 2014

عکس: ‏متفرق کردن نوکیشان مسیحی محبوس در زندان ندامتگاه مرکزی کرج

بهنام ایرانی، حسین ساکتی (استیفان)، رضا ربانی (سیلاس) و عبدالرضا علی حق نژاد (ماتیاس)، چهار شهروند مسیحی که هم اکنون در حال گذراندن محکومیت خود در ندامتگاه مرکزی کرج هستند.
عبدالرضا علی حق نژآد حدود یک هفته پیش به زندان ندامتگاه منتقل شد و از آنجاییکه قرار بود به سالن 7 و در کنار دیگر نوکیشان مسیحی نگهداری شود، به یکباره و از بدو ورود به سالن 10 منتقل شد.
امروز 11 مرداد با حکم حراست رضا ربانی از سالن 7 به سالن 8 منتقل شد.
حراست زندان ندامتگاه با این اقدامات سعی دارد نوکیشان مسیحی را از هم دور نگه دارد تا کمترین تماس را باهم داشته باشند، همانطور که در پرینت وضعیت قضایی بهنام ایرانی آمده است که " این متهم از دیگران زندانیان دور نگه داشته شود".
میترا پورشجری
2 آگوست 2014‏

جنايتي ديگر در حق زندانيان مظلوم در زندان شهركرد

خفگی‌۱۲ زندانی در زندان شهرکرد به دنبال تصمیم رئیس جنایتکار زندان

ساعاتی پیش، ۱۲ زندانی در زندان شهرکرد به دلیل سوختن و يا خفگی ناشی از آتش سوزی جان خود را از دست دادند.

به گزارش سايت سحام نيوز، طی روزهای گذشته زندانیان زندان شهرکرد در اعتراض به اوضاع اسفبار آن زندان دست به اعتصاب می زنند. این زندانیان در اعتراض به شرایط بد زندان شهرکرد – که در هفت کیلومتری این شهر در جاده اصلی به سمت اصفهان واقع شده است – اعتصاب کرده و رییس زندان به دلیل این اعتراض زندانیان، عده ای از آنان را تنبیه و مجازات می کند. امروز سایر زندانیان زندان شهرکرد در اعتراض به مجازات هم بندان زندانی خود و به نشانه اعتراض به این اقدام رییس زندان، البسه و تشک های زندان را جمع آوری و آتش زدند. پس از این حادثه، زندانبانان نسبت به قفل کردن درهای اصلی زندان اقدام کرده و اجازه هر گونه امداد رسانی را به داخل این زندان مسدود و سپس بند را ترک می کنند.

طبق اطلاعات رسیده ، شدت حریق به اندازه ای زیاد بوده که شعله های آتش سریعا به نقاط دیگر بند سرایت می کند. در پی این حادثه، رییس زندان شهرکرد آتش نشانی این شهر را به داخل زندان فراخواند، اما اجازه تخریب دیوار زندان را برای امداد رسانی به واحدهای آتش نشانی شهرکرد نداد. طبق گزارش ها، رییس زندان در مقابل اعتراض عده ای از کارکنان به تصمیم وی مبنی بر عدم تخریب دیوار زندان، امکان فرار زندانیان را در پی تخریب دیوار زندان مطرح و از تخریب دیوار زندان جلوگیری کرد.

در پی این تصمیم، تعداد ۱۲ نفر از زندانیان در آتش سوخته و یا به دلیل خفگی جان خود را از دست دادند. طبق آخرین گزارش ها ، تعداد زیادی از زندانیان نیز جهت مداوا به بیمارستان کاشانی شهرکرد منتقل شده اند.

اخبار رسیده حاکی از آن است که در پی این حادثه تلخ، (ساعت ۱۱ شب) شورای تامین استان تشکیل جلسه داده و دستوراتی محرمانه را به شهردار شهرکرد و مدیرعامل سازمان آتش نشانی این شهر مبنی بر عدم اطلاع رسانی عمومی، به صورت محرمانه ابلاغ کرده است.

عکس: ‏جنايتي ديگر در حق زندانيان مظلوم در زندان شهركرد

خفگی‌۱۲ زندانی در زندان شهرکرد به دنبال تصمیم رئیس جنایتکار زندان

ساعاتی پیش، ۱۲ زندانی در زندان شهرکرد به دلیل سوختن و يا خفگی ناشی از آتش سوزی جان خود را از دست دادند.

به گزارش سايت سحام نيوز، طی روزهای گذشته زندانیان زندان شهرکرد در اعتراض به اوضاع اسفبار آن زندان دست به اعتصاب می زنند. این زندانیان در اعتراض به شرایط بد زندان شهرکرد – که در هفت کیلومتری این شهر در جاده اصلی به سمت اصفهان واقع شده است – اعتصاب کرده و رییس زندان به دلیل این اعتراض زندانیان، عده ای از آنان را تنبیه و مجازات می کند. امروز سایر زندانیان زندان شهرکرد در اعتراض به مجازات هم بندان زندانی خود و به نشانه اعتراض به این اقدام رییس زندان، البسه و تشک های زندان را جمع آوری و آتش زدند. پس از این حادثه، زندانبانان نسبت به قفل کردن درهای اصلی زندان اقدام کرده و اجازه هر گونه امداد رسانی را به داخل این زندان مسدود و سپس بند را ترک می کنند.

طبق اطلاعات رسیده ، شدت حریق به اندازه ای زیاد بوده که شعله های آتش سریعا به نقاط دیگر بند سرایت می کند. در پی این حادثه، رییس زندان شهرکرد آتش نشانی این شهر را به داخل زندان فراخواند، اما اجازه تخریب دیوار زندان را برای امداد رسانی به واحدهای آتش نشانی شهرکرد نداد. طبق گزارش ها، رییس زندان در مقابل اعتراض عده ای از کارکنان به تصمیم وی مبنی بر عدم تخریب دیوار زندان، امکان فرار زندانیان را در پی تخریب دیوار زندان مطرح و از تخریب دیوار زندان جلوگیری کرد.

در پی این تصمیم، تعداد ۱۲ نفر از زندانیان در آتش سوخته و یا به دلیل خفگی جان خود را از دست دادند. طبق آخرین گزارش ها ، تعداد زیادی از زندانیان نیز جهت مداوا به بیمارستان کاشانی شهرکرد منتقل شده اند.

اخبار رسیده حاکی از آن است که در پی این حادثه تلخ، (ساعت ۱۱ شب) شورای تامین استان تشکیل جلسه داده و دستوراتی محرمانه را به شهردار شهرکرد و مدیرعامل سازمان آتش نشانی این شهر مبنی بر عدم اطلاع رسانی عمومی، به صورت محرمانه ابلاغ کرده است.‏