۱۳۹۳ تیر ۸, یکشنبه
استفاده اسراییل از « جن » برای نفوذ به سیستم اطلاعاتی ایران به گزارش « محبت نیوز»، حجتالاسلام «ولیاله نقیپورفر» که به عنوان کارشناس امور «جن» در برنامههای رادیو و تلویزیون دولتی ایران شناخته میشود، مدعی میشود که اسراییل میخواسته است توسط «جن» از ایران جاسوسی کند. «حجتالاسلام ولیاله نقیپورفر»، در گفتوگو شبکه سوم تلویزیون دولتی ایران، با بیان اینکه یهودیها در ارتباط با «جن» ید طولانی دارند و در یهودیت ارتباط با خیلی گسترده است، میگویید: اسراییل میخواسته با استفاده از «جن» به سیستم اطلاعاتی ایران، حزباله لبنان و حماس نفوذ کند که در این راه موفق نشده است.
در یک حکومت مذهبی چرا نرخ زنان معتاد رو به افزایش است؟
زنان ایرانی چرا معتاد می شوند؟ در کشوری که حکومت آن دینی است و از در و دیوارش پند و اندرز به زنان برای خانه داری و بچه داری و تسلیم و رضا به شرایط نامطلوب خانوادگی، می ریزد، چرا نرخ زنان معتاد رو به افزایش است؟
« محبت نیوز» - آیا این موضوعی است که ناگهان کشف شده یا مانند دیگر معضلات اجتماعی به تدریج اتفاق افتاده و نهادهای مسئول به موقع با آن برخورد نکرده اند. پیداست سیاست انکار را بر سیاست اقرار که ایجاد مسئولیت می کند و پاسخگوئی می طلبد، ترجیح داده اند.
به نقل از تارنمای خانه امن هرچه بوده ما را به این نقطه ی کور رسانده که ممکن است به قول خانم شهیندخت ملاوردی معاون ریاست جمهور در امور زنان و خانواده، "اعتیاد زنانه بشود". این احتمال زنگ خطری است به حکومت ایران. کارشناسان اگر از حمایت حکومت بهره مند بشوند، قفل از زبان می گشایند و چاره هائی می اندیشند برای مهار و کنترل آن. آمارها ثابت می کند که اعدام گروه گروه قاچاقچی، روند رو به افزایش اعتیاد در ایران را تغییر نداده است. این می رساند که برنامه های بازدارندگی به صورت هماهنگ طراحی و اجرائی نشده و جمعیت قابل توجهی از مردم، زن و مرد، جوان و پیر، با نشئگی و خماری روزگار می گذرانند و برای دستیابی به مواد ، ابتدا به به شبکه های توزیع کننده مواد مخدر می پیوندند و گام به گام، گاهی تا حوزه های بالای جرم و جنایت پیش می روند.
اما اعتیاد زنان از حیث ریشه یابی و آثار و تبعات بعدی در زیست فردی و خانوادگی و اجتماعی شان، متفاوت از مردان مبتلا به اعتیاد بررسی می شود. ویژگی های جسمی، روانی و اقتصادی در زندگی زنان ایرانی، آنها را متفاوت از مردان مورد توجه قرار می دهد.
رویکرد های جدید به موضوع
رئیس مرکز تحقیقات سوء مصرف و وابستگی به مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اخیرن به سرویس اجتماعی خبرگزاری "ایسنا" اعلام کرده است: " میزان ابتلای زنان به اعتیاد به شدت در حال افزایش است و حدودا دو برابر شده است. در بسیاری از افراد سن اولین تجربه مصرف مواد بین ۱۴ تا ۱۹ سال است. بیش از ۶۰ در صد از زنان زندانی جرائمی دارند که ارتباط مستقیم با استعمال مواد مخدر دارد.
دکتر علی فرهودیان به یک رویکرد جدید توجه می دهد که تا کنون به آن اشاره ای نشده بود. رویکرد این است:
" رشد معضل اعتیاد در زنان بسیار سریع تر از مردان است. اگرچه نقش ژنتیک در گرایش مردان به مواد مخدر بیشتر است. اما بر اساس نتایج برخی مطالعات، زنان بیشتر تحت تاثیر وضعیت اجتماعی، استعمال مواد مخدر را شروع می کنند و ادامه می دهند."
حال پرسش "خانه امن" از دکتر علی فرهودیان و همکاران ایشان این است که: فشار قوانین تبعیض آمیز و مقاومت در برابر بازنگری در آنها به نفع زنان. یکی از مشخصات آن وضعیت اجتماعی نیست که زنان تحت تاثیرش قرار می گیرند و به مواد مخدر گرایش پیدا می کنند؟ آیا امتناع نهادهای قانونگذاری کشور از تدوین و تصویب قانون خاص برای کنترل خشونت خانگی با تاکید بر بازدارندگی، یکی از مشخصات وضعیت اجتماعی نیست که زنان را به سمت و سوی گرایش به مواد مخدر سوق می دهد؟
چرا مردان زنان خود را معتاد می کنند؟
این پرسش جای بحث دارد و سالهاست کارشناسان از آن خبر دارند. چرا بیشتر زنان توسط شوهر یا پارتنر ( دوست پسر ) معتاد می شوند؟
زنان نگاه شان به شوهر معتاد یا دوست پسر معتاد، منفی و سرزنش آمیز است. حاضر نیستند به آنها در لحظاتی که مواد استعمال می کنند، روی خوش نشان بدهند. با نفرت به آنها نگاه می کنند و از محیطی که آنها در حال مصرف مواد مخدر هستند، دورمی شوند. مردان معتاد با انواع ترفندها و با تمناهای عاشقانه، زنان را به مصرف اندکی مواد متقاعد می کنند و فرصت می دهند تا زن از شادکامی موقت آن لذت ببرد. در طول زمان زن معتاد می شود و همپای مرد، بی آن که او را سرزنش کند، لذت نشئگی را تجربه می کند.
اما در زنان این لذت، آنها را متوجه کامیابی های افراطی جنسی هدایت می کند و دایره روابط و دوستی هاشان تغییر می کند. به صورت طبیعی برای خوراک خود و شوهر یا دوست پسر با توزیع کنندگان خرد و کلان مواد مخدر رابطه برقرار می کنند. به نقل از دکتر علی فرهودیان " مسئله دردناک این است که بر اساس نتایج پژوهش های انجام شده بسیاری از مردان معتاد برای کسب درآمد، همسران خود را وادار به تن فروشی می کنند. در این شرایط زنان برای داشتن آمادگی جسمی و روانی به منظور تن فروشی، از مواد محرک استفاده می کنند."
چرا زنان زودتر از مردان معتاد شده و دیرتر از مردان برای ترک مراجعه می کنند؟
"زنان دو برابر مردان دچار افسردگی و اضصراب هستند و این مشکلات از عوامل خطر ابتلا به اعتیاد است. زنان برای درمان خود سخت تر مراجعه می کنند. و پس از مراجعه به جامعه دشوارتر بازمی گردند. چرا که آنها پس از اعلام اعتیاد خود به طور کامل از جامعه طرد می شوند. در این شرایط برخی از آنها مجبور به بازگشت به طرف مرد معتاد و کارتون خوابی می شوند."
راه حل چیست؟
۱ – خانواده ها زنی از اعضای خود را که به هر دلیل معتاد شده، طرد نکنند تا با اعتماد به حمایت آنها برای درمان مراجعه کند.
۲ – دولت بودجه کافی برای تسهیلات درمانی و پس از آن به آنها اختصاص بدهد، به نحوی که وقتی درمان می شوند بتوانند درآمدی داشته باشند و به علت فقر و از دست دادن منابع امرارمعاش، مثل مردی که آنها را معتاد کرده یا شبکه های توزیع کننده ای که با آنها کار می کرده، دیگر بار به آنها نپیوندد.
۳ – تغییر در وضعیت اجتماعی با تغییر سیاست های فرهنگی و ورزشی به گونه ای که سطح زمین ورزش و باشگاه هائی که زنان می توانند در آن جا تفریح کنند، افزایش یافته و آنها در نبود فضاهای امن برای تفریح، جذب لذت حاصل از مصرف مواد مخدر در فضاهای ناامن نشوند.
۴ – درمان زنان معتاد هرگاه بدون توجه به احساسات و عواطف مادرانه آنها انجام بشود، بی فایده است. پس از درمان، مددکاران متخصص می توانند به کمک خانواده و تشکلهای مدنی ، آنها را توانمند کرده و به عواطف مادرانه بازگردانند. نقطه ی اتصال مادران به فرزندان از جمله ی فرصت هائی است که هرگاه روی آن کار بشود، براحنمال درمان زنان معتاد می افزاید.
۵ – گفته می شود یکی از دلائلی که زنان دیرتر از مردان برای درمان مراجعه می کنند، این است که حتی نظام درمانی با آنها درست برخورد نمی کند. کارکنان در کلینیک های درمان اعتیاد به زن معتاد مراجعه کننده همچون یک موجود کثیف نگاه می کنند. دردناک است که کارشناسان می گویند منشی و پرستار و روانشناس هم با زن معتاد به حقارت برخورد می کنند.
نتیجه گیری
مشکلات در راه درمان زنان معتاد و بازگرداندن آنها به زندگی سالم بسیار است. زنانی که در ساختن جامعه مدنی فعال هستند باید به این مشکل بزرگ اجتماعی بها داده و منابع مالی برای اجرای این هدف را از دولت یازدهم که نسبت به موضوع حساسیت نشان می دهد و از بازار سنتی که اموری مانند جهیزیه دختران و قرض الحسنه را از دیر باز تغذیه مالی کرده است، مطالبه کنند. دسترسی به مددکاران متخصص در این زمینه و ادامه درمان در خانه و جامعه زیر نظر آنها و کارآفرینی برای آنها ، به برنامه های دقیق و متناسب با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی ایران نیازمند است و به منابع مالی از نهادهائی که سنگ اخلاق گرائی را پیاپی به سینه می زنند، ولی برای این شعار زیبا، سر کیسه را شل نمی کنند.
۱۳۹۳ تیر ۷, شنبه
بازداشت آذرپیک یک ماه دیگر تمدید شد
خبرگزاری هرانا – مادر صبا آذرپیک از تمدید قرار بازداشت دختر خود تا یک ماه دیگر خبرداد.
اکرم محمدی در گفتوگو با ایلنا با اعلام این مطلب افزود: باتوجه به اینکه یک ماه بازداشت فرزندم به اتمام رسیده بود، صبح امروز برای انجام کارهای مرتبط با پرونده دخترم در دادسرای فرهنگ و رسانه حضور پیدا کردم و قرار بود چنانچه بازپرس پرونده مبادرت به تبدیل قرار کند در ساعت اداری کارهای لازم را برای آزادی دخترم انجام دهم که در نهایت دقایقی پیش اعلام شد که بازپرس پرونده حکم به تمدید قرار بازداشت داده است.
سید محمود علیزاده طباطبایی وکیل صبا آذرپیک روزنامه نگار بازداشت شده نیز در گفتوگو با ایرنا اتهام موکل خود را فعالیت تبلیغی علیه نظام عنوان کرده و ابراز امیدواری کرده بود تا موکلش امروز با تبدیل قرار از زندان اوین آزاد شود.

برخورد خشونت آمیز پلیس با دانشجویان دانشگاه هنر
خبرگزاری هرانا – تارنمای کلمه گزارش داد، صبح امروز، نیروهای گشت ارشاد برای بازداشت یکی از دانشجویان دختر وارد داشگاه هنر شده و با حمله به دانشجویان و حراست دانشگاه با اسپری اشک آور تعدادی را مضروب کردند.
بر اساس این گزارش بعد از یورش نیروهای گشت ارشاد و آسیب دیدگی تعدادی از حاضران، اورژانس تهران در محل حاضر شد و به مداوای مضروبین حادثه پرداخت.
علت این اقدام پلیس از سوی این سایت خبری، عدم رعایت حجاب از سوی یک دانشجوی دختر اعلام شده است که پس از مقاوت دانشجویان این دانشگاه، حادثه مذکور رخ داده است.
کلمه هم چنین نام یکی از حمله کنندگان به دانشجویان را نیز ذکر است.

هنوز هم در ایران دسترسی به اینترنت قانون شکنی است!
۷۱ درصد از ساکنان تهران ماهواره دارند و تلویزیون های خارجی را تماشا می کنند، که ممنوع است. معنایش این است که میلیون ها نفر در پایتخت مرتکب جرم می شوند.
« محبت نیوز» - زمانی که آنتونی بوردین، اواخر ماه مه روی فیس بوک اش نوشت که او و همکارانش در تلویزیون به مدت ده روز از شبکه های اجتماعی خارج می شوند زیرا به مکانی "ناشناخته" می روند، طرفدارانش می پرسیدند که به بیابان یا به قله پوشیده از برف هیمالیا می رود؟ ده روز بعد، آقای بوردین عکسی از خودش در کنار یک فنجان چای در یک چایخانه در اصفهان منتشر کرد و بلافاصله مشخص شد که چرا این آشپز مشهور هیچ گزینه دیگری نداشته است.
در ایران، مقامات دولتی دسترسی به شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک، توئیتر و یوتیوب را مسدود کرده اند. هر تلاشی برای دسترسی به این سایت ها با استفاده از وی پی ان، غیرقانونی است.
گزارش های زیادی حاکی از این است که مقامات ایرانی دسترسی به هزاران سایت آمریکایی و اروپایی را مسدود کرده اند؛ بخصوص سایت های خبری جهانی. یکی از ترفند های دیگر این است که سرعت اینترنت آنقدر پایین است که دسترسی به این سایت ها تقریبن محال شده است.
طبق آخرین گزارش ها: "سرعت اینترنت در ایران بشدت پایین است. رده بندی ایران از لحاظ آزادی شبکه های اینترنتی درجهان ۱۶۴ از ۱۷۰ کشور است." ماه گذشته دادگاهی در ایران اینستاگرام را ممنوع کرد.
وزیر ارشاد ایران دو هفته پیش در جلسه ای در اتاق بازگانی ایران از مسدود شدن وبسایت ها انتقاد کرد و گفت: "امروز شبکههای اجتماعی رشد بسیار خوبی پیدا کرده اما ما همچنان درگیر آن هستیم که آیا میتوانیم از وایبر و واتسآپ استفاده کنیم یا خیر." وی افزود: "زمانی بود که همین مشکل را با ویدئو داشتیم. حتی زمانی این مشکل در مورد فکس مطرح بود." جنتی چنین ادامه داد: "ما در کشور با هر پدیدهی نو و تازهای ابتدا مخالفت میکنیم بعد که آن پدیده بر ما غلبه کرد آن را میپذیریم به همین دلیل در این حوزهها همیشه ۲۰ سال از دنیا عقبتر هستیم."
به گفته سایت "ایران پرایم" و موسسه صلح آمریکا، ایران یکی از کشورهایی است که در زمینه درک تکنولوژی اینترنت از پیشروترین کشورهای جهان است. ایران در حدود ۲۸ میلیون کاربر اینترنت دارند که اکثر آنان جوان هستند. در ایران بین ۶۰ تا ۱۱۰ هزار وبلاگ وجود دارد که بیشترین تعداد در خاورمیانه است.
مقامات ایرانی اخیرن پذیرفته اند که ممانعت از دسترسی ایرانی ها به دنیای بیرون کارگشا نیست. جنتی در یک سخنرانی در ماه مارس گفت: "چهار میلیون ایرانی در فیس بوک هستند و ما می دانیم که حفظ ارزش های اسلامی نباید بهانه ای برای متوقف کردن این روند باشد." آقای جنتی همچنین اعلام کرد که ۷۱ درصد از ساکنان تهران ماهواره دارند و تلویزیون های خارجی را تماشا می کنند، که ممنوع است. معنایش این است که میلیون ها نفر در پایتخت مرتکب جرم می شوند.
باوجود تلاش های مقامات ایرانی برای متوقف کردن تاثیر غرب بر روی جوانان ایرانی، آنها باسوادتر از نسل های گذشته هستند و بیشتر مشتاق دستیابی به رسانه های جهانی، فرهنگ ها و ایده ها از طریق تلویزیون های ماهواره ای و اینترنت هستند .
زندانی مسیحی اعتصاب غذای خود را دوباره از سر گرفت !
"وحید حکانی"
نوکیش مسیحی در بند زندان شیراز به دلیل اینکه با درخواست آزادی مشروط وی و دو تن دیگر از هم بندان مسیحی اش موافقت نشد، وی بار دیگر اعتصاب غذای خود را از سر گرفت. "اعتصاب غذا" آخرین راه حل این افراد برای نشان دادن اعتراضاتشان می باشد.
به گزارش آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز »، وحید حکانی زندانی نوکیش مسیحی در زندان عادل آباد شیراز، برای بار دوم از روز دوشنبه دوم تیرماه 1393 اعتصاب غذای خود را از سر گرفت.
زندانی مسیحی وحید حکانی اعتصاب غدای خود را در به دلیل اینکه دادگاه با عفو مشروط وی و دو تن دیگر از زندانیان هم بند مسیحی اش موافقت نکرد در اعتراض به این موضوع دست به اعتصاب غذای مجدد زده است.
بار قبل، وحید حکانی از نوکیشان مسیحی شیراز، در آخرین روز سال 1392 (29 اسفند) برابر با (بیستم مارچ 2014) به دلیل عدم پذیرش درخواست آزادی مشروط وی و دیگر دوستان هم بند مسیحیاش از سوی مسئولان قضایی و همچنین شرایط بد زندان، اعتصاب غذای خود را برای بار اول آغاز کرد.
اعتصاب غذای وحید با وجود مشکلات بسیار حاد جسمانی به مدت بیش از 7 هفته، تا 23 اردیبهشت ماه سالجاری ادامه داشت. آن زمان این زندانی نوکیش مسیحی به خاطر آزاد شدن "محمد رضا (کوروش ) پرتویی" از زندانیان مسیحی هم بندش، به اعتصاب غذای خود پایان داد.
"کوروش" از نوکیشان مسیحی است که بهمراه وحید حکانی و دو تن از نوکیشان مسیحی دیگر از سوی دادگاه انقلاب اسلامی شیراز به دلیل " اعتقادات و باورهای مسیحی اش" به 3 سال و هشت ماه زندان محکوم شده بود . وی سرانجام در 23 اردیبهشت ماه 1393 از سوی دادگاه انقلاب بطور مشروط آزاد شد.
وحید حکانی در روزهای آخر اعتصاب غذای بار اول خود با وجود محدودیتها و به دلیل وخامت شرایط جسمی به بهداری زندان منتقل شده بود. شایان ذکر است وحید حکانی از خونریزی معده و عدم کارکرد مناسب دستگاه گوارش رنج میبرد و در حین تحمل محکومیت یکبار مورد عمل جراحی در خارج زندان نیز قرار گرفته است.
مسئولین زندان ضمن آگاهی از بیماری جسمانی اش، وی را به بهانه های مختلف به علت اقدام دوباره به اعتصاب غذا " وحید " را مورد آزار روحی قرار می دهند. همچنین گفته می شود ماموران زندان حتی وسایل شخصی او را در داخل زندان ضبط کرده اند. زندانبان برای فشار بیشتر بر این زندانی نوکیش مسیحی و وادار کردن او به شکستن اعتصاب غذا، نوبت تلفن قانونی وی را حذف کرده و براحتی اجازه تلفن زدن و تماس با بیرون زندان را به وحید نمی دهند.
- جدا سازی زندانیان و "تنبیهات انظباتی"
اخباررسیده از زندان عادل آباد شیراز حاکی است ، بدستور مقامات زندان سلولهای زندانیان مسیحی " مجتبی سیدعلاالدین حسین، همایون شکوهی و وحید حکانی" از یکدیگر جدا شده و نگهداری از آنها در بندهای مختلف آن زندان می باشد. این اقدام بسیار ناگهانی و بدون خبر قبلی صورت گرفته است. به طوری که وقتی بستگان وحید برای ملاقات با وی به زندان رفتند، مسئولین دفتر زندان که هنوز خبری از این تغییر بند نداشتند نمی توانستند او را برای ملاقات با خانواده احضار کنند.
پس از این جابجایی گفته می شود که "همایون شکوهی" و "مجتبی سید علاالدین حسین" دو زندانی نوکیش مسیحی از بند عبرت زندان به بند"سبز" منتقل شده اند و وحید نیز به بند چهار منتقل شده است. مطابق اخبار رسیده ماموران در این بند نیز با وحید به شدت بد رفتاری می کنند.
" وحید حکانی" بار قبل با شروع اعتصاب غذا جهت تنبیه از سوی مسئولان زندان به سلول انفرادی منتقل شده بود. گرچه او بار دیگر از سلول انفرادی به بند "عبرت" بازگردانده شد، اما همچنان به اعتصاب غذایش ادامه داد.
مسئولان زندان دفعه قبل نیز پس از این که "وحید" حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشد، به گفته مسئولان زندان برای وی "تنبیهات انظباتی" در نظر گرفتند و وحید را از دسترسی و استفاده از تلفن جهت تماس با خانواده منع کرده بودند. ضمن اینکه او ممنوع الملاقات شده بود و اجازه ملاقات هفتگی با خانواده اش را نیز نداشت.
- اعتصاب غذا تنها گزینه موجود !
یاد آور می شود که وحید حکانی بهمراه همایون شکوهی ،مجتبی سیدعلاالدین حسین و محمدرضا پرتویی (كوروش) از جمله ده نفر زندانیان مسیحی میباشند که ابتدا در روز چهارشنبه مورخ ۱۹بهمن ماه ۱۳۹۰ ( برابر با ۸ فوریه ۲۰۱۲ ) با هجوم به دو منزل مسكونی در شیراز بازداشت شدند. شش نفر آنها به تدریج با سپردن وثیقه، طی دفعات مختلف از زندان آزاد شدند.
اما این چهار تن در 20 خرداد ماه 1392 برابر با (دهم جون 2013) در حالی که تمام نگاهها به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود، دور از چشم رسانه ها،حکمشان از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان شیراز صادر شد .
دادگاه انقلاب اتهام این افراد را شركت در جلسات خانگی، تبلیغ و ترویج مسیحیت، ارتباط با سازمانهای مسیحی در خارج از کشور، تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی آنان را متهم ردیف اول شناخت و هر یک را به 3 سال و هشت ماه زندان حکم قطعی محکوم کرد . حکم صادره در همان روز به وکیل این چهار نوکیش مسیحی ابلاغ گردید.
اکنون که همه راههای پیگیری عدالت بر روی زندانیان نوکیش مسیحی بسته شده است. در داخل جمهوری اسلامی هیچ منبعی برای پی گیری مطالبات قانونی آنها وجود ندارد. خود و خانواده هایشان آماج شدید ترین بدرفتاریها تحت نام "تنبیهات انظباطی" قرار گرفته اند. به نظر می رسد که "اعتصاب غذا" آخرین راه حل زندانیان عقیدتی برای نشان دادن اعتراضاتشان می باشد.
۱۳۹۳ تیر ۶, جمعه
فرزندان ايران
یادم میاد پسرک کوچک واکس فروشی را در میدان توپخانه که به سمت یک آخوند رفت و گفت حاج آقا بده کفشت رو واکس بزنم اما آخوند به پسرک کوچک که در حین صحبت گوشه عباش رو گرفته بود تشر زد و گفت نه لازم نیست و بر دست پسرک زد تا عبایش را آزاد کند و در این هنگام خانمی که شاهد ماجرا بود به او گفت:''خجالت نمیکشی با بچه مردم این رفتار را میکنی؟!! به خاطر امثال شماهاست که این بچه کوچک باید تو خیابان ها کار کنه '' و آخوند شکم گنده در حالی که داشت دور میشد گفت: ببین پدر و مادرش چه گناهی مرتکب شدند که بچه آنها دچار این سرنوشت شده !!! و در این هنگام با خودم فکر کردم که چطور در زمان شاه باوجودی که تغذیه رایگان در مدارس توزیع میشد اگر هر خانواده ای فقیر بود و حتی علت وقوع زلزله را به خاطر حکومت شاه و خشم خداوند از حکومت شاه میدانستند ولی الان ها بچه های کار و خانواده های فقیر به علت گناهان پدر و مادرشان و زلزله های مختلف به خاطر بدحجابان پدید می آید و نه به خاطر رفتار حکومت آخوندها در نظام جمهوری اسلامی!!!
و هرگاه که به نظام جمهوری اسلامی فکر میکنم یک سئوال بدجوری ذهنم را به خود مشغول میکند: آیا خمینی به ملت ایران دروغ گفت؟!
آیا خمینی در هنگام ورودش از یک کشور اروپایی(فرانسه) به ایران با یک هواپیمای اجنبی (ایر فرانس) و در حالیکه دست در دست یک غربی (مهماندار فرانسوی) لبخند به لب پا به خاک ایران گذاشت نگفت :{ آب و برق را مجانی میکنینم}
آیا خمینی نگفت:{ آقای ارتشبد شما نمیخواهید مستقل باشید؟ آقای سرلشکر شما نمیخواهید مستقل باشید؟ من به شما نصیحت میکنم بیایید به آغوش ملت و … ما نمیخواهیم ارتشیان را اعدام کنیم و …} و بعد که با همکاری و خیانت ارتشبد قره باغی و فردوست و بنا به توصیه ژنرال آمریکایی (ژنرال رابرت هایزر ) که به ایران رفته بود ارتش اعلام بیطرفی کرد و از جلو انقلابیون کنار رفت آنوقت فردای انقلاب آقای خمینی به خلخالی حکم مستقیم داد و اعدام ارتشبدها و سرلشکرها آغاز شد!!!
در زمان شاه به شهادت خود سران نظام(رفسنجانی) ایرانیان دارای ارج و قرب بودند و در بسیاری کشورها از جمله اروپا بدون ویزا و تنها با نشان دادن گذرنامه ایرانی تردد میکردند و نه مثل الان که برای فرار از ایران بر روی تکه های چوب قایق شکسته در آب های اقیانوس در کنار سواحل استرالیا کودکان و زنان ایرانی شناور باشند و غرق شوند! چطور همین چندسال پیش پس از جنگ سی و سه روزه لبنان,جمهوری اسلامی با چنان سرعتی جنوب لبنان را بازسازی کرد که سید حسن نصرالله رهبر گروهک تروریستی حزب الله از سخاوت خامنه ای در سرمایه گذاری و بازسازی جنوب لبنان تشکر کرد و آنوقت پس از سال ها از گذشتن از جنگی که خمینی و اطرافیانش هشت سال ادامه اش داند و با شعار «جنگ جنگ تا پیرزی» و «راه قدس از کربلا میگذرد» جوان های مردم را گوشت دم توپ نمودند هنوز هموطنانمان در خرمشهربا دادن آن همه شهید در محرومیت بسر میبرند؟!
فراموش نکرده ایم که چند وقت پیش طائب، در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها گفت:» اگر دشمن بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم(!) چون سوریه استان سی و پنجم(!) و یک استان استراتژیک برای ماست.»
خوب به یاد داریم پس از مرگ صدام در نوار غزه فلسطین توسط گروه های حماس و جهاد فلسطینی که جمهوری اسلامی حامی آنهاست در غم مرگ صدام که قاتل صدها هزار ایرانی بود سه روز عزای عمومی اعلام کردند.
جنوب لبنان مهمتر است یا فرزندان ايران زمین؟! سوریه مهمتر است یافرزندان ايران زمین؟!بولیوی و ونزوئلا مهمتر است یافرزندان ايران زمین؟!هیچ حکومتی در تاریخ ایران همانند نظام آخوندی جمهوری اسلامی اجنبی پرست و دشمن ایران نبوده است و به اینصورت با کشور و هموطنان خودش دشمنی نکرده است و روزی را با خواست و تلاش شما هموطنان میبینم که دیکتاتورهای حاکم را به زباله دان تاریخ خواهیم سپرد و سپیده دم آزادی بر ایران زمین طلوع خواهد کرد و کشوری خواهیم داشت آباد،آزاد و مرفه همراه با حکومتی مردم سالار و فرزندان ایران زمین دست در دست هم و لبخند بر لب سرود زیر را میخوانند:
ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم
هوشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
آباد باش اي ايران
آزاد باش اي ايران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش اي ايران
محمد رستگار
جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳
و هرگاه که به نظام جمهوری اسلامی فکر میکنم یک سئوال بدجوری ذهنم را به خود مشغول میکند: آیا خمینی به ملت ایران دروغ گفت؟!
آیا خمینی در هنگام ورودش از یک کشور اروپایی(فرانسه) به ایران با یک هواپیمای اجنبی (ایر فرانس) و در حالیکه دست در دست یک غربی (مهماندار فرانسوی) لبخند به لب پا به خاک ایران گذاشت نگفت :{ آب و برق را مجانی میکنینم}
آیا خمینی نگفت:{ آقای ارتشبد شما نمیخواهید مستقل باشید؟ آقای سرلشکر شما نمیخواهید مستقل باشید؟ من به شما نصیحت میکنم بیایید به آغوش ملت و … ما نمیخواهیم ارتشیان را اعدام کنیم و …} و بعد که با همکاری و خیانت ارتشبد قره باغی و فردوست و بنا به توصیه ژنرال آمریکایی (ژنرال رابرت هایزر ) که به ایران رفته بود ارتش اعلام بیطرفی کرد و از جلو انقلابیون کنار رفت آنوقت فردای انقلاب آقای خمینی به خلخالی حکم مستقیم داد و اعدام ارتشبدها و سرلشکرها آغاز شد!!!
در زمان شاه به شهادت خود سران نظام(رفسنجانی) ایرانیان دارای ارج و قرب بودند و در بسیاری کشورها از جمله اروپا بدون ویزا و تنها با نشان دادن گذرنامه ایرانی تردد میکردند و نه مثل الان که برای فرار از ایران بر روی تکه های چوب قایق شکسته در آب های اقیانوس در کنار سواحل استرالیا کودکان و زنان ایرانی شناور باشند و غرق شوند! چطور همین چندسال پیش پس از جنگ سی و سه روزه لبنان,جمهوری اسلامی با چنان سرعتی جنوب لبنان را بازسازی کرد که سید حسن نصرالله رهبر گروهک تروریستی حزب الله از سخاوت خامنه ای در سرمایه گذاری و بازسازی جنوب لبنان تشکر کرد و آنوقت پس از سال ها از گذشتن از جنگی که خمینی و اطرافیانش هشت سال ادامه اش داند و با شعار «جنگ جنگ تا پیرزی» و «راه قدس از کربلا میگذرد» جوان های مردم را گوشت دم توپ نمودند هنوز هموطنانمان در خرمشهربا دادن آن همه شهید در محرومیت بسر میبرند؟!
فراموش نکرده ایم که چند وقت پیش طائب، در جمع مسئولان بسیج دانشجویی دانشگاهها گفت:» اگر دشمن بخواهد سوریه یا خوزستان را بگیرد اولویت با این است که ما سوریه را نگه داریم(!) چون سوریه استان سی و پنجم(!) و یک استان استراتژیک برای ماست.»
خوب به یاد داریم پس از مرگ صدام در نوار غزه فلسطین توسط گروه های حماس و جهاد فلسطینی که جمهوری اسلامی حامی آنهاست در غم مرگ صدام که قاتل صدها هزار ایرانی بود سه روز عزای عمومی اعلام کردند.
جنوب لبنان مهمتر است یا فرزندان ايران زمین؟! سوریه مهمتر است یافرزندان ايران زمین؟!بولیوی و ونزوئلا مهمتر است یافرزندان ايران زمین؟!هیچ حکومتی در تاریخ ایران همانند نظام آخوندی جمهوری اسلامی اجنبی پرست و دشمن ایران نبوده است و به اینصورت با کشور و هموطنان خودش دشمنی نکرده است و روزی را با خواست و تلاش شما هموطنان میبینم که دیکتاتورهای حاکم را به زباله دان تاریخ خواهیم سپرد و سپیده دم آزادی بر ایران زمین طلوع خواهد کرد و کشوری خواهیم داشت آباد،آزاد و مرفه همراه با حکومتی مردم سالار و فرزندان ایران زمین دست در دست هم و لبخند بر لب سرود زیر را میخوانند:
ما گلهاي خندانيم
فرزندان ايرانيم
ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم
ما بايد دانا باشيم
هوشيار و بينا باشيم
از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم
آباد باش اي ايران
آزاد باش اي ايران
از ما فرزندان خود
دلشاد باش اي ايران
محمد رستگار
جمعه ۶ تیر ۱۳۹۳
اشتراک در:
پستها (Atom)
